eitaa logo
آموخته های یک وکیل
105 دنبال‌کننده
10 عکس
8 ویدیو
0 فایل
هادی حاجی نورمحمدی
مشاهده در ایتا
دانلود
"عدالت دیر هنگام، مانع پنهان شکوفایی اقتصاد" قوه‌ قضاییه تأثیر مستقیمی بر اقتصاد و حتی میزان سرمایه‌گذاری خارجی دارد. شاید بپرسید چگونه؟ پاسخ ساده است: امنیت حقوقی. یک تاجر یا سرمایه‌گذار قبل از هر چیز باید بداند اگر حقی از او تضییع شد—اتفاقی که در تجارت چندان هم دور از ذهن نیست—چه مدت طول می‌کشد تا از طریق مراجع قضایی به حق خود برسد. سرعت، دقت و "پیش‌بینی‌ پذیری" در رسیدگی‌های قضایی برای فعالان اقتصادی یک شاخص مهم است. در واقع، تصمیم برای سرمایه‌گذاری فقط به سود و بازار محدود نمی‌شود؛ بلکه به این موضوع نیز وابسته است که آیا در صورت بروز اختلاف، نظام قضایی می‌تواند در زمان معقول و با سازوکاری قابل اعتماد به دعوا رسیدگی کند یا خیر. یکی از چالش‌هایی که در این زمینه همواره مورد بحث بوده، مسئله اطاله دادرسی است. طولانی شدن فرآیند رسیدگی می‌تواند هزینه‌های مالی و زمانی قابل توجهی به فعالان اقتصادی تحمیل کند و حتی در برخی موارد باعث شود پیگیری حق برای افراد از نظر اقتصادی توجیه‌پذیر نباشد. در ادبیات حقوقی نیز گفته می‌شود: «عدالت اگر دیر اجرا شود، خود به نوعی بی‌عدالتی است.» از همین رو کارآمدی دستگاه قضایی، تسریع در رسیدگی‌ها و ایجاد سازوکارهای حل اختلاف سریع‌تر—مانند داوری و میانجیگری—می‌تواند نقش مهمی در بهبود فضای کسب‌وکار و جلب اعتماد سرمایه‌گذاران ایفا کند. آموخته های یک وکیل https://eitaa.com/noormohammadilawyer
به عشق همه مادران❤️❤️
"شاید وقتی دیگر" قاضی از دست یکی از ارباب رجوعها عصبانی بود. داد و فریاد می‌زد. صداش توی کل راهرو پیچیده بود. همکارم یک برگه در دست داشت، منتظر بود طرف برود و بعد از قاضی دستور بگیرد. اون بنده خدا که تقریبا پرت شد بیرون اتاق. همکار رفت داخل، سلام آقای قاضی، عبارات خوشگل ردیف شد. قاضی یه نگاه به ورق این بنده خدا کرد و دیالوگ قاضی : نمیدم. دستور نمیدم. بنده خدا پاسوز نفر قبلی شد. خوب برادر من میبینی عصبانیه، این دستور رو موقع خوشحالی نمیدن چه برسه.... .
"شب قدر" یه خاطره یادم آمد گفتم براتون تعریف کنم جالبه. ماه رمضان بود.شب قدر. با خودم گفتم تکلیف من این است که امشب بخوابم تا صبح برای دفاع در محکمه آمادگی و هوشیاری کامل داشته باشم. صبح قاضی را دیدم که از خواب‌آلودگی پای خود را روی زمین می کشید. آنجا بود فهمیدم علاوه بر اینکه وکیل باید شب خوبی را سپری کرده باشد، قاضی نیز باید دیشب خوب خوابیده باشد. 😊😊 گاهی همه چیز آنطور‌ که ما می‌خواهیم پیش نمی‌رود.
"اثبات وصیت شفاهی" همسر موکل فوت شده بود. توی بیمارستان شفاها وصیت کرده که خانه به همسرش برسه. من گله داشتم و به موکل میگفتم خوب حداقل این مطلب روی یه برگه باطله هم می‌نوشت الان لازم نبود بریم دادگاه و... اساسا هر مردی باید وصیت نامه خودش رو بنویسه بده دست امین خودش. به موکل گفتم الان خود من از موقعی که 20 ساله بودم وصیت کردم گذاشتم پیش امین. موکل:آقای نورمحمدی شما 20 سالگی چه اموالی داشتید؟! من: هیچی. صرفا بازماندگان رو توصیه به صبر و تقوای الهی کردم. موکل:... یادداشت های یک وکیل https://eitaa.com/noormohammadilawyer
"حماقت، مانند خمیازه، مسری است." کسی که دست به رفتار نادرست یا احمقانه می‌زند، اغلب برای توجیه کار خود تلاش می‌کند دیگران را نیز با خود همراه کند. او می‌خواهد عملش عادی، قابل‌قبول و حتی موجه به نظر برسد؛ به همین دلیل دوست دارد تو هم همان مسیر را بروی. بسیاری از افراد، وقتی مرتکب خطا یا تعدی به حق دیگران می‌شوند، به‌جای پذیرش مسئولیت، دیگران را هم به همان رفتار دعوت می‌کنند؛ گویی اگر جمعی خطا کنند، زشتی آن کمتر می‌شود. در حالی که نادرستی، با همراهی دیگران درست نمی‌شود. تو اول بگو با کیان زیستی من آن گه بگویم که تو کیستی "سعدی" یادداشت های یک وکیل https://eitaa.com/noormohammadilawyer
"پشت هر دادخواست خانوادگی، الزاماً پایان یک رابطه نیست" شاید باور نکنید؛ اما خودم دیدم که می‌گویم. زوجه از سرِ علاقه‌ی زیاد، دادخواست طلاق داده بود. مرد هم با خنده به قاضی می‌گفت: ـ آقای قاضی، همین دیشب با هم رفته بودیم دنده‌کباب زدیم! زن دلش بچه می‌خواست و مرد، با پنجاه سال سن، می‌گفت: ـ آقای قاضی، من خودم هنوز بچه‌ام! خلاصه مرد خیلی خون‌سرد و سرحال بود. زوجه هم از شدت علاقه به همسرش گریه می‌کرد. قاضی مانده بود در کار این دو نفر؛ هرچه خانم نیش و کنایه می‌زد، مرد فقط می‌خندید و می‌گفت: زن، پاشو بریم... بریم با هم یه کباب بزنیم، همه‌چیز درست می‌شود! آن‌جا یاد این حکمت افتادم که: «نیشِ زن، شیرین است.» گاهی پشت بعضی دادخواست‌ها، بیش از آن‌که اختلاف حقوقی باشد، یک رابطه‌ی حل‌نشده و دلی پُر از حرف وجود دارد. یادداشت های یک وکیل https://eitaa.com/noormohammadilawyer
در جمعی فرهیخته بودم، همگی دارای منصب و‌ مدارک علمی، از دکترای مدیریت بازرگانی تا دکترای روانشناسی ، برخی دارای چندین مدرک و‌مدارج علمی، همگی دارای چندین سال تجربه کاری و حتی برخی بازنشسته. زرنگی کردم و سوالی از ایشان پرسیدم: کتابی که بیشترین تاثیر را بر روی زندگی شما داشته نام ببرید؟! یعنی کتابی که می‌توانید بگویید قبل و‌‌ بعد از آن زندگی شما فرق کرد چه بوده است؟ اینگونه بود که سیر مطالعاتی خاصی را برای خودم پیدا کردم. ۱.ذهن آری یا نه ، اسپنسر جانسون ۲.پله پله تا ملاقات خدا ،عبدالحسین زرین کوب ۳.صد سال تنهایی،گابریل گارسیا ۴.زندگی مادمازل شنل،گورتنر ۵.تئوری رها کردن،مل رابینز ۶.لطفا گوسفند نباشیم،محمود نامنی ۷.آنگاه که آگاه شدم،محمد تیجانی ۸.راز شکرگزاری، راندا برن ۹.حکایت دولت و فرزانگی،مارک فیشر ۱۰.عرفان؛فصوص الحکم،ابن عربی ۱۱. ۳۶۵ روز در مصاحبت با قرآن ،الهی قمشه ای ۱۲.سرشت و سرنوشت مستی و هستی، دینانی ۱۳.شیخ اشراق،دینانی ۱۴.درد جاودانگی،اونا مونو ۱۵.مرگ دیوانگی،تولستوی ۱۶.جنایات و‌مکافات،فیودور داستایفسکی ۱۷.جوانان چرا،مصطفی زمانی ۱۸.علم چیست ،فلسفه چیست،عبدالکریم سروش ۱۹.انسان بی محتوا،جورجو آگامبن ۲۰.از جز به کل،استیو‌ تولستز ۲۱.شازده کوچولو،آنتوان دو سنت شما چطور؟ یادداشت های یک وکیل https://eitaa.com/noormohammadilawyer
می خواهمت چنانکه شب خسته خواب را می جویمت چنانکه لب تشنه آب را محو توام چنانکه ستاره به چشم صبح یا شبنم سپیده دمان آفتاب را بی تابم آنچنانکه درختان برای باد یا کودکان خفته به گهواره تاب را بایسته ای چنان که تپیدن برای دل یا آنچنان که بالِ پریدن عقاب را حتی اگر نباشی، می آفرینمت چونان که التهاب بیابان سراب را ای خواهشی که خواستنی تر ز پاسخی با چون تو پُرسشی چه نیازی جواب را قیصر امین پور یادداشتهای یک وکیل https://eitaa.com/noormohammadilawyer
*به وقت اسارت* یکی از پادکست های موثر که پیشنهاد میکنم در خلوت خودتان گوش بدید. خاطرات آزاده ای که در دوران اسارت تحصیل کرد و علی رغم تمام سختی ها در کسب و کارش موفق میشه. 👇👇👇 https://podcasts.apple.com/us/podcast/%D8%A8%D9%87-%D9%88%D9%82%D8%AA-%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D8%B1%D8%AA/id1564548541?i=1000716035315