«اللّهُمَّ اجْعَلْ عَواقِبَ امُورِنا خَیْراً»
خدایا، آخر و عاقبت کارهای مارا
ختمِ به خیر کن . آمین 🕊🤍
@nor_ir
شراباً طهورا را در همین حوالی ، نه در بهشت فردوس که در خیابان ها و محل تجمعات شهر میتوان پیدا کرد و جرعه ای نوشید.
در سردترین شب های ایستادگی ، لحظه هایی که از سوز سرما پناه میبریم به گرمای لیوان چای، همان ثانیه ها را در بهشتِ وطن، در نزدیکیِ خدا نفس میکشیم و آن را زندگی میکنیم.
من عاشقانه این روزها را میگذرانم بی آنکه رنجی من را متوقف کند و دردی پاپیچم شود.
روزگار میگذرد و من دلم برای چای بهشتیِ موکبمان، برای سختی هایش، برای همدلی هایی که هرروز بیشتر میشود و حتی دلم برای آدمهایی که هرروز کنارهم پرچم به دست در میدان ایستاده ایم ، تنگ میشود.
#روایت_ایستادگی
#روایت
#جنگ
#چای
@nor_ir
+مامان ؟
•جانم؟
+میای قبل خواب باهم حرف بزنیم؟
•اوهوم حرف بزنیم
+من خیلی تو و بابا مجید رو دوست دارم،
تو و زینب(خاله ش روانداخته بود) بابا مجید ،تو ،زینبم که گفتم دوست دارم ...
•ماهم دوستت داریم ...
~دیدم خوابید 🐳
نورا؟ مامان جان. ممنونم که شجاعی در گفتن احساست عزیزم. ولی شجاعتت رو برای هرکسی خرج نکن، هدر میری، اسراف میکنی دوست داشتنتو دورت بگردم... 💞
#نوراچی
حس کردم که مرگ تنهامادرم است، اولین و آخرین مادرم که باصدای گلوله ها برایم لالایی میخواند...
#کتاب
#کتاب_کابوسهای_بیروت
@nor_ir
🍃 روح و ریحون 🍃
دقیقاً چون دوستش دارم بیخیالش شدم.. #دیالوگ سریال آکتور @ir_tavabin
دقیقا چون دوستش دارم
نمیبخشمش ...