eitaa logo
نو+جوان تنهامسیری
7.1هزار دنبال‌کننده
7.9هزار عکس
4.8هزار ویدیو
46 فایل
اینجا اَبرها کنار رفتن،آسمون آبیِ آبیه💫 تو آسمونت چه رنگیه؟!بیا کنار هم باشیم رنگها با هم که باشن🎨 دنیا رو قشنگ میکنن...😍 ادمین: @F_mesgarian پاسخگویی مطالب کانال : @Hosein_32
مشاهده در ایتا
دانلود
👼🧚‍♂🌷✨🌿 😭دیگر چشمان رباب اشکی نداشت. زیر لب برای طفل شش ماه اش لالایی میخواند. لالایی برای آرام گرفتن دل بی قرار خودش بیشتر. 😭 علی اصغر✨ هم دیگه گریه نمی کرد . نایی برای گریه نداشت.😔 گهگاه تکانی میخورد و ناله میکرد. لب های کوچکش خشکیده بود مثل کویری داغ . مثل زمین کربلا. 💥☀️ رباب شیر نداشت تا بتواند علی اش را سیراب کند . علی هم رمقی تا تقلایی کند برای آب. رباب بغض کرده بود و داشت آرام آرام طفل صغیرش را میدید که سرباز کوچکی برای بابا بود.🍃 چه نامرد بودند کوفیان. آب را بر کودک بستن خجالت دارد. کسی پرده خیمه را کنار زد و وارد شد . رباب سرش را چرخاند . حسین✨ بود. مولای غریب او .پدر طفلش ..... دیگر از او آب طلب نکرد. لب های خشکیده امام ✨خود حکایت از تشنگی داشت . نگاه بی جان علی هم خود حکایت داشت از طفل مظلومش. حسین✨ علی ✨را بغل کرد و از خیمه بیرون رفت. 🌱 رباب فهمید که میخواد چه کند. از جا بلند شد. بی تاب از این سر به آن سر خیمه قدم میزد. دلش نگران بود. نگران کودکش.... صدای حسین ✨را شنید . حداقل اندکی آب به این طفل بیگناه بدهید.😭 چه شد که صدای حسین خاموش شد.😱 چند دقیقه بعد فهمید که کودکش کوچکترین سرباز امام شهیدشد.😭 سربازی که خونش را امام✨ به آسمان پاشید و آسمان قطره ای از آن را پس نفرستاد.🌈 حسین ✨هم پیکر علی ✨در دست میرفت و میامد. ناگهان رباب صدای ناله زینب✨ را شنید. علی اصغر او را میخواهد به خاک بسپارند. برای طفل معصوم خودش لالایی خواند تا راحت بخوابد😭 با همان لب های خشکیده... 🥀پسرم از نفس افتاد ، به دادم برسید 🥀داد از اینهمه بیداد، به دادم برسید 🥀تشنه ام،شیر ندارم، چه کنم حیرانم 🥀آخر باید چه به اوداد ، به دادم برسید 🥀بوی آب و دل بی تاب و سپاهی بیرحم 🥀طفلی و اینهمه جلاد،به دادم برسید 🥀آب دامی است که دلبند مرا صید کنند 🥀وای از حیله صیاد به دادم برسید 🥀با پدر رفت،ندانم چه شده از میدان 🥀شاه پیغام فرستاد به دادم برسید 🥀بارالها چه بلایی سرش آمد که حسین 🥀میزند این همه فریاد،به دادم برسید 🖤 نو+جوان تنهامسیری 💫 @NojavanTanhamasiri