❤️ درست بنویسیم
🟧 یک غلط املایی
در
یک نوشتهٔ زیبا
مانند
یک لکهٔ سیاه
در
یک تابلوی زیباست!
@noshamim❤️
نوشَمیم:
کانال ادبی
و
آموزش تخصصیِ
«نویسندگی»
و
«ویراستاری»
❤️ حرفهای دو خطی
نگاهم میکنی
نگارم میشوی!
@noshamim❤️
❤️ چگونه
نویسندهای موفق
شویم؟
🟪 تا میتوانیم
«شعر خوب»
بخوانیم
🟧 قبلاً نیز گفتیم که اگر میخواهیم نویسندهای موفق شویم تا میتوانیم «شعر خوب» بخوانیم، آن هم بسیار بخوانیم.
این شعر از آقای «کاظم بهمنی» به گونهای جذابانه و صمیمانه سروده شده که حس میکنی انگار محتوای شعر، دقیقاً به همین صورت، برای شاعر آن اتفاق افتاده است:
ﭘﺸﺖ ﺭُﻝ ﺳﺎﻋﺖ ﺣﺪﻭﺩﺍً ﭘﻨﺞ، ﺷﺎﯾﺪ ﭘﻨﺞ ﻭ ﻧﯿﻢ/
ﺩﺍﺷﺘﻢ ﯾﮏ ﻋﺼﺮ ﺑﺮﻣﯽﮔﺸﺘﻢ ﺍﺯ ﻋﺒﺪﺍﻟﻌﻈﯿﻢ
ﺍﺯ ﻫﻤﺎﻥ ﺑﻦﺑﺴﺖِ ﺑﺎﺭﺍﻥﺧﻮﺭﺩﻩ ﭘﯿﭽﯿﺪﻡ ﺑﻪ ﭼﭗ/
ﺍﺯ ﮐﻨﺎﺭﺕ ﺭﺩ ﺷﺪﻡ ﺁﺭﺍﻡ، گفتی: ﻣﺴﺘﻘﯿﻢ؟
ﺯُﻝ ﺯﺩﯼ ﺩﺭ ﺁﯾﻨﻪ ﺍﻣﺎ ﻣﺮﺍ ﻧﺸﻨﺎﺧﺘﯽ/
ﺍﯾﻦ ﻣﻨﻢ ﮐﻪ ﺭﻭﺯﮔﺎﺭﻡ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﺎ ﭘﯿﺮﯼ ﮔِﺮﯾﻢ
ﺭﺍﺩﯾﻮ ﺭﺍ ﺑﺎﺯ ﮐﺮﺩﻡ ﺗﺎ ﺳﮑﻮﺗﻢ ﻧﺸﮑﻨﺪ/
ﺭﺍﺩﯾﻮ ﺭﻭﺷﻦ ﺷﺪ ﻭ ﺷﺪ ﺑﯿشتر ﻭﺿﻌﻢ ﻭﺧﯿﻢ
ﺑﺨﺖ ﺑﺪ، ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﻣﻮﺿﻮﻋﺶ ﺗﻐﺰّﻝ ﺑﻮﺩ ﻭ ﻋﺸﻖ/
ﮔﻔﺖ ﻣﺠﺮﯼ ﺑﻌﺪِ ﺑﺴﻢ ﺍﻟﻠّﻪ ﺍﻟﺮﺣﻤﻦ ﺍﻟﺮﺣﯿﻢ:
ﯾﮏ ﻏﺰﻝ ﻣﯽﺧﻮﺍﻧﻢ ﺍﺯ ﯾﮏ ﺷﺎﻋﺮ ﺧﻮﺏ ﻭ ﺟﻮﺍﻥ/
ﺧﻮﺍﻧﺪ ﺗﺎ ﺍﯾﻦ ﺑﯿﺖ ﮐﻪ ﻣﻦ ﮔﻔﺘﻪ ﺑﻮﺩﻡ ﺁﻥ ﻗﺪﯾﻢ:
"ﺳﻌﯽ ﻣﻦ ﺩﺭ ﺳﺮﺑﻪﺯﯾﺮﯼ ﺑﯽﮔﻤﺎﻥ ﺑﯽﻓﺎﯾﺪﻩﺳﺖ/
ﺗﺎ ﺗﻮ ﺑﻮﯼ ﺯلفها ﺭﺍ ﻣﯽﻓﺮﺳﺘﯽ ﺑﺎ ﻧﺴﯿﻢ!"
ﺷﯿﺸﻪ ﺭﺍ ﭘﺎﯾﯿﻦ ﮐﺸﯿﺪﯼ، ﺭِﻧﺪ ﺑﻮﺩﯼ ﺍﺯ ﻧﺨﺴﺖ/
ﺯﯾﺮ ﻟﺐ ﮔﻔﺘﯽ: ﺧﻮﺷﻢ ﻣﯽﺁﯾﺪ ﺍﺯ ﺷﻌﺮ ﻓﺨﯿﻢ!
ﻣﻮﺝ ﺭﺍ ﺗﻐﯿﯿﺮ ﺩﺍﺩﻡ، ﺍﯾﻦ ﻣﯿﺎﻥ ﮔﻔﺘﯽ ﺑﻪ ﻃﻨﺰ/
"ﺑﺎ ﺗﺸﮑﺮ ﺍﺯ ﺷﻤﺎ ﺭﺍﻧﻨﺪهٔ ﺧﻮﺏ ﻭ ﻓﻬﯿﻢ!"
ﮔﻔﺘﻢ: ﺁﺧﺮ ﺷﻌﺮِ ﺗﻠﺨﯽ ﺑﻮﺩ، ﺑﺎ ﯾﮏ ﭘﻮﺯﺧﻨﺪ/
ﮔﻔﺘﯽ: ﺍﺻﻼً ﺷﻌﺮ ﻣﯽﻓﻬﻤﯿﺪ؟! ﮔﻔﺘﻢ: ﺑﮕﺬﺭﯾﻢ ...
@noshamim❤️
✅ بنویسیم:
دفتر پیشخان دولت
⛔️ ننویسیم:
دفتر پیشخوان دولت
@noshamim❤️
8.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
❤️ این سخن را
با طلا باید نوشت
🟪 همان گونه که
فکر میکنی
زندگی کن؛
نه
همان گونه که
زندگی میکنی
فکر کن!
@noshamim❤️
4.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
❤️ اهمیت شاهنامه
✅ خسرو معتضد
@noshamim❤️
❤️ معرفی کتاب
✅ بهشت
جیپیاس ندارد
🟣 نویسنده:
نظیفه سادات مؤذّن
(باران)
🟧 اعظم، مدتهاست دل در گرو مهر پسرخالهاش عباس دارد. عشقی پاک و پنهان. ولی خبر خواستگاری عباس از او، همراه با یک شرط بسیار سخت میرسد. شرطی که به شدت اعظم را به تردید میاندازد و برای انتخاب میان دو گزینهی بسیار مهم زندگیاش، به تکاپویی فراتر از توان میکشاند.
سرانجام، عشق پیروز میشود و زندگی پرفراز و نشیب اعظم و عباس، از سیام تیر ۱۳۶۸ آغاز میگردد.
«بهشت جی پی اس ندارد» ماجرای زندگی شیرین و عاشقانهای را روایت میکند که مثل زندگیهای همهی ما هست و نیست. سختی دارد، آسانی دارد، دوری دارد، تنهایی دارد، لبخند دارد، اشک دارد، ...
و در تمام این فراز و فرودها با شخصیت جذاب مردی آشنا میشویم که همان قدر که به نظر معمولی میآمد، در واقع متفاوت و ویژه بود.
پای خاطرات «اعظم اکبری» ، با زندگی «سردار شهید عباس عاصمی» آشنا میشویم و پای درس عشق و اخلاص و مهربانیاش مینشینیم که از دفاع مقدس تا تفحص پیکرهای مطهر شهدا و تا شهادت در دفاع از امنیت مرزها همواره پای پاسداریاش ایستاد.
@noshamim❤️
🔹بدون ویرایش
از سوی «نوشَمیم»