🟣
● نمک ارزش چندانی به لحاظ قیمت ندارد ولی وقتی هم نشین پسته می شود و خودش را به پسته می چسباند، به ارزش پسته سنجیده و گران قیمت می شود. مانند گِلی بد بو که با گُل می نشیند و خوشبو می شود.
بگفتا من گِلی ناچيز بودم
ولیكن مدتی با گُل نشستم
کمال همنشين در من اثر کرد
وگرنه من همان خاکم که هستم
● حافظ می گوید: گرچه در شهر شهرتی دارم و شاعر معروفی هستم امّا بدون لطفِ تو به اندازه ی یک جو ارزش ندارم. بها و ارزش من بسته به لطف و کرم توست که اگر تو یار من باشی من ارزشمند خواهم بود.
من اَرچه حافظ شهرم، جویی نمیارزم!
مـگر تو از کَـرَم خویش یار من باشی..
________ نـــــــورمـــــــاه | @normah _________
استادهاند بر سر پا شعلهها تمام
امشب کدام سوخته مهمان آتش است ؟!
@normah | صائب
🟣
بارخدایا! بند دلهای دشمنان
اسلام را [از ترس] قطع کن 🤲
« وَ اخْلَعْ وَثَائِقَ أَفْئِدَتِهِمْ »
________ نـــــــورمـــــــاه | @normah _________
هدایت شده از نــــــــورمـــــاه
🟣
● پروردگارا...!
این (سرزمین) را شهری اَمن بگردان.
« ربِّ اجْعَلْ هَٰذَا بَلَدًا آمِنًا »
● مولانا می گوید:
ای دِهَنْدهیْ قُوت و تَمْکین و ثَبات!
خَلْق را زین بیثَباتی دِهْ نَجات
________ نـــــــورمـــــــاه | @normah _________
نــــــــورمـــــاه
🟣 ● الهام بخش ترین بیت سعدی جایی است که می گوید: اگر عمری را در غفلت سپری کردید، باقی عمر را دریابی
🟣
● ایستادن نوعی غرامت و مجازات بود برای کسی که مرتکب اشتباهی شده است، همانطور که در مکتبخانه شاگرد خلاف کار بعنوان مجازات میایستاد. حافظ می گفت:
شمع گر زان لب خندان به زبان زد لافی
پیش عُشّاق تو شبها به غرامت برخاست
● در مناجات شعبانیه آمده است: من در پیشگاه تو ایستادهام در حالی که به درگاهت ذلیلانه زاری و تضرّع می کنم.
وَ وَقَفْتُ بَيْنَ يَدَيْكَ مُسْتَكِيناً لَكَ مُتَضَرِّعاً إِلَيْكَ
________ نـــــــورمـــــــاه | @normah ________
نــــــــورمـــــاه
🟣 ● جایی میان زیستن و مردن: برون از مردن و از زیستن، بس بلعجب جایی که آنجا میتوان بودن ز ننگ جسم
🟣
● دنیا خواب است
و آخرت بیداری
و ما میان این دو در خوابهای آشفتهایم.
اَلدُّنیا سِنَةٌ
وَالآخِرةٌ یَقظَةٌ
وَنَحنُ بَینَهُما اَضغاثُ اَحلامٍ
● بیدل میگفت:
نه از دنیا غم اندیشم
نه عقباییست در پیشم
مقیمِ حیرتِ خویشم
ازین پسکوچهها دورم...
________ نـــــــورمـــــــاه | @normah ________