چشم می دوزم به چشمت ،می شود ایا کمی
دستانم را بگیری بین دستانی که نیست؟..
وقت رفتن می شود با بغض میگویم نرو
پشت پایت اشک میریزم در ایوانی که نیست
می روی و خانه لبریز از نبودت میشود ،
باز تنها می شوم با یاد مهمانی که نیست ...
_آرش مهرابی
هدایت شده از حوالیِ کوچه بهار.
⭐️📬: درود و سلام' خوصگلایِ ایتا.
لیلا خانوم میخواد تقدیمی بده.🌱
داستان اینجوریِ که شما این پیام رو - بازنشر میدید تو چنلایِ طلاییتون و البته باید عضو اینجا باشید.😭💘🙏🏼
منم بهتون دوتا عکس پینترستی + شعر + آهنگ = با توجه به وایبِ دیلیتون بهتون هدیه میدم.😼🍄
جهتِ تگ ⤿ : @lili_15
چنلمون: @me_lili_15