eitaa logo
- دلدادھ مٺحول -
3.3هزار دنبال‌کننده
367 عکس
66 ویدیو
8 فایل
- از گرامافون ؛ زمزمه‌هایِ شجریان به گوش می‌رسه...
مشاهده در ایتا
دانلود
انگار یه قهرمان کفِ مترو تفنگ پلاستیکیش رو جا گذاشته بود!
- دلدادھ مٺحول -
انگار یه قهرمان کفِ مترو تفنگ پلاستیکیش رو جا گذاشته بود!
خندیدم و ایستادم ازش عکس گرفتم، تا یادم بمونه روزایی که از پس غم‌هام برنمیام، احتمالاً منم تفنگمو تو کمد لباس، بالای اُپن، رو صندلیِ اتوبوس، تو زیپِ آخری کوله پشتی‌ یا هر جای دیگه‌ای، جا گذاشتمش. پس در اون لحظات باید پیداش کنم تا دوباره قهرمان بشم و برگردم به جنگ زندگی و غم‌های بی‌شاخ و دُم.
- دلدادھ مٺحول -
در موردش باید سماور رو روشن کنم و همزمان که چاووشی داره می‌خونه، دمنوش لیمو دم کنم.
گاهی اوقات مؤمن در حالت غم و اندوه، روز را به شب میرساند، و شب را به صبح چون مصلحتِ او، چیزی غیر از غم نیست! - امیرالمومنین‌علیه‌السلام
ء. از فُطرس ملک به همه پَرشکسته‌ها، حی علی کرامت گهواره‌یِ حسین(ع)
- دلدادھ مٺحول -
ء. از فُطرس ملک به همه پَرشکسته‌ها، حی علی کرامت گهواره‌یِ حسین(ع)
فُطرُس، یکی از فرشتگان حامل عرش در انجام وظیفه‌اش سُستی کرد، بال‌هایش شکسته و به جزیره‌ای در زمین تبعید شد. وی ۷۰۰ سال به عبادت خدا مشغول بود تا امام حسین(ع) به دنیا آمد. جبرئیل با هفتاد هزار فرشته جهت تبریک این میلاد به زمین نازل شدند، وقتی از کنار فطرس گذشتند او از علت نزول آنان جویا شد و از آنان خواست تا وی را با خود ببرند. جبرئیل نزد پیامبر(ع) برای وی میانجیگری کرد. با پیشنهاد پیامبر(ص)، فطرس خود را به قنداقه امام حسین(ع) مالید و خداوند بال هایش را بهبود بخشیده و او را به جایگاه اولیه‌اش بازگرداند...
- دلدادھ مٺحول -
فُطرُس، یکی از فرشتگان حامل عرش در انجام وظیفه‌اش سُستی کرد، بال‌هایش شکسته و به جزیره‌ای در زمین تب
وظیفه سلام رسانی فطرس: فطرس پس از بهبودی و عروج به آسمان به رسول خدا خبر از شهادت فرزندش حسین داده و می‌گوید به جبرانِ این شفاعت، زیارت هر زائر و سلام و صلوات هر سلام دهنده‌ای را به امام حسین(ع) برساند...
- دلدادھ مٺحول -
ء. از فُطرس ملک به همه پَرشکسته‌ها، حی علی کرامت گهواره‌یِ حسین(ع)
ضمیمـه٫ دل شکسته‌م. شکسته‌تر از بال‌های فطرس‌م انگار. معتقدم که شادی رو میشه با آدما درمیون گذاشت اما غم‌هارو رو نه. غم رو باید ببری پیش کسی که بلدش باشه. که دل شکستگی رو باید صاف آورد گذاشت دم در خونه خودت، چون عزیزی، حزنِ محترمی‌، اشکِ مقدسی، لیلایِ دل‌هایِ عاشقی و پناهِ گمشده‌ها. پس دلم رو میزارم پیش‌ـت امانت بمونه تا مثل بال‌هایِ فطرس شکستگیش درمون بشه... خوش اومدی به عالم عزیزِ قلب‌ها🤍
- دلدادھ مٺحول -
ظهر که اینجا نوشتم "دل شکسته‌‌م" ؛ واقعا شکسته‌ترین آدم روی کره زمین بودم. گریه‌دارتَرین. بُریده‌ترین. ساکت‌ترین و الباقیِ صفاتی که بشه به یه حُزنِ عمیق نسبت داد. غروب رفتم هیئت، دیر رسیدم یا بهتره بگم نرسیدم اصلا. برگشتم سمت خونه. دیگه شکسته نبودم، ترک‌هایِ چینیِ دلم از هم باز شده بود و قطعه قطعه شده بود. کار از شکستگی رد شده بود انگار. ایستگاه دروازه دولت سر صحبت با نفر کناریم باز شد و فهمیدم که خادمِ عتبه کربلاست. دوتا تسبیح داد دستم و پرسیدم از کجاست؟ گفت از داخل حرم امام حسین. انگار آب بود که ریخته شد روی جگرِ در حال سوختنم... فطرس اومده بودم سمتت عزیزدلم، به چند ساعت نکشیده مرهم گذاشتی روی شکستگی‌هایی که دیگه زورم نمی‌رسید بهشون...
- دلدادھ مٺحول -
ظهر که اینجا نوشتم "دل شکسته‌‌م" ؛ واقعا شکسته‌ترین آدم روی کره زمین بودم. گریه‌دارتَرین. بُریده‌تری
دستم، انگشتام، جیب کاپشن‌م که تسبیح رو گذاشته بودم داخلش، کل اتاقم بوی عطر حرم رو گرفته... آروم زمزمه می‌کنم که: "حالا منم و کوهِ غمم و درمانِ اباعبدلله"
به ماه نگاه کردم و گفتم: الحق که "پیشِ رویت قمر نمی‌تابد"...