- دلدادھ مٺحول -
فُطرُس، یکی از فرشتگان حامل عرش در انجام وظیفهاش سُستی کرد، بالهایش شکسته و به جزیرهای در زمین تب
وظیفه سلام رسانی فطرس:
فطرس پس از بهبودی و عروج به آسمان به رسول خدا خبر از شهادت فرزندش حسین داده و میگوید به جبرانِ این شفاعت، زیارت هر زائر و سلام و صلوات هر سلام دهندهای را به امام حسین(ع) برساند...
- دلدادھ مٺحول -
ء. از فُطرس ملک به همه پَرشکستهها، حی علی کرامت گهوارهیِ حسین(ع)
ضمیمـه٫
دل شکستهم. شکستهتر از بالهای فطرسم انگار. معتقدم که شادی رو میشه با آدما درمیون گذاشت اما غمهارو رو نه. غم رو باید ببری پیش کسی که بلدش باشه. که دل شکستگی رو باید صاف آورد گذاشت دم در خونه خودت، چون عزیزی، حزنِ محترمی، اشکِ مقدسی، لیلایِ دلهایِ عاشقی و پناهِ گمشدهها. پس دلم رو میزارم پیشـت امانت بمونه تا مثل بالهایِ فطرس شکستگیش درمون بشه...
خوش اومدی به عالم عزیزِ قلبها🤍
- دلدادھ مٺحول -
ظهر که اینجا نوشتم "دل شکستهم" ؛
واقعا شکستهترین آدم روی کره زمین بودم. گریهدارتَرین. بُریدهترین. ساکتترین و الباقیِ صفاتی که بشه به یه حُزنِ عمیق نسبت داد.
غروب رفتم هیئت، دیر رسیدم یا بهتره بگم نرسیدم اصلا. برگشتم سمت خونه. دیگه شکسته نبودم، ترکهایِ چینیِ دلم از هم باز شده بود و قطعه قطعه شده بود. کار از شکستگی رد شده بود انگار. ایستگاه دروازه دولت سر صحبت با نفر کناریم باز شد و فهمیدم که خادمِ عتبه کربلاست. دوتا تسبیح داد دستم و پرسیدم از کجاست؟ گفت از داخل حرم امام حسین.
انگار آب بود که ریخته شد روی جگرِ در حال سوختنم...
فطرس اومده بودم سمتت عزیزدلم، به چند ساعت نکشیده مرهم گذاشتی روی شکستگیهایی که دیگه زورم نمیرسید بهشون...
- دلدادھ مٺحول -
ظهر که اینجا نوشتم "دل شکستهم" ؛ واقعا شکستهترین آدم روی کره زمین بودم. گریهدارتَرین. بُریدهتری
دستم، انگشتام، جیب کاپشنم که تسبیح رو گذاشته بودم داخلش، کل اتاقم بوی عطر حرم رو گرفته...
آروم زمزمه میکنم که:
"حالا منم و کوهِ غمم و درمانِ اباعبدلله"
- دلدادھ مٺحول -
به ماه نگاه کردم و گفتم: الحق که "پیشِ رویت قمر نمیتابد"...
کفیلِ غمهایی. معجزهیِ لحظهیِ آخر برای حل شدن مشکلاتی. سردَسته بامعرفتهایی. ضامن و مورد اعتمادِ قسمِ کسبههایِ بازاری. عمویِ قهرمانِ بچههایی.
مسیحایِ دلِ ناامید شدهها؛
و حضرتِ قمرِ دلِ مایی عباس (ع)
- دلدادھ مٺحول -
به ماه نگاه کردم و گفتم: الحق که "پیشِ رویت قمر نمیتابد"...
"خیلی از آدمها" امشب یه نگاه به هلال ماه شعبان انداختن و یه نگاه به گنبد حضرت عباس. یعنی چشماشون گنبد قمر رو در کنار قمرِ تو آسمون باهم دیده و این که من جزو اون "خیلی از آدمها" نبودم، ناراحت که نه، اما حَسرتبرانگیختهم میکنه.
- دلدادھ مٺحول -
"خیلی از آدمها" امشب یه نگاه به هلال ماه شعبان انداختن و یه نگاه به گنبد حضرت عباس. یعنی چشماشون گن
نچ حَسرتبرانگیختهم واقعاً. ممکنه غمبرانگیخته و دلتنگبرانگیخته هم بشم تا دقایقی دیگه.
پس شببخیر. منم حرم میخوام و شببخیر.
محسن چاوشی. 4_5846005159112480910.mp3
زمان:
حجم:
9.1M
بُقچه بهمن ماه٫ فقط آهنگ جدید چاوشی رو کم داشت و آخیش که انقدر به وَقت و به جا خوندیش مرد!
دلم چمدون بستن میخواد. انتظار و نگاه کردن به صفحه مانیتور تو راه آهن برای رسیدن قطار. پنج صبح و سرمای لحظهای که پتو پیچ از کوپه میای بیرون. دلم سفر میخواد و فاصله گرفتن از تهران. فاصله خیلی خیلی دور از تهران.
- دلدادھ مٺحول -
دلم چمدون بستن میخواد. انتظار و نگاه کردن به صفحه مانیتور تو راه آهن برای رسیدن قطار. پنج صبح و سرما
آخرش سر پیری میرم جهانگردی میخونم و خیال خودمو از زندگی راحت میکنم🦦