❤️ داستانکی از
داستایوفسکی
🟧 دکتر ابراهیمی مقدم
از بین نویسندگان روس که جزو بهترینهای داستان نویسی دنیا هستند، زندگینامه و آثار تئودور میخائیلوویچ داستایوفسکی ویژگیهای خود را دارد۰
در زیر، داستانکی کوتاه از وی را بخوانیم:
دختر دانشآموزی صورتی زشت داشت۰ دندانهایی نامتناسب با گونههایش، موهای کم پشت و رنگ چهرهای تیره۰
روز اولی که به مدرسه جدیدی آمد، هیچ دختری حاضر نبود کنار او بنشیند۰
نقطهٔ مقابل او دختر زیبارو و پولداری بود که مورد توجه همه قرار داشت۰
او در همان روز اول مقابل تازه وارد ایستاد و از او پرسید:
میدونی زشتترین دختر این کلاسی؟
یک دفعه کلاس از خنده ترکید۰۰۰
*بعضیها هم اغراقآمیزتر میخندیدند۰
اما تازه وارد با نگاهی مملو از مهربانی و عشق در جوابش جملهای گفت که موجب شد در همان روز اول، احترام ویژهای در میان همه و از جمله من پیدا کند۰
اما بر عکس من، تو بسیار زیبا و جذّاب هستی۰
او با همین یک جمله نشان داد که قابل اطمینانترین فردی است که میتوان به او اعتماد کرد۰
و لذا کار به جایی رسید که برای اردوی آخر هفته همه میخواستند با او هم گروه باشند۰
او برای هر کسی نام مناسبی انتخاب کرده بود۰
به یکی میگفت چشم عسلی و به یکی ابرو کمانی و۰۰۰ ۰
به یکی از دبیران، لقب خوش اخلاقترین معلم دنیا و به مستخدم مدرسه هم محبوبترین یاور دانش آموزان را داده بود۰
آری ویژگی برجستهٔ او در تعریف و تمجیدهایش از دیگران بود که واقعاً به حرفهایش ایمان داشت و دقیقاً به جنبههای مثبت فرد اشاره میکرد۰
مثلاً به من میگفت بزرگترین نویسندهٔ دنیا و به خواهرم میگفت بهترین آشپز دنیا! و حق هم داشت۰
آشپزی خواهرم حرف نداشت و من از این تعجب کرده بودم که او توی هفتهٔ اول چگونه این را فهمیده بود۰
سالها بعد وقتی او به عنوان شهردار شهر کوچک ما انتخاب شده بود به دیدنش رفتم و بدون توجّه به صورت ظاهریاش احساس کردم شدیداً به او علاقه مندم۰
پنج سال پیش وقتی برای خواستگاریاش رفتم، دلیل علاقهام را جذّٰابیَّتِ سِحر آمیزش میدانستم و او با همان سادگی و وقار همیشگیاش گفت:
برای دیدن جذّٰابیَّتِ یک چیز، باید قبل از آن جذاب بود!
در حال حاضر من از او یک دختر سه ساله دارم۰
دخترم بسیار زیبا است و همه از زیبایی صورتش در حیرتند۰
روزی مادرم از همسرم سؤال کرد که راز زیبایی دخترمان در چیست؟
همسرم جواب داد:* *من زیبایی چهرهٔ دخترم را مدیون خانوادهٔ پدری او هستم۰
و مادرم روز بعد نیمی از دارایی خانواده را به ما بخشید۰
تئودور داستایوفسکی:
عظمت در دیدن نیست۰
عظمت در چگونگی دیدن است۰
گاهى خودت را مثل یک کتاب ورق بزن۰
انتهای بعضی فکرهایت " نقطه" بگذار که بدانی باید همانجا تمامشان کنی۰
بین بعضی حرفهايت "کاما" بگذار که بدانی باید با کمی تَأَمُّل ادایشان کنی۰
پس از بعضی رفتارهایت هم "علامت تعجب" و آخر برخی عادتهایت نیز علامت "سؤال" بگذار۰
تا فرصت ویرایش هست۰۰۰ خودت را هر چند شب یکبار ورق بزن۰۰۰
حتّٰی بعضی از عقایدت را حذف کن ۰۰۰
اما بعضی را پررنگ۰۰۰
برخی آدمها را حذف کن، برخی را نه!
هرگز هیچ روز زندگیت را سرزنش نکن!
روز خوب به ما شادی میدهد،
روز بد به ما تجربه،
و بدترین روز به ما درس میدهد۰۰۰۰!
*فصلها برای درختان هر سال تکرار میشود،
اما فصلهای زندگی انسان تکرار شدنی نیست۰۰۰
تولد۰۰۰،کودکی۰۰۰،نوجوانی ۰۰ جوانی۰۰۰،پیری و۰۰۰
تنها زمانی صبور خواهیم شد که صبر را یک قدرت بدانیم نه یک ضعف!
آن چه ویرانمان میکند، روزگار نیست، حوصلهٔ کوچک و آرزوهای بزرگ است۰۰۰۰
@noshamim❤️
✅ توجه
کلاس در آن کشور
مختلط بوده است.
✅ بدون ویرایش
از سوی «نوشَمیم»
1.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
❤️ حق الناس
و
حق الدِّل
@noshamim❤️
9.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سلام و صد سلام
صبح عالی متعالی
7.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
❤️ ای که دستت میرسد کاری بکن/
پیش از آن کز تو نیاید هیچ کار
(سعدی)
@noshamim❤️
8.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
❤️ نکاتِستان
🟧 مفهوم و ریشۀ
«ماستمالی کردن»
✅ در سال ۱۳۱۷ شمسی فوزیه، شاهدخت مصری، نخستین همسر شاهزادۀ ایرانی، محمدرضا پهلوی، شد که این ازدواج، پس از ده سال، به طلاق انجامید.
پیش از عروسی قرار شد که همراهان عروس و مهمانان مصری از مسیر راهآهن جنوب وارد کشور شوند.
از طرف دربار دستور اکید صادر شد که خانهها و دیوارهای روستاهای طول مسیر را سفیدرنگ کنند.
چون گچ در یکی از روستاها نبود، بخشدار آن جا دستور داد که مأموران حکومتی با کشک و ماست دیوارها را موقتاً سفید و «ماستمالی» کنند.
از آن پس، «ماستمالی کردن» مَثَل شد برای مواردی که حقیقت امر در آن لاپوشانی و به صورت غیر واقعی نشان داده شود و به طور کلی، به معنای سر و ته کاری را به هم آوردن و به صورت ظاهری، سرسری، کشکی و موقتی انجام دادن است.
@noshamim❤️
1.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
❤️ «خودت»
پادرمیانی کن!
@noshamim❤️
❤️ یک گفته
و
یک نکته
✅ بعضی از آدمها
فقط از
«شنیدنِ دروغ»
بیزارند؛
اما با
«گفتن دروغ»
مشکلی ندارند!
@noshamim❤️
❤️ اول صبح
با فنجان شعر
هر صبح نوای دلگشا میچسبد
آوای خوش ابوعطا میچسبد
بر سفرهٔ صبحانه دو فنجانْ لبخند
با چایی خوشرنگِ شما میچسبد
🔸 مجتبی باقی
🟪 نکته
در زبان رسمی و نوشتاری
✅ «چای»
درست است
نه
⛔️ «چایی»؛
اما رعایت وزن شعر هم باید در نظر گرفته شود.
@noshamim❤️