گندم و شکلات خریدیم.
فرش های از قالیشویی برگشته را پهن کردیم. چراغهای رنگی را وسط کوچه آویختیم.
ظرف ها را می چینم.
استکان ها، بشقاب ها، سفره ی یکبار مصرف و کتابچه های دعا.
در هر رفت آمد چیزی یادمان می افتد و آن را هم روی میز می چینیم.
مامان سادات و عمه خانم هم در طبقه ی بالا فعالند.
خانم ها بالا و آقایان در منزل ما طبقه ی پایین.
صبح غدیر خانه پر می شود از ندبه خوان ها.
#یاعلی
#غدیر
هدایت شده از خط روایت
🏴✨﷽
〰〰〰〰〰
#مقاومت
شب رو گذروندیم و همین الان که صبح شده، سینه ام می سوزه.
نه از غم بلکه از خشم.
خشمی که روز قبل غدیر بیشتر دلم رو گره می زنه به شجاعت امیرالمومنین(ع).
دارم کارم رو می کنم. خونه رو آماده می کنم برای دعای ندبه ی صبح غدیر.
برای اومدن کسایی که از ته دل از امیر المومنین (ع) ظهور پسرش رو می خوان.
گندم های حلیم خیس شدن، پرچم ها رو هم زدیم و دلم می خواد اینجای کار مثل مغازه دار تو یمن باشم.
پای کار باشم و بگم مولا ما از تو مدد می گیریم.
مدد برسان که یهود هنوز هم از اسم تو واهمه داره.
ان شاء الله خیبری دیگر رقم بخوره.
✍ #نرگس_زنجانی
〰〰〰〰〰
#خط_روایت
#یاحیدرکرار
🔻روایتهای خود در مورد آرمانهایتان را برای ما ارسال کنید.
〰〰〰〰〰
@khatterevayat
در دل جنگ هم حلیم مان را به لطف خدا درست کردیم.
به قول مامان سادات قربان امام علی(ع)
#ماملت_امام_علی_و_امام_حسین_والی_آخریم
هدایت شده از خط روایت
🚩✨﷽
〰〰〰〰〰
#مقاومت
برنامه ی هر سالمان در روز غدیر به انجام و اتمام رسید.
شب عید، با پختن حلیم سپری شد. صبحانه ی عید غدیر برای ندبه خوان ها.
شب، آتش دل مان با موشک های نشسته وسط تل آویو آرام گرفت.
انرژی شد برای بهتر نوکری کردن.
سحر غدیر کنار مردمی نشستیم که با قوت، مثل هر سال آمده بودند.
لای گریه های فِراق، بغض های فرو خورده را با خودشان باز کردیم.
یک دل خواندیم:
اللَّهُمَّ وَ أَقِمْ بِهِ الْحَقَّ وَ أَدْحِضْ بِهِ الْبَاطِلَ وَ أَدِلْ بِهِ أَوْلِیَاءَكَ وَ أَذْلِلْ بِهِ أَعْدَاءَكَ؛
✍ #نرجس_زنجانی
〰〰〰〰〰
#خط_روایت
#خط_خیبر
🔻روایتهای حماسی خود را برای ما ارسال کنید.
〰〰〰〰〰
@khatterevayat
وَقُلْ رَبِّ أَدْخِلْنِي مُدْخَلَ صِدْقٍ وَأَخْرِجْنِي مُخْرَجَ صِدْقٍ وَاجْعَلْ لِي مِنْ لَدُنْكَ سُلْطَانًا نَصِيرًا
و بگو: پروردگارا! مرا (در هر كار) صادقانه وارد كن، و صادقانه خارج نما، و از سوي خود سلطان و ياوري براي من قرار ده.
🌱
ما رو هول دادن توی جنگ .
خدایا خودت کاری کن که سربلند از این جنگ بیرون بیاییم.
هممون: رزمنده ها و مسئولین و ما مردم عادی.
شرف خانه دیگر برایم جایی کنار دریاچه ارومیه نیست.
معنایش برایم عوض شده.
شرف خانه وطنم است و آدم های با شرفش.
#پیروز_باشی_وطنم
#با_شرف_باشیم
#صدای_حقیقت
#شجاع_باش
از بغل گوشمان، شهید آورده بودند.
شهدای حملات موشکی. پاسدارانی که پشت پدافند بودند.
یکی از شهدا بهمان نزدیک بود. با واسطه بهمان وصل می شد.
پسردایی زن برادرم.
قرار بود بعد ماه صفر برایش جشن عروسی بگیرند.
تسکین خانواده و همسرش، شهادت در راه خدا بود و آرزوی شهادتی که داشت.
بچه ها را آماده کردم و با هم رفتیم برای تشییع.
خیلی ها خانوادگی آمده بودند. مثل ما همراه بچه های قد و نیم قد.
از ته دل مرگ بر اسراییل گفتیم.
همه با نفرت. همه پر جوهر.
۱۴۰۴/۳/۲۶
#شهیدامیرحسین_حسنی_اقتدار