✅ نکاتِستان
معنا و مفهوم
سلام "گرگ" بیطمع نیست
این مَثَل چند معنا و مفهوم میتواند داشته باشد:
۰۱ اگر دشمنت با مهربانی به سوی تو آمد، حتماً مکر و طمع و فریبی در کار اوست؛
۰۲ منظور از گرگ، انسانهای مکاری هستند که در پی سودجویی و سوء استفاده از دیگرانند و سلام آنها از درِ طمع است، نه دوستی؛
۰۳ در ارتباط با دیگران باید مواظب دوستیهای افراطی و غیر متعارف بود؛ چرا که برخی از دوستانِ به ظاهر دوست، ناباب و گرگصفت هستند و بالاخره یک روز تأثیر منفی خود را بر انسان خواهند گذاشت؛
۰۴ باید مراقب سلامهای همراه با طمعِ گرگصفتان بود.
عضویت در کانال:👇
@noshamim
✍️ ضربان ویرایش
ویراستاری پویا و دینامیک باشیم؛
نه ویراستاری ایستا و اِستاتیک.
ویراستار پویا و دینامیک
اهل مطالعه و اطلاعاتش
روزآمد (Update) است.
عضویت در کانال:👇
@noshamim
✍️ ضربان نگارش
نوشتۀ خوب آن است که
نه بتوان چیزی به آن افزود،
نه بتوان چیزی از آن زُدود.
عضویت در کانال:👇
@noshamim
دلنوشتهٔ خانم صبا حسینی، فرزند ذوقمند و ارجمند استاد ژرفا
پس از مراسم نکوداشت پدر گرامی ایشان👇
پدر تو را از دور نگاه می کنم و بغض می کنم. دیشب لحظه های زیادی را بغض کردم. وقتی در آغاز صحبتت از فروغ خواندی و گفتی به قول فروغ زمانه. بعد همان شعرش را که خیلی دوست دارم خواندی.
ای شب از رویای تو رنگین شده
سینه از عطر توام سنگین شده
تو همیشه هوای دخترکت را داشتی و علاقه اش به فروغ را تحسین کردی. حتی حالا که آن بالا نشستی و من این پایین گوشه ای از جمعیت بودم و نفسم در سینه حبس بود و کلماتت را نفس می کشیدم.
تو از مولانا خواندی که:
گفت که سرمست نه ای لایق این دست نه ای
رفتم و سرمست شدم از طرب آکنده شدم
پدر به قول خودت تو همیشه آن کودک ده ساله کوچه های نارمک هستی و من همیشه در آن حوالی تو را می بینم که گرم بازی و صفای کودکی هستی. تو چهل و پنج عنوان کتاب نوشتی. دوازده سال از عمرت را عاشقانه گذاشتی پای ترجمه الغدیر. درست در روزهایی که آن بیماری طاقت فرسا شروع شد. از آن روز روی تخت نوشتی. وقتی بیست ساله بودی شعر مدرسه موش ها را سرودی و تا همین چند سال پیش خیلی ها نمی دانستند شاعر گمنام ک مثل کپل همان استاد ژرفاست. بسیاری از کتاب هایت را در حوزه و دانشگاه درس دادند. با تحصیلات دانشگاهیت می توانستی وکیل صاحب نامی باشی. با پیشینه ات در صدا و سیما می توانستی مدیر جایی باشی. اما همه این ها را رها کردی و به دنبال گمشده ات مهاجرت کردی. فقه و اصول برای مردی که همیشه آواز می خواند و هوای شاملو و فروغ در سر داشت و هوای مولانا را نفس می کشید کوچک بود. اما مثل خیلی ها حوزه را رها نکردی. ماندی و همان جا از عشق گفتی. از مولانا و حافظ و از عرفان گفتی. در میان آن ها که هنر را کوچک و پست می شمردند از هنر و فلسفه هنر و موسیقی گفتی. پدر تو همیشه کارهای سخت را انتخاب کردی. اما لحظه هایی هست که فقط من و تو می دانیم.
تو همیشه هوای دخترکت را داشتی. حتی وقتی دنبال یک فیلم مستند درباره فروغ بودم تمام مغازه های خیابان انقلاب را پا به پای من آمدی. با همان پاهایی که درد می کرد آمدی. وقتی می خواستم عکس فروغ و سهراب و اخوان را به دیوار اتاقم بزنم خودت گفتی بیا بریم برایشان قاب بخریم و بهترین قاب ها را برایشان سفارش دادی. وقتی چهارده ساله بودم سه تار را در دستانم گذاشتی و از آن روز سه تار یادگار توست در دستان من. کنج کتابخانه ات آنجا که آفتاب پهن می شود روی قالی های رنگ و رو رفته قدیمی، آنجا که تا چشم کار می کند فقط کتاب روی کتاب چیده شده، آنجا که من و تو هستیم و دو استکان چای، آنجا که می پرسی فیلم تازه چی دیدی، آنجا بهترین گوشه دنیاست پدر.
☘ نکاتِستان
شاباش به چه معناست؟
گروهی از لغتشناسان عقیده دارند که شاباش (شَباش) کوتاه شدۀ کلمۀ شادباش و دارای دو معناست:
۰۱ آفرین و خوشباش (هنگام تحسین کردن و تبریک گفتن)؛
۰۲ پول، زر، سکه، هدیه و مانند آن که در مجالس جشن و عروسی و برای شاد کردن بر سر عروس و داماد میریخته یا به خوانندگان و نوازندگان و رقص کنندگان میدادهاند.
گروهی دیگر عقیده دارند که شاباش کوتاه شدۀ شاهباش (مانند شازده و شاهزاده) است و در قدیم کلمۀ شاه به معنای داماد نیز بوده و باش کلمهای ترکی و به معنای سر (مانند قزلباش=سرخسر) است.
پس شاباش به معنای پول و هدیه و مانند آن است که بر "سر داماد" یا بر "سر شاه" (هنگام ورودش) میریختهاند.
باری، تفاوت اصلی این دو نظر، بیشتر در ریشۀ کلمۀ شاباش است.
عضویت در کانال:👇
@noshamim
لطفا در ایتا مطلب را دنبال کنید
مشاهده در پیام رسان ایتا
دکتر میر جلال الدین کزّازی
از استادان زیان و ادب فارسی است که تا میتواند از واژههای غیر فارسی استفاده نمیکند.
میتوانید بگویید که در این گفتوگوی خود،☝️از واژههای غیر فارسی استفاده کرده است یا خیر؟