- دلدادھ مٺحول -
ظهر که اینجا نوشتم "دل شکستهم" ؛ واقعا شکستهترین آدم روی کره زمین بودم. گریهدارتَرین. بُریدهتری
دستم، انگشتام، جیب کاپشنم که تسبیح رو گذاشته بودم داخلش، کل اتاقم بوی عطر حرم رو گرفته...
آروم زمزمه میکنم که:
"حالا منم و کوهِ غمم و درمانِ اباعبدلله"
- دلدادھ مٺحول -
به ماه نگاه کردم و گفتم: الحق که "پیشِ رویت قمر نمیتابد"...
کفیلِ غمهایی. معجزهیِ لحظهیِ آخر برای حل شدن مشکلاتی. سردَسته بامعرفتهایی. ضامن و مورد اعتمادِ قسمِ کسبههایِ بازاری. عمویِ قهرمانِ بچههایی.
مسیحایِ دلِ ناامید شدهها؛
و حضرتِ قمرِ دلِ مایی عباس (ع)
- دلدادھ مٺحول -
به ماه نگاه کردم و گفتم: الحق که "پیشِ رویت قمر نمیتابد"...
"خیلی از آدمها" امشب یه نگاه به هلال ماه شعبان انداختن و یه نگاه به گنبد حضرت عباس. یعنی چشماشون گنبد قمر رو در کنار قمرِ تو آسمون باهم دیده و این که من جزو اون "خیلی از آدمها" نبودم، ناراحت که نه، اما حَسرتبرانگیختهم میکنه.
- دلدادھ مٺحول -
"خیلی از آدمها" امشب یه نگاه به هلال ماه شعبان انداختن و یه نگاه به گنبد حضرت عباس. یعنی چشماشون گن
نچ حَسرتبرانگیختهم واقعاً. ممکنه غمبرانگیخته و دلتنگبرانگیخته هم بشم تا دقایقی دیگه.
پس شببخیر. منم حرم میخوام و شببخیر.
محسن چاوشی. 4_5846005159112480910.mp3
زمان:
حجم:
9.1M
بُقچه بهمن ماه٫ فقط آهنگ جدید چاوشی رو کم داشت و آخیش که انقدر به وَقت و به جا خوندیش مرد!
دلم چمدون بستن میخواد. انتظار و نگاه کردن به صفحه مانیتور تو راه آهن برای رسیدن قطار. پنج صبح و سرمای لحظهای که پتو پیچ از کوپه میای بیرون. دلم سفر میخواد و فاصله گرفتن از تهران. فاصله خیلی خیلی دور از تهران.
- دلدادھ مٺحول -
دلم چمدون بستن میخواد. انتظار و نگاه کردن به صفحه مانیتور تو راه آهن برای رسیدن قطار. پنج صبح و سرما
آخرش سر پیری میرم جهانگردی میخونم و خیال خودمو از زندگی راحت میکنم🦦