eitaa logo
نگارشگاه و ویرایشگاه شمیم (نوشَمیم)
795 دنبال‌کننده
2.6هزار عکس
2.3هزار ویدیو
5 فایل
❤ «نوشَمیم» (کوتاه شدهٔ نگارشگاه و ویرایشگاه شمیم) کانالی ادبی (و هنری) است که هدف آن، بالندگی و شکوهندگیِ فرهنگ و ادب و هنرِ ایران‌ و ایرانیان و به ویژه در قلمرو قلم و نویسندگی و ویراستاری است.
مشاهده در ایتا
دانلود
262.2K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
❤️ با شیله‌پیله، عاشقی امکان‌پذیر نیست قربان دوست داشتنِ صاف و ساده‌ها ✍ علی‌اکبر لطیفیان https://eitaa.com/Sheeroghazal/3881 @noshamim❤️
3.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✓ این «شیربچه»☝️بهتر از «بعضی» می‌فهمد و می‌گوید که باید خاک اسرائیل را به توبره بکشیم. کاش ما هم کمی فهم و شعور سیاسی او را داشتیم! 🔶 نشر حد اکثری منبع: یکی از کانال‌ها ......................... ❤️ اصطلاح‌شناسی 🟨 «به توبره کشیدن خاک»☝️ به چه معناست؟ ✅ «توبره» کیسهٔ بزرگ و گشادی است که معمولاً به منظور نگهداری و حمل کاه و جو یا سایر علوفه برای حیواناتی مانند اسب استفاده و هنگام غذا دادن به گردن آن‌ها آویزان می‌شود. 🍎 همچنین، در برخی از مناطق کشور، توبره برای کوله‌پشتی یا کیسهٔ نگهداری وسایل مسافران و شکارچیان نیز کاربرد دارد.  🍊 در قدیم، هنگامی که به سرزمینی حمله می‌شد و آن را فتح می‌کردند، از نشانه‌های پیروزی این بود که سربازان فاتح، مقداری از خاک آن سرزمین را در توبره می‌گذاشتند و با خود می‌بردند و به نشانهٔ فتح و پیروزی به پادشاه سرزمین خود می‌دادند. 🟣 «به توبره کشیدن خاک اسرائیل» به معنای «نابود کردن اسرائیل و پیروز شدن بر آن» است. ✓ همچنین در همراه‌نوشتهٔ کلیپ بالا👆 ✅ بنویسیم: نذاریم ⛔️ ننویسیم: نزاریم @noshamim❤️ نوشَمیم: کانال ادبی و آموزش تخصصیِ «نویسندگی» و «ویراستاری» @noshamim❤️
هدایت شده از هنردوست
2.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
❤️ چند لحظه آرامش ᴬ ᶠᵉʷ ᵐᵒᵐᵉⁿᵗˢ ᵒᶠ ᵖᵉᵃᶜᵉ @night_mag @noshamim❤️
❤️ این جوری سنگ قبر بنویسیم! (فروردین به دنیا اومده، فروردین هم از دنیا رفته! ما شاء الله چه قدر هم عمر کرده!) ✍ کاش برای ما هم ... @oldaxs:تصویر از شب جمعه است. به یاد همهٔ رفتگان (از جمله برادر عزیزم) یک فاتحه و پنج صلوات ... @noshamim❤️
10.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
❤️ چگونه بمیریم؟ 🔶 این صحنه واقعی است و بسیار عجیب و عبرت‌انگیز! 🔶 شرح حالی است از شرایط امروز ما ... ▪️ ☕️ @smohsenzamanii ☕️ @noshamim❤️
❤️ ویراستاران حرفه‌ای‌ چگونه ویرایش می‌کنند؟ (۱ و ۲) نه هر که چهره برافروخت دلبری داند نه هر که آینه سازد سِکندری داند نه هر که طَرْفِ کُلَه کج نهاد و تند نشست کلاهداری و آیین سَروری داند ... هزار نکتهٔ باریک‌تر ز مو این جاست نه هر که سر بتراشد قلندری داند (حافظ) به طور کلی هر نوشته‌ای دو بُعد و لایه دارد: یک) محتوا؛ دو) صورت. ویرایش یا به اصلاح نوشته از نظر محتوایی و علمی می‌پردازد که به آن، ویرایش محتوایی (علمی) می‌گوییم، یا به اصلاح نوشته از نظر صوری و ادبی می‌پردازد که از آن با عنوان ویرایش صوری (ادبی) نام می‌بریم. بنا بر این، ویراستاران نیز بر دو نوع هستند: ۰۱ محتوایی (علمی)؛ ۰۲ صوری (ادبی). در این نوشته غالباً نوع دوم از ویراستاران، منظور نگارنده است. 🔷 ۰۱ دقت و تیزبینی از آسیب‌های جدی برای شماری از ویراستاران این است که هنگام ویرایش، دقت و تیزبینی لازم را به کار نمی‌گیرند و گویی می‌خواهند هر چه زودتر کار ویرایشی خود را به پایان برند و حق‌ الزحمه‌ای دریافت کنند. بر خلاف آنان، ویراستاران حرفه‌ای بسیار دقیق و تیزبین هستند و از متن نویسنده سرسری و به راحتی نمی‌گذرند و مو را از ماست بیرون می‌کشند: ✓ متن نویسنده:👇 اینک به بیست غلط‌‌ رایج نگارشی-ویرایشی و به ویژه در فضای مجازی اشاره می‌کنیم: غلط👈درست بزار👈بذار توجیح👈توجیه مچکرم👈متشکرم به شخصه👈بشخصه غیر و ذلک👈غیر ذلک راجب به👈راجع به سپاسگذارم👈سپاسگزارم لامصّب👈لامذهب ممنوع الکار👈ممنوع از کار خواهشاً👈خواهشمندم پهباد👈پهپاد درد و دل👈درد دل لپّ کلام👈لبّ کلام لب تاب👈لپ تاپ بنیانگزار👈بنیانگذار بحبوحه👈بهبوهه به نحو احسنت👈به نحو احسن مقروم به صرفه👈مقرون به صرفه پاچه‌خواری👈پاچه‌خاری (چاپلوسی) 🔶 ویراستاران حرفه‌ای اول دقت می‌کنند که خودِ نویسنده در سخنش اشتباه نکرده است. آن گاه متوجه می‌شوند که نویسنده املای درستِ «بحبوحه» را به غلط «بهبوهه» نوشته است. 🔶 دوم آن که حتماً موارد بالا را یکی-یکی می‌شمارند. سپس درمی‌یابند که نویسنده نوزده غلط را ذکر کرده است و ترجیحاً آن را به نویسنده اطلاع می‌دهند یا عدد نوزده را جایگزین بیست می‌کنند. 🔷 ۰۲ عقل سلیم همواره عقل سلیم ویراستاران حرفه‌ای بر متن نویسنده اِشراف دارد و هنگام ویرایش، عاقلانه نیز به آن نگاه می‌کنند. در ترجمهٔ نمایشنامه‌ای و در توضیح یکی از صحنه‌ها چنین آمده است: «زنی خوبرو، نه زشت و نه زیبا، وارد می‌شود.» ویراستاران حرفه‌ای در این جا درنگ می‌کنند و به فکر فرومی‌روند که چگونه ممکن است زنی که نه زشت و نه زیباست، می‌تواند خوبرو باشد! آن گاه معلوم می‌شود که مترجم در ترجمهٔ یک واژه اشتباه کرده و اصل جمله در زبان مبدأ چنین بوده است: «زنی موبور، نه زشت و نه زیبا، وارد می‌شود.» 🔷 ادامه دارد ... @noshamim❤️ نوشَمیم: کانال ادبی و آموزش تخصصیِ «نویسندگی» و «ویراستاری» @noshamim❤️
❤️ تحفهٔ نه طنز 🟨 فال حافظ ✓ شروین سلیمانی (شاعر و طنزپرداز) 😂 پارسال برای یک جلسه‌ی شعر به شیراز دعوت شده بودم. پروازم نزدیک ظهر نشست. چند ساعت بعد، جلسه شروع می‌شد. تصمیم گرفتم که دو سه ساعت باقی مانده را غنیمت بشمرم و به زیارت‌ بروم. اول رفتم حافظیه و بعد آمدم بیرون تا تاکسی بگیرم و خودم را به سعدیه برسانم. یک پراید لکنته‌ی بادمجانی که پیرمردی خسته راننده‌اش بود تلق‌تلق نزدیک شد و جلوی پایم ایستاد. گفتم: «سعدیه میری؟» گفت: «میرم عامو. اما ترافیکه، اگه پیاده بری زودتر می‌رسی.» (شما همه‌ی دیالوگ‌های این عزیز را با لهجه‌ی شیرین شیرازی بخوانید.) گفتم: «عیب نداره.» سوار که شدم راه افتاد و گفت: «مگه الان سرِ قبرِ حافظ نبودی؟» گفتم: «چرا.» گفت: «قبر سعدی هم مث همینه!!» از این حرفش جا خوردم و گفتم: «خب هر کدوم لطف خودشون رو دارن.» گفت: «بازم سعدی بهتره! حافظ که به درد نمی‌خوره!» منِ شاعر که روی هر دوی این بزرگواران تعصب دارم با دلخوری گفتم: «نفرمایید آقا! این‌ها قله‌های ادبیات ایران و جهان هستن.» خیلی محکم گفت: «اشتباه نکن! همین حافظ خیلی‌ها رو بدبخت کرده!» با تعجب گفتم: «چرا؟!» گفت: «با همین فال‌های بیخودش!!» (البته ادبیاتِ راننده، زیاد پاستوریزه نبود. من این‌جا تلطیفش می‌کنم تا قابل چاپ شود!) گفتم: «خُب معلومه! فالِ حافظ که سرگرمیه.» گفت: «برای شما سرگرمیه اما همین فالو (یعنی فال) زندگی خیلی‌ها رو به فنا داده. یکیش خود من!» با کنجکاوی پرسیدم: «چه‌ طور؟!» آهی سوزناک کشید و گفت: «سرِ زن گرفتن، فال گرفتیم گفت: «بگیر طُره‌ی مَه‌ چهره‌ای و قصه مخوان...» رفتیم دخترو رو گرفتیم، عفریته‌ای از آب در اومد که کافر بِگِریَد! سر انتخاب شغل، فال گرفتیم گفت: «قبول دولتیان کیمیای این مس شد...» کار بابامونو ول کردیم زدیم تو کار دولتی، ۳۰ سال سگ‌دو زدیم آخرشم این شد وضع‌مون! پسرو اومد خواستگاری دخترمون، فال گرفتیم گفت: «حجله‌ی حُسن بیارای که داماد آمد...» سر حرف حافظ دخترمونو شوهر دادیم، داماد بد از آب در اومد، دخترمونو سیاه‌بخت کرد. یه فالو هم گرفتیم که با پول پاداش بازنشستگی‌مون چه کنیم؟ گفت: «بذار توی بورس!» گذاشتیم توی بورس، خاک و باد شد!» پرسیدم: «مگه حافظ برای بورس هم شعر داره؟» گفت: «همون که میگه: دیدار شد میسر و بوس و کنار هم...» با تعجب گفتم: «بوس به بورس چه ربطی داره؟!» گفت: «ما بوس رو به فالِ بورس گرفتیم! این آخری هم شک داشتیم که ماشین از غریبه بخریم یا ماشین باجناقمون رو بگیریم؟ فال گرفتیم. گفت: اهل نظر معامله با آشنا کنند... با باجناق‌مون معامله کردیم این لَگَن رو انداخت به ما، دو برابر پول خودش خرج تعمیرش کردیم!» به سعدیه که رسید، گفتم: «به نظرم شما دیگه با فالِ حافظ، تصمیم نگیر!» گفت: «نه دیگه غلط بکنم!» بلافاصله گفت: «چند وقته دارم فال سعدی می‌گیرم، خیلی کارش درسته!» چشمانم از تعجب گرد شد. موقع پیاده شدن با خنده‌ای عصبی گفتم: «یه مدت هم فالِ خیام بگیر، نشد برو تو کار فالِ ایرج میرزا، اون دیگه جواب میده!» ناسزایی گفت و گازش را گرفت و دور شد. یادم آمد که خودم هم در زندگی چه تصمیماتی که با فال حافظ نگرفته‌ام اما خوشحال بودم که لااقل بوس را به فالِ بورس نگرفته‌ام که به خاک سیاه بنشینم!😂 @noshamim❤️ ✅ بدون ویرایش☝️ از سوی «نوشَمیم»
❤️ یک جرعه از شراب شعر باید شبی به قبلهٔ حاجات رو کنم تا از خـدای خویش تو را آرزو کنم ✅ علیرضا بدیع @noshamim❤️