یلدا میگه "تو هروقت خونهای، همهجا مرتب چینده شده. روی میز گل هست. از آشپزخونه بوی کیک وانیلی میاد که قطع به یقین نیم ساعت بعدش عطر شکلات بنماری شده اضافه میشه بهش. چاووشی میخونه. پنجرهها نیمه بازه. موقع اذان تلویزیون روشنه که صداش بپیچه. دم طلوع پردهها کنار زده میشه تا نور بیاد. صدای خنده میپیچه. تو هروقت هستی، خونه بوی امید میده." بلافاصله حرفشو قطع کردم و پرسیدم پس اگه روزی بودنم تَهکشید و جسمم دور بود از سر گذاشتن رویِ شونههات، قراره منو با "نور و امیدِ خونه" به یاد بیاری؟ :))))
یونس بیات. Younes Bayat - Raze Penhoon (320).mp3
زمان:
حجم:
5.4M
با اختلاف آهنگ منتخب امروز*
امروز صبح در حالی که داشتم توضیح میدادم عاشق حیطه کاریم، جزئیاتش، پروژه و برنامههای مربوط بهشام، یک لحظه مکث کردم و گفتم اما اگه یه دونه تیر داشتم مستقیم میزدم به شاهرگ کارفرما. اینجوری که درود بر کار بدون کارفرما. بدون نظرات اضافی. زندگی زیبا و سلامت روان. 🎀
حینِ جزوه نوشتن، آشپزی کردن، قدم زدن و تک به تک کارهای روزمره، دارم زمزمه میکنم:
"فَاسْتَجَبْنَا لَهُ وَنَجَّيْنَاهُ مِنَ الْغَمِّ ۚ وَكَذَٰلِكَ نُنْجِي الْمُؤْمِنِينَ / پس ندایش را اجابت کردیم و از اندوه نجاتش دادیم؛ و این گونه مؤمنان را نجات می دهیم..."
من رو اون اطمینانِ نجات از غم که گفتی خیلی حساب کردم خدایا...
زیر بارون ایستاده بودم تا اسم شیشه عطرهارو از پشت ویترین بخونم. به این فکر کردم که چقدر نابَلدن تو ساختن رایحهها. عطرهایی که باید رو از جا انداختن. مثلا "عطرِ لایموتِ گردنت" ، "عطر چادر مامان" ، "عطر آغوشِ اول" ، "عطر خداحافظیِ آخر" ، "عطرِ خاکی که جسم سرد آشنایی رو بهش میسپاری" ، "عطرِ موهایِ بافته شده" و ...
دقیقهها گذشت. آخرش به این نتیجه رسیدم که
اون رایحه و ردِ بویی که آدمها دنبالشن،
فقط "عطر تنِ عزیزشونه" و السلام. بیشترین عطری که به آدم میاد همونه.