امروز وسط همایش یك لحظه به یلدا نگاه کردم و گفتم خداوکیلی دیگه نمیکشم دیدن آدمارو! :
)) و بلند شدم اومدم اون ردیف گوشه سالن، آخرین صندلی نشستم تا برای چند دقیقه هیچ آدمی رو نبینم :))))))
- دلدادھ مٺحول -
امروز وسط همایش یك لحظه به یلدا نگاه کردم و گفتم خداوکیلی دیگه نمیکشم دیدن آدمارو! :)) و بلند شدم ا
راستش این مقوله جمعگریزی که میخوام به زور خودمو به هزار و هشتصد و دویست و پنجاه تا جمع وارد کنم بلکه یه روزی عادی بشه برام، خیلی نامَردیه. خیلی زورکیه. کنج عزلتتو بگیر یه گوشه بشین خب دادا مگه مجبوری؟ تو اجتماع حلوا خیر میکنن برات؟
- دلدادھ مٺحول -
راستش این مقوله جمعگریزی که میخوام به زور خودمو به هزار و هشتصد و دویست و پنجاه تا جمع وارد کنم بلک
آخرش میفهمم یه فوبیایی بوده به اسم "آدموفوبیلیا"
که نشأت گرفته از آدمهای زیاد روی کره زمینه. تنها راه درمانشم اینه که یه هفت تیر بدید دست بیمار، اون لحظهای که آدما بیش از حد میشن حق تیر داشته باشه برای شلیك.😭😭😭
- دلدادھ مٺحول -
آخرش میفهمم یه فوبیایی بوده به اسم "آدموفوبیلیا" که نشأت گرفته از آدمهای زیاد روی کره زمینه. تنها
"آدموفوبیلیا" رو چرا زودتر دانشمندا کشف نمیکنن؟ دارن چکار میکنن پس؟ شببخیر.
- دلدادھ مٺحول -
دیدار و صحبتهایِ نچندان جدی، آفتاب از آنچه میبینید نزدیکتر است، صف پمپ بنزین تا سیاره اورانوس، خ
حس میکنم این نتیجهگیری امروزم در مورد اسم مستعار و حرف رمزی نوشیدنی ماچا که در حقیقت مربوط به دیدار با آدمهای صمیمی زندگی و ماچ ضمیمه شده به بغل بوده رو آدمای کره زمین از قبل میدونستن اما هیچکس به روی خودش نمیآورده و پنهونش میکرده. راستشو بگید آره؟ اَی انسانهایِ یواشکی.