🟣
● گاهی وقایع برای هر انسانی معنای متفاوتی دارد. یک صدا است ولی برای هر کس پیامی دارد.
تفاوتی است میان شنیدن من و تو
تو بستن در و من فتح باب میشنوم
● و گفت:
بلا چراغ عارفان است
بیدارکننده مریدان
و هلاک کننده غافلان
________ نـــــــورمـــــــاه | @normah ________
نــــــــورمـــــاه
🟣 فقط یک قدم بردارید...! ● حافظ می گوید: در راه عشق فقط یک قدم بردارید که از همین قدم، سود ها و من
« قُلْ إِنَّمَا أَعِظُكُمْ بِوَاحِدَةٍ أَنْ تَقُومُوا لِلَّهِ مَثْنَىٰ وَفُرَادَى »
@normah
🟣
● هزاران مدرسه ساخته می شود و میلیون ها نفر به مدرسه می روند فقط برای اینکه یک نفر از میان آنها پیدا بشود و عالمی را تغییر دهد(ان الله یبعث لهذه الامة علی رأس کل مائه من یجدد لها دینها).
ز چندین قطره ی باران یکی گوهر شود صائب
ز صد عاقل یکی شایسته ی دیوانگی باشد
● سنایی میگفت:
عمرها باید که تا یک کودکی از روی طبع
عالمی گردد نکو، یا شاعری شیرین سخن
قرنها باید که تا یک مرد حق گردد پدید
بایزید اندر خراسان یا اویس اندر قرن
________ نـــــــورمـــــــاه | @normah ________
🟣
● مولانا میگفت: «استن عالم غفلت است» آنچه که باعث میشود زندگی موجودات جریان یابد، غفلت است. در عالم غفلت، انسان میداند در پایان چه خواهد شد؛ اما خودش را به تغافل و بیخبری وادار میکند تا در سایهی بیخبری عمر خود را سپری کند.
عالم بیخبری طرفه بهشتی بوده است
حیف و صد حیف که ما دیر خبردار شدیم
● برای آن حیوانی که غذایش تمام اندوه او باشد، هر چقدر دنیا کوچک، لذتش بیشتر است. و شاید بزرگترین لذت این جهان را موجودات تکسلولی داشته باشند.
خوشبخت آنکه کرهخر آمد، الاغ رفت!
________ نـــــــورمـــــــاه | @normah ________
نــــــــورمـــــاه
🟣 توئی دَر دیدهام چون نور و مَحرومَم زِ دیدارَت نَمیدانَم زِ نَزدیکی کُنَم فَریاد یا دوری! تضاد
🟣
● گاهی شب چیزهایی را آشکار میکند که در طول روز پنهان است. گویا که در روز از خود دست شسته و با خورشید یکی باشند.
صبح بدان می دهد طشت زر
تا تو ز خود دست بشویی مگر
● از کرم شبتاب پرسید: به چه علت در روز و روشنایی بیرون نمیآیی؟ پاسخ داد: من همواره در روز و شب در صحرا بوده ام؛ اما عظمت خورشید مانع میشود که در روز دیده شوم.
که من روز و شب جز به صحرا نیم
ولی پیش خورشید پیدا نیم
________ نـــــــورمـــــــاه | @normah _________