🟣
چشمانت را ببند؛
تا ببینی همه چیز برای همه کس
یکسان است...
ناامیدی دستگاه عیش میسازد فراخ
گر ببندی دیده، کنج خانه و صحرا یکیست
____ نـــــــورمـــــــاه | @normah ______
نــــــــورمـــــاه
[به او می گویند:] کتاب خود را بخوان، کافی است که امروز خودت بر خود حسابگر باشی. اقْرَأْ كِتَابَكَ ك
🟣
● در روز قیامت به هر دو گروه صالحان و
فاسفان گفته میشود: «خودت را بخوان و
بالا بُرو». در جایی که این نوشتهها عریان و
به تمثالی ظاهر میشود، برای فاسق هم
رنج نظرگاه مردم است و هم درد خوانش
و تکرار از آنچه که نوشته شده است. و او
با این درد خودش را به بالا میکشاند.
ز خرده گیری روز حساب آزادم!
ورق سیاه چُنان کردهام که نَتْوان خواند
● و در دنیای کنونی ما، انسان دو بار
فرصت پیدا میکند که خودش را بخواند:
نخست در جایی مانند زندان انفرادی است
که تنها میشود و از تمام صورتها و
زمانها منقطع شده و برای اولین بار
خودش را میبیند.
و دوم در جاییایست که ندای درونی او
از اعماق وجودش سَر بیرون میآورد و
بجای او میخواند و این بار این صدا
را میشنود که با خود چه کردهای؟
یک زمان تنها بمانی تو ز خلق
در غم و اندیشه مانی تا به حلق
____ نـــــــورمـــــــاه | @normah ______
هدایت شده از نــــــــورمـــــاه
🟣
● برای اینکه ما نیز فیضی به دست آوریم
نیاز نیست هزار جهد و کوشش کنیم. تنها
کافی ایست که نقشها و نوشتههای
پراکنده را از لوح وجودی خود پاک کنیم و
ورق سادهای مثل دیگر ورقها فراهم آوریم.
خاطرت کی رقم فیض پذیرد هیهات
مگر از نقش پراکنده ورق ساده کنی
● مولانا نیز مانند حافظ دنبال ورق و کاغذی
است که در آن نوشتهای نباشد تا بتواند
پذیرای نوشتههای الهی بر لوح وجودی خود
باشد؛ زیرا کسی نمیتواند بر روی کاغذی که
از قبل نوشته شده است، چیزی بنویسد.
بر نوشته هیچ بنویسد کسی
یا نهاله کارَد اَندر مَغرَسی
کاغذی جوید که آن بنوشته نیست
تخم کارد موضعی که کشته نیست
تو برادر موضع ناکِشته باش
کاغذ اسپید نابنوشته باش
____ نـــــــورمـــــــاه | @normah _____
🟣
● در نعمتى كه براى تو پديد آورده
يا گناهى كه از تو فرو پوشانده
يا بلايى كه از تو دور ساخته
چشم برهم زدنى از لطفش
بىبهره نبودهاى.
لم تَخْلُ مِن لُطفِهِ مَطْرِفَ عَينٍ في
نِعمَةٍ يُحدِثُها لَك أو سَيِّئةٍ يَستُرُها
علَيكَ، أو بَلِيَّةٍ يَصرِفُها عنكَ
● عراقی میگفت:
غرق آبیم و آب میجوییم
در وصالیم و بیخبر ز وصال
____ نـــــــورمـــــــاه | @normah ______
نــــــــورمـــــاه
🟣 ● در نعمتى كه براى تو پديد آورده يا گناهى كه از تو فرو پوشانده يا بلايى كه از تو دور ساخته چشم بر
بیدلی در همه احوال خدا با او بود
او نمی دیدش و از دور خدایا میکرد
#حافظ
هدایت شده از نــــــــورمـــــاه
🟣
● امید وصال تو من را زنده نگه میدارد،
وگرنه بدون این امید، جان خود را از درد
جدایی از دست میدادم.
زنده میکرد مرا دم به دم امید وصال
ور نه دور از نظرت کشته هجران بودم
● حافظ میگفت:
مرا امیدِ وِصالِ تو زنده میدارد
و گر نه هر دَمَم از هجرِ توست بیمِ هلاک
____ نـــــــورمـــــــاه | @normah ______
🟣
● کاشکی یک خبر خوش به ما هم برسد...!
بخت بد گر نرساند خبر وصل تو را
باری از مرگ رقیبان خبری اندازد
● حافظ میگفت:
یا وفا یا خبر وصل تو یا مرگ رقیب
بود آیا که فلک زین دو سه کاری بکند؟
____ نـــــــورمـــــــاه | @normah ______