4.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
❤️ دل خوش
سیری چند؟!
@noshamim❤️
❤️ تجربهکده
✅ تجربه شخصی یک ویراستارِ علاقهمند به نویسندگی:
گذار از «ویرایشِ فنی و صوری» به «ویرایشِ زبانی و محتوایی» و درنهایت به نگارش
🔷 وقتی متونی را برای ویرایش به دست میگرفتم که با محتوای آنها هیچ همدلی و موافقتی نداشتم، وقتی ساعتها از عمر عزیز را بر سر اعمال اصلاحات و شیوهنامهای اعم از رسمالخط، نقطهگذاری و... صرف میکردم، وقتی در جستوجوی معنی دقیقتر واژهای، دیکشنریها و لغتنامهها را ورق میزدم، بارها و بارها در تعریف نسبت خود با متن و تعیین موقعیتم در قبال آن دچار تردید میشدم.
همواره از خود میپرسیدم: مرز وفاداری ویراستار به نویسنده یا مترجم کجاست؟ میزان این همکاری را چگونه باید تعیین کرد؟ آیا باید متنی را که برای ویرایش به دست میگیرم، دوست بدارم و با آن همدل باشم، یا کافی است چون مکانیکی کارآگاه و صبور که تمام فوتوفن ماشین را میشناسد، پیچومهرههای آن را از هم باز کنم، قطعات خراب را بیرون بیاورم و یدکهای مناسب را سر جایشان بگذارم، و باز همه را سرهم کنم و ماشین را قبراق و تیز تحویل مشتری دهم؟
🔷 رفتهرفته ویرایش در نزد من از حالت عملی خلاقانه خارج شد و در دو سطح متوقف گردید: سطح مکانیکی و سطح عذابآور. در سطح مکانیکی، که بیشتر شامل ویرایش فنی و صوری میشد، کار راحتتر بود: من مجری قوانینی بودم که در شیوهنامهای روی میزم قرار داشت و در ازای اجرای آن دستمزد میگرفتم. اما طبعاً این نوع ویرایش خیلی زود جنبۀ ابتکاریاش را از دست میداد و حوصلهام را سر میبرد. خود را مثل شاگرد خیاطی میدیدم که لباسی را که کس دیگری برش زده، در دست گرفته و فقط کوکشل میزند.
اما من میخواستم خودم بِبُرم، خودم بدوزم. بنابراین از پذیرفتن سفارشهایی که تنها منوط به انجام دادن موارد صوری و فنی بود، هرچند ممر درآمد خوبی بود، خیلی زود دست کشیدم. ویرایشهای سنگینتر که شامل اصلاحات زبانی و محتوایی و بعضاً ساختاری بود، برایم محلی بود برای به دست آوردن قوت و توان منطق و قلم. از این نوع ویرایش، بیش از هر کلاس و معلمی آموختم. هر لحظه با خود میاندیشیدم که من مهرهای کارآمد در چرخۀ تولیدم _ مهرهای که اگر نبود آن محصول بدین شکل تولید نمیشد. تولیدگری در عرصۀ زبان، آن چیزی بود که اشتهای مرا فرومینشاند و آرامم میکرد. همراه با پیچوخم متنهایی که ویرایش میکردم، خودم هم ورزیده میشدم، رشد میکردم و لذت سازندگی را میچشیدم. کتاب که درمیآمد، خودم را در آن سهیم میدانستم و نسبت به آن حس مالکیت داشتم.
ویرایش را عرصۀ شکوفایی خلاقیت و کاربرد دانش میدیدم و پیروی از آن الگوی شهادتطلبانهای که استادانم بذرش را در ذهنم کاشته بوند، نزد من چون نوشیدن شربت شیرین شهادت شیرین بود.
🔷 تا مدتها از این خوان نان میخوردم. اما این کشتی هم پس از چند سالی به گل نشست و آن سطح عذابآور رخ نمود. خارخار این فکر به سراغم آمده بود که چرا بهجای جان کندن و عرق ریختن بر سر هر جملهای و هر بندی که دیگری نوشته است، خودم ننویسم؟ چرا خودم ترجمه نکنم؟ چرا وقت و توانم را بر سر کاری بگذارم که نه ایدهاش از آن من بوده است و نه روش اجرایش؟ چرا بهجای اینکه عصای دست دیگران باشم، خودم ندوم؟
هرچه این فکر بیشتر جان میگرفت، کار ویرایش فرسایشیتر میشد.
📔 سایه اقتصادینیا، له و علیه ویرایش، تهران، ققنوس، ۱۳۹۸ش، ص۵۴ و ۵۵.
@hojre_virayesh
@noshamim❤️
نوشَمیم:
کانال ادبی
و
آموزش تخصصیِ
«نویسندگی»
و
«ویراستاری»
@NoshamimAdmin❤️
❤️ حرفهای دو خطی
سرودن شعر
بهتر از تعمیر شعر دیگران است!
@noshamim❤️
❤️ کتابِستان
✅ اگر میخواهید
بنویسید
یا
ویرایش و ترجمه کنید،
این کتاب را
بخوانید
یا حتی بخرید:☝️👇
عنوان:
دستنامۀ ویرایش
نویسنده:
بهروز صفرزاده
ناشر:
کتاب سده (تهران)
"دستنامۀ ویرایش" مرجعی کاربردی و راهنما و راهگشا برای پاسخگویی به پرسشها و نیازهای ویراستاران، نویسندگان، مترجمان، ناشران و عموم علاقهمندان به نوشتن و زبان و ادب فارسی است.
مدخلهای این فرهنگ چند دسته هستند:
غلطهای املایی،
غلطهای دستوری،
تحریفهای واژگانی،
حَشْو،
املاهای گوناگون،
واژههای همآوا
و واژههای همنگاشت.
بنای نویسنده در تألیف این فرهنگ، بر ایجاز بوده است تا خواننده در کوتاهترین زمان، پاسخ پرسش خود را بیابد. در نتیجه، توضیحات هیچ مدخلی از چند سطر تجاوز نمیکند.
@noshamim❤️
❤️ معرفی نویسنده
✅ «بهروز صفرزاده» به سال ۱۳۴۸ در تهران به دنیا آمد و در بزرگسالی، زیر نظر دکتر علیاشرف صادقی، در طرح تألیف کتاب «فرهنگ جامع زبان فارسی» همکاری داشت.
وی از ویراستاران و فرهنگنویسان باسابقه و سالهاست که با مؤسسۀ لغتنامۀ دهخدا و فرهنگستان زبان و ادب فارسی همکاری میکند و در تألیف کتاب «فرهنگ بزرگ سخن» نیز مشارکت داشته است.
از کتاب او، با عنوان «فرهنگ موضوعی فارسی»، در سی و ششمین دورهٔ جایزهٔ کتاب سال ایران، قدردانی شد.
@noshamim❤️