تو این چند روزی که نبودم حس کردم عمیقا دارم زندگی می کنم
تو دنیای واقعی 🍁☁️🏡💌
شاید باورت نشه ولی من از بچگی تصویر ایده آلی که از خودم تو ذهنم می دیدم می دونی چی بود ؟!
یه همسر یه مادر که با عشـــق 🫀 کاراشو می کنه
ذوق و سلیقه داره
بی نهااایت حوصله داره
با تموم جونش با بچه اش وقت می گذرونه
هزار مدل داستان و قصه برای تعریف کردن پیش بچه هاش داره
هزار مدل غذا یاد داره درست کنه حتی اگر کمترین امکانات رو داشته باشه
موهای دخترشو ببافه و پایینش یه پاپیون بزنه و بعدش یه بوسش کنه و بگه بیا بشین تعریف کن چی شد امروز
دامن گلی شو بپوشه و برای شام قورمه سبزی بار بذاره
موقع ظرف شستن یه شعر قشنگ بخونه
هرگوشه ی خونش پر از گل و گیاه و یه تیکه از هنرهاش باشه
🥺😍🤌
ولی من تو ذهنم همینارو تصور می کردم از خودم تو آینده
جالبه هاااا ؟!
شایدم برای عده ای تکراری و مسخره 🙂
ولی من همینو دوست دارم زندگی کنم
یه زن باشم شاد و پرانرژی و تاثیر گذار 🦋
چقدر حرف داشتم برای گفتن 🤌
چند روز نبودمااا
دیگه مجبورین بشینین پای صحبت هام آره 😅
نورْتَــــم✨ |𝑵𝒐𝒐𝒓𝒕𝒂𝒎
شاید باورت نشه ولی من از بچگی تصویر ایده آلی که از خودم تو ذهنم می دیدم می دونی چی بود ؟! یه همسر ی
خب البته که این خانومی که من اینجا ازش تعریف کردم هدف هم داره و تلاش گر هم هستااا 😁👌
9.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
یادتونِ جایی که داشتم از کمال گرایی حرف می زدم گفتم شروع کن به مرور بهتر میشه ؟؟!
اولین کلیپی که خودم درست کردم و گذاشتم کانال و یادتونه ؟!
حالا کیفیت اینو ببین 🤌
این کلیپ رو هم تازگی درست کردم
همین طور فِلبداهه که ببینم چطوری درمیاد ...
اگر بگم خودم خیلی ذوق زده شدم بعد درست کردنش باور می کنی ؟! 😅👀
میدونی چرا ؟!
چون هیچ آموزش ادیتی ندیدم تا حالا
هیچ کس بهم چیزی نگفته بود
خودم با دیدن کلیپ های این سبکی و ریز شدن روش فهمیدم چطوری ادیت زدن
و نشستم و با گوشی دستم بدون کمک کسی اینو ادیت زدم
کی ؟!
نصف شب وقتی که همه خواب بودن
گفتم چی درست کنم حالا ؟
دیگه همین همون موقع به ذهنم رسید و شد این 🤲😌😍🎞
چطور شده ؟!
بیا بهت بگم چطوری تو موقعیت های اعصاب خوردی خونسردی خودتو حفظ کنی و موقعیت تو برعکس به نفع خودت بچرخونی ؟! 🙂✋🌙✨
نورْتَــــم✨ |𝑵𝒐𝒐𝒓𝒕𝒂𝒎
بیا بهت بگم چطوری تو موقعیت های اعصاب خوردی خونسردی خودتو حفظ کنی و موقعیت تو برعکس به نفع خودت بچرخ
اول از همه بیا برات تعریف کنم برام چه اتفاقی افتاد ...
دیشب خونه ما دوره ی قرآن بود خانوادگی
باید شام درست می کردم برای تعداد بالا
و تزیین حلوا و خرما و مخلفات شام ...
از روز قبلش جوری برنامه ریزی کرده بودم که تا یه ساعت قبل اومدن مهمون ها همه کارامو کرده باشم 👀
و همیشه از اینکه دقیقه نود بیفتم به انجام دادن کارا متنفر بودم 🤌
حالا چه اتفاقی افتاد ؟!
همسرم باید خرید می کرد و می آورد تحویل من می داد ...
طوری که من پیش بینی کرده بودم اگر ظهر خرید هارو تحویلم می داد من تا عصر کارام تموم شده بود 🥲
ولی یهو ظهر پیام داد که خانوم برام کاری پیش اومده و من نمی تونم الان بیام
بعد از ظهر میام 🤐
و این برای منی که همه ی کارام گرو اون خریدا بود یعنی فاجعه ‼️
ساعت ۴ بعد از ظهر خریدا رسید دستم ...
و من فقط ۳ ساعت وقت داشتم انبوهی از کارا رو جلو ببرم
و چون یه فسقلی هم دارم یعنی سرعت کارام میشه کندترین حالت ممکن
و جاروی خونه هم می افته دقیقه ی آخر که دوباره کثیف نشه خونه 🥴
حالا تو برو تا آخرش دیگه ...
تو این موقعیت میدونی چه راهکاری رو انجام دادم که تونستم روی حالاتم کاملا کنترل داشته باشم و اعصابمو بهم نریزم ؟!
اگر می خوای بدونی چه راهکاری حتماااا ویسی که می فرستم و گوش کن 👌🎧✅