eitaa logo
نگارشگاه و ویرایشگاه شمیم (نوشَمیم)
814 دنبال‌کننده
2.4هزار عکس
2.2هزار ویدیو
5 فایل
❤ «نوشَمیم» (کوتاه شدهٔ نگارشگاه و ویرایشگاه شمیم) کانالی ادبی (و هنری) است که هدف آن، بالندگی و شکوهندگیِ فرهنگ و ادب و هنرِ ایران‌ و ایرانیان و به ویژه در قلمرو قلم و نویسندگی و ویراستاری است.
مشاهده در ایتا
دانلود
🪴 ضربان نگارش نویسنده کسی است که نگاهی نو یا دیدگاهی نو را به خواننده منتقل می‌کند. @noshamim
12.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
چشم‌ها را باید شُست جور دیگر باید دید ... نگاهی دیگر به امتحان دیکته! عضویت در کانال:👇 @noshamim
معنای OK عضویت در کانال:👇 @noshamim
🔴 پاسخ تمرین‌ ۲ نویسندگی پرسش: با ذکر دلیل بگویید کدام یک از گزینه‌های زیر: ۰۱ جمیل ۰۲ زیبا ۰۳ قشنگ ۰۴ خوشگل برای جملۀ در پی آمده مناسب‌‌تر است: این بچه چه قدر زرنگ و ... است. پاسخ: گزینهٔ ۳ (قشنگ) زیرا قشنگ با زرنگ، از نظر آهنگ، همخوانی دارد و جمله را خوش‌آهنگ‌تر و گوشنوازتر می‌کند. 🌹🌹🌹🌹🌹 @NoshamimAdmin
عکس و مکث بهشت روی دوش مادران است! عضویت در کانال:👇 @noshamim
شعر معروف «آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا» از کجا آمد؟ محمدحسین بهجت تبریزی «شهریار» در روایتی که به او منتسب است، درباره ماجرای سرودن این شعر گفته است: در سال ۱۳۰۹ که شخصی درباری دختر مورد علاقه‌ام را از چنگم به درآورد و مرا بعد از پانزده روز بازداشت، به نیشابور تبعید کردند، شب‌ها که تنها می‌شدم، گریه سر می‌دادم و با خدایم راز و نیاز می‌کردم. شبی‌ کنار سنگی‌ آرمیده بودم و غرق فکر بودم که آهنگ دلنشین این آیه به گوشم رسید: «یستعجلونک بالعذاب و لن یخلف الله وعده» یعنی «از تو به شتاب عذاب می‌طلبند و خدا هرگز وعده خود را خلاف نمی‌کند». بعد از دو هفته دوستانم به نیشابور آمدند و خبر سکته آن شخص درباری را به من دادند و مرا به تهران بردند و در بیمارستان بستری‌ام کردند. همان‌ جا بود که دختر مورد علاقه‌ام خود را به بالینم رساند و من در حالی که از سوز تب می‌سوختم، شعر معروف «حالا چرا» را ساختم. *** متن کامل شعر «حالا چرا» این است: آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا/ بی‌وفا حالا که من افتاده‌ام از پا چرا نوشدارویی و بعد از مرگ سهراب آمدی/ سنگدل این زودتر می‌خواستی حالا چرا عمر ما را مهلت امروز و فردای تو نیست/ من که یک امروز مهمان توام فردا چرا نازنینا ما به ناز تو جوانی داده‌ایم/ دیگر اکنون با جوانان ناز کن با ما چرا وه که با این عمرهای کوته بی‌اعتبار/ این همه غافل شدن از چُون منی شیدا چرا شور فرهادم به پرسش سر به زیر افکنده بود/ ای لب شیرین، جواب تلخِ سربالا چرا ای شب هجران که یک دم در تو چشم من نخفت/ این‌ قدر با بخت خواب‌آلود من لالا چرا آسمان چون جمع مشتاقان، پریشان می‌کند/ در شگفتم من نمی‌پاشد ز هم دنیا چرا در خزان هجر گل ای بلبل طبع حزین/ خامشی شرط وفاداری بُوَد غوغا چرا شهریارا بی‌حبیب خود نمی‌کردی سفر/ این سفر راه قیامت می‌روی تنها چرا این ماجرا در مجموعه تلویزیونی «شهریار» ساخته کمال تبریزی به شکلی دیگر به تصویر کشیده شده است. در انتهای قسمت ۲۲ این مجموعه، نشان داده می‌شود که «ثریا»، همان دختری که شهریار در جوانی با او قرار گذاشته بود ولی دختر سر قرار نیامد و با مردی دیگر ازدواج کرد، بعد از سال‌ها و پس از مرگ شوهرش به سراغ شهریار می‌آید، اما شهریار او را نمی‌پذیرد و شعر «آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا» را می‌خواند. سید محمدحسین بهجت تبریزی متخلص به «شهریار»، شاعری که به زبان ترکی و فارسی شعر سروده است، در ۱۱ دی ۱۲۸۵ در تبریز متولد شد. مهم‌ترین اثر شهریار منظومه «حیدربابایه سلام» است که از معروف‌ترین آثار ادبیات ترکی آذربایجانی به‌ شمار می‌رود. او اولین دفتر شعر خود را در سال ۱۳۱۰ با مقدمه ملک‌الشعرای بهار، سعید نفیسی و پژمان بختیاری منتشر کرد. شهریار در ۲۷ شهریورماه ۱۳۶۷ و ۸۲ سالگی درگذشت. به همین مناسبت، این روز به نام «روز شعر و ادب فارسی» نامیده شده است. منبع: ایسنا. عضویت در کانال:👇 @noshamim
🔴 تمرین ۳ نویسندگی متن زیر را با کلمات مناسب کامل کنید: نسیمِ ... که می‌وزد، گونه‌ٔ شکوفه‌های یاس‌ را ... می‌دهد و آن‌ها را به خوابی ... فرو‌می‌بَرَد. صبحگاهان که خورشید بالا می‌آید، به شکوفه‌ها ... می‌کند و با مهربانی بر آن‌ها ... می‌زند. 🌹🌹🌹🌹🌹 پاسخ: عضویت در کانال:👇 @noshamim
5.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
دکتر رشید کاکاوند من عهد تو سخت، سست می‌دانستم بشکستن آن، درست می‌دانستم این دشمنی ای دوست که با من ز جفا آخر کردی، نخست می‌دانستم مِهسَتی گنجَوی @naghmeye_del عضویت در کانال:👇 @noshamim