✍️ ضربان ویرایش
ویراستاری که
دستور زبانش ضعیف است،
شک نکند که
به همان اندازه
ویرایشش نیز ضعیف است.
✍️ ضربان نگارش
از دو نویسنده
که همسانِ هَمَند،
آن که
شعرخوانتر است،
نویسندهتر است.
لطفا در ایتا مطلب را دنبال کنید
مشاهده در پیام رسان ایتا
2.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🟩 مثال بزنید
تا در گفتار
و نوشتار
جذابتر باشید.
این
"ماشیننوشته"
در فضای مجازی
پربازدید شده است.
راستی
چه نوشته است؟
✅ پاسخ پرسش:
پرسش:
مشکل جملهٔ زیر چیست:
در حملهٔ تروریستی به مقر سپاه پاسداران،
متأسفانه سه پاسدار به شهادت رسیدند.
پاسخ:
با توجه به این که
واژهٔ شهادت
بار مثبت دارد،
به کار بردن
واژهٔ متأسفانه
برای آن مناسب نیست
و به طور کلی
حذف میشود و در معنا و محتوای جمله نیز خللی پیش نمیآید:
در حملهٔ تروریستی به مقر سپاه پاسداران، سه پاسدار به شهادت رسیدند.
این گونه نیز مناسب است:
متأسفانه به مقر سپاه پاسداران حملهٔ تروریستی شد.
در این حمله سه پاسدار به شهادت رسیدند.
👈 یک قاعده
اگر فاعل جمله مفرد باشد، فعل جمله نیز مفرد میآید؛ اما برای احترام میتوان فعل جمله را جمع نیز آورد:
✅ استاد ما به سفر تشریف برد.
✅ استاد ما به سفر تشریف بردند.
✅ پاسخ پرسش:
پرسش:
مشکل جملهٔ زیر چیست:
فیلم حاتمیکیا حرف نداشت.
پاسخ:
این جمله ابهام دارد و دو پهلوست و از آن دو معنای متضاد برداشت میشود:
۱. معنای منفی: یعنی فیلم حاتمیکیا خوب نبود و حرفی برای گفتن نداشت.
۲. معنای مثبت: یعنی فیلم حاتمیکیا خوب بود و واقعاً حرف نداشت.
نکتهٔ مهم
مبهمگویی و مبهمنویسی در نویسندگی، کاری ناپسند و نوعی ضعف در نویسندگی است و باید از ابهام در نوشتن پرهیز کرد.
خبر از
یک اعجاز
برای این
بندهٔ شرمسار
(لطفاً تا آخر بخوانید.)
عبدالرحیم موگِهی
به نام حضرت دوست
که قادر و بینا فقط اوست
حدود هشت ماه پیش بود در پیامی که آن را نیمهشب و با چشمانی اشکبار نوشته بودم، عرض کردم:
چشم راستم از حدود پانزده سال پیش نابینا و فقط چشم چپم بینا بوده است که این نیز در حال نابینا شدن است و از همهٔ استادان، عزیزان، بزرگواران و بستگان استدعا کردم که برایم دعا کنند تا چشم چپم نابینا نشود و بیناییام به طور کلی از دست نرود.
راستش را بخواهید از خداوند قادر و بینا هم گله کردم که چرا باید من کاملاً نابینا شوم و آیا مگر میشود خداوند رحیم مصلحت "عبدالرحیم" را در نابینا شدن او قرار دهد؟!
اینک، با تبریک عید سعید فطر و آرزوی قبول طاعات و عبادات، به استحضار میرسانم در سایهٔ لطف خداوند سبحان و عنایات حضرت صاحبالزمان -عجل الله تعالی فرجه الشریف- و حضرت کوثر قرآن -سلام الله علیها- و دعای خیر همهٔ شما عزیزان و با درمان از طریق طب جدید، بینایی چشم چپم بسیار بهبود یافته است که خدا را بس سپاسگزارم، هر چند زبان قاصر ز سپاس است.
در این جا بر خود وظیفه و حتی فریضه میدانم از همهٔ شما استادان فرهیخته، عزیزان فرزانه، خواهر ارجمند، برادران گرامی و همسر محترمم قدردانی و سپاسگزاری کنم که به یاد این جانب بودند و برایم دعا کردند و قرآن و نماز خواندند و ختم صلوات گرفتند و به خاندان اهل بیت -علیهم السلام- متوسل شدند تا بیناییام را به طور کامل از دست ندهم:
از رهگذر خاک سر کوی شما بود
هر نافه که در دست نسیم سحر افتاد
خبر از
یک اعجاز
برای این
بندهٔ شرمسار
در اواخر زمانی که در حال درمان چشم چپم و از طریق طب جدید بودم، با راهنمایی همسر گرامیام، با یک طبیب سنتی از کشور پاکستان در شهر مقدس قم آشنا شدم که مشکلات هر دو چشمم را با او در میان گذاشتم.
ایشان فقط نبض دستم را گرفت و فرمود: با عنایات خداوندی بینایی چشم نابینای راستت را برمیگردانم و... !
من در دلم به او میخندیدم که چه میگوید و با یک گرفتن نبض میخواهد چشم راستم را بینا کند که حدود پانزده سال است نابیناست و با آن هیچ چیز را نمیتوانم ببینم و چندین چشمپزشک متخصص و فوق تخصص هم از نابینایی کامل آن خبر دادهاند!
چهار داروی سنتی برایم تجویز کرد و من شروع به استفاده از آنها کردم. حدود سه ماه است که از مراجعهٔ من به این طبیب سنتی پاکستانی میگذرد.
اعجازی که رخ داده، این است که چشم نابینای راستم اندکی بینایی پیدا کرده است به گونهای که اینک من تصاویر اشیا را با چشم راستم کمی میبینم و حتی میتوانم با بستن چشم چپم، از میان اشیا نسبتاً عبور کنم. خدای را بابت این لطف و مرحمت اعجازگونهاش بسیار قدردان و سپاسگزارم:
ما بدان مقصد عالی نتوانیم رسید
هم مگر پیش نهد لطف [خدا] گامی چند