#طنزیمات
رفتم گز خریدم،
نشستیم توی تاکسی.
به دوستم گفتم من گز با پسته ی زیاد دوست دارم! اصلا کاش گز ۸۰درصد پسته میزدن!
راننده اصفهانی گفت: شوما یه مشت پسته بیگیر آ بُخور!
#والا😆
#بقیه_نویس
┈┈••••✾🖤🥀🌿•✾•••┈┈
@noonoghalam
#خودنویس
«هو الفاطر»
این یک قانون است که إرثیه ی فرزند یتیم را به او بدهند.
من مادرم شهیده شد
بین در و دیوار
و عجیب بود که
إرثیه ام را مطالبه نمی کردم!
سالها گذشت تا آنکه
وقتی
جایی
حضرت مادر را دیدم
و پرسید:
مگر إرثیه، حق تو نیست؟
چرا آن را پس نمی گیری؟!
یادگارش را می گفت
چادر خاکی اش را می گفت
آری ؛
إرثیه ی او، حق من بود
چرا باید استنکاف می کردم؟
و از آن روز
برای گرفتنش
عقل و قلبم را
کفش آهنین پوشاندم
و به تحقیق و تفحص پرداختم
و در دادگاه وجدان
فطرتم را
وکیل مدافع خویش قرار دادم
تا سرانجام
و پس از فراز و نشیب های بسیار
آن را پَس گرفتم
از نَفْسم
از هوا و هوس هایم
و از خودم
و امروز انگار
فاطمه بر دروازه ی تاریخ منتظر است
منتظر آنست که تمام فطرت های زنانه، بر علیه نفسِ خویش قیام کنند و حق شان را مطالبه نمایند
اصلاً مگر ارثیه، سهم ما از این دنیا نیست ؟
چرا نباید آن را پس بگیریم ؟
حق مان را می گویم
إرثیه ی مادر را می گویم
یادگار مادر را می گویم
حجاب را می گویم...
ف.اصفهانی✍️
آذر ۱۴۰۳
#نشر_فقط_با_لینک_کانال
#فاطمیه
┈┈••••✾🖤🥀🌿•✾•••┈┈
@noonoghalam
بر عاصیان هر قوم بگماشت حق، عذابی
ما خِیل عشقبازان، هجرانمان بلاء بود
┈┈••••✾🖤🥀🌿•✾•••┈┈
@noonoghalam