eitaa logo
- دلدادھ مٺحول -
3.3هزار دنبال‌کننده
457 عکس
72 ویدیو
6 فایل
- از گرامافون ؛ زمزمه‌هایِ شجریان به گوش می‌رسه...
مشاهده در ایتا
دانلود
دقیقا چهارصد سال و هفت ماه و دوازده روزه که تو تابستونیم. و تازه شهریور هنوز کامل مونده. کاش این اصرار به موندن رو پاییز داشت. زمستون داشت. تو داشتی عزیزم. کاش این اصرار به موندن رو تو داشتی.
غایتِ این قصه باید به اینجا می‌رسید که بگم: "خُـرَّم آن لحظه که مشتاق، به یاری برسد آرزومند نگاری به نگاری برسد..." اما حالا با لبخندِ ناشی از غمِ شیرینِ فراق تو، آهسته زیر لب می‌خونم: "لذت وصل نداند مگر آن سوخته‌ای که پس از دوری بسیار به یاری برسد..."
تو کتاب فیه ما فیه مولانا، تو یه پاراگرافی نوشته بود: "بعضی باشند که سلام دهند و از سلام ایشان بوی مُشک(عطر) آید." باید بگم که پرانتزها لبخندِ معنادار و منظوردار، پرانتزهااا :)))))))
- دلدادھ مٺحول -
وقتی از جلوی این موکب رد می‌شدم، یاد اون تك‌ بیت شعر افتادم که میگه ز حد بگذشت مشتاقی و صبر اندر غمت یارا به وصل خود دوایی کن، دل دیوانه‌یِ ما را... انگاری تو این مسیر هر کسی از تمامِ تعلقاتش مایه میزاره. از جای اسکان گرفته، تا مواد غذایی و مالی. اونم نداره؟ کار فرهنگی و پخش نذری. اونم نه؟ میگه بیا دراز بکش خستگیتو دَر کنم زائر. بیا با یه تیکه مقوا باد بزنمت. تو فقط بیا...
این کانسپت "چشمای خوشگل داشتن" فراتر از یه ویژگیه انگار. مثل پول و پارتی می‌مونه. همونقدر در ارتباطات مؤثره و مهم و به یاد موندنی.
آدم‌ها بیشتر از هر چیزی، ناامید کننده‌ن بنظرم. به طوری که در موقعیت‌هایِ مختلف، واضحاً دست از امید داشتن بهشون می‌کشی و بعد از اون با یه نخ نازك همچنان ارتباطت رو باهاشون نگه می‌داری. کم‌رنگ و محو اما پابرجا.
"گذشتن و رفتنِ پیوسته"