کاکتوس قلم (۱)
«شمیم»
نه هر که چهره برافروخت دلبری داند
نه هر که آینه سازد سِکندری داند ...
هزار نکتهٔ باریکتر ز مو اینجاست
نه هر که سر بتراشد قَلَندری داند
عنوان نوشته «کاکتوس قلم» است. کاکتوس تیغ دارد و نیش؛ خار دارد و درد! اگر قرار است با خواندن این نوشته ناراحت شوید و به شما بَربخورد، ما خودمان به شما میگوییم که آن را نخوانید و وقتتان را تلف نکنید و عطایش را به لقایش ببخشید! از حالا گفته باشیم؛ بعداً نگویید چرا به ما نگفتید؟! باز هم تکرار میکنیم کاکتوس است؛ کاکتوس قلم!
✓ ۱. تو را به خدا، اگر «عاشق» نوشتن نیستید، نوشتن را رها سازید و به کسب و کار دیگری پردازید. دقت کنید گفتیم: «عاشق»؛ پس دیگر نوبت به «دوستدار» یا «علاقهمند» هم نمیرسد!
✓ ۲. مگر شما مادرزاد نویسنده بودهاید؟! پس چرا وقت نمیگذارید و نمیروید نویسندگی را آموزش ببینید و آن را تمرین کنید؟!
✓ ۳. در نویسندگی، اگر حرفی برای گفتن و دردی برای نوشتن ندارید، لطفاً بروید و مشغول کار دیگری شوید، یا حتی، به جای نوشتن، روزی چند ساعت راحت و عمیق بخوابید! این خوابِ شما، نزد ادیبان و نویسندگان حرفهای، یک عبادت ادبی و قلمی محسوب میشود!
✓ ۴. این همه، شهوت نوشتن و هوس تألیف نداشته باشید! باور بفرمایید که بهترنویسی از بیشترنویسی، بهتر است و یک کتاب خوب از ده کتاب بد، خوبتر است!
✓ ۵. اگر نویسندهای ویراستار نیستید، چرا نوشتهٔ خود را به یک ویراستار برجسته و فرادست نمیدهید؟! باورتان میشود که نویسندهای چاپ دوم کتاب خود را به ویراستار سپرد و عجیب فروش آن افزایش یافت!
@noshamim❤️
❤️ چگونه
بد بنویسید؟! (۸)
«شمیم»
ده نکته با تو گویم شاید ندیده باشی
تا دستهدسته نرگس زین باغ چیده باشی
اگر میخواهید حرف شما را کسی نشنود و کتاب شما را کسی نخرد و نوشتهٔ شما را کسی نخواند، تا میتوانید بد بنویسید و به ده نکتهٔ زیر، موبهمو عمل کنید:
✅ ۸. از ذکر منبع و مدرک بپرهیزید!
برای مطالبی که مینویسید، منبع و مدرک ذکر نکنید! درست است که گفتهاند نقل قول باید مستند و دارای منبع و مدرک معتبر باشد؛ اما شما به این گفتهها کاری نداشته باشید. به هر سخن و شنیدهای اعتماد و استناد کنید و به ویژه اگر آن سخن، مشهور و از انسانهای مشهور باشد! به این جملهٔ درست عربها هم گوش فراندهید:
رُبَّ مَشهورٍ لاأَصلَ لَهُ؛
چه بسا سخن مشهوری که پایهای درست ندارد.
بنویسید که بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران فرمودهاند: «انقلاب ما انفجار نور بود.» و هیچ منبع مستند و مدرک معتبری هم برای این سخن نادرست خویش نیاورید! در حالی که گفتهٔ پیشین به گونه و عبارتی دیگر و از یاسر عرفات است، نه امام خمینی (ره)./صحیفهٔ امام: مجموعهٔ آثار امام خمینی (س)، چاپ اول، مؤسسهٔ تنظیم و نشر آثار امام خمینی (ره)، تهران، ۱۳۷۸، ج۶، صفحهٔ ۱۸۱.
@noshamim❤️
❤️ کاکتوس قلم (۲)
«شمیم»
نه هر که چهره برافروخت دلبری داند
نه هر که آینه سازد سِکندری داند ...
هزار نکتهٔ باریکتر ز مو اینجاست
نه هر که سر بتراشد قَلَندری داند
عنوان نوشته «کاکتوس قلم» است. کاکتوس تیغ دارد و نیش؛ خار دارد و درد! اگر قرار است با خواندن این نوشته ناراحت شوید و به شما بَربخورد، ما خودمان به شما میگوییم که آن را نخوانید و وقتتان را تلف نکنید و عطایش را به لقایش ببخشید! از حالا گفته باشیم؛ بعداً نگویید چرا به ما نگفتید؟! باز هم تکرار میکنیم کاکتوس است؛ کاکتوس قلم!
✓ ۶. از نوشتههای دیگران کپیپِیست میکنید و یواشکی چند کلمهٔ آن را تغییر میدهید و به اسم خودتان میچاپید! حتماً تا حالا کلماتی مانند مرام و وجدان و اِنتِحال (سرقت ادبی) به گوشتان نخورده است که اینچنین میکنید!
✓ ۷. نبش قبر نکنید و از کلمات و جملات قدیمی و فُسیلی، توخالی و پُفیلی استفاده نکنید: فلذا؛ واضح و مبرهن است؛ قابل ذکر است؛ لازم به ذکر است ...!
✓ ۸. هر وقت دیدید که دارید درازنویسی و حراج کلمات و جملات میکنید، بدانید کفگیرِ حرفهایتان به تهِ دیگ خورده است و اَلَکی دارید حرف خود را کِش میدهید! راستی، گوشتان را کمی جلو بیاورید: خدای ناکرده، نکند کِشَش میدهید تا حقُ التألیف بیشتری بگیرید؟! ما مَحرم شما هستیم به ما بگویید، ما به کسی نمیگوییم!
✓ ۹. این همه وِبگردی و در اینستا و مینستا اِتلاف وقت میکنید، خدا را خوش میآید که نوشتهٔ خود را بدون «بازخوانی» نشر دهید و چاپ کنید! مگر بازخوانی چه قدر از شما وقت میگیرد؟! یک بار، نگارندهٔ این سطور، پس از حدود سی سال نویسندگی و تدریس آن، در بازخوانی نوشتهٔ خود، یک سهوُ القلم و غلط املایی بسیار سادهای را دید که فیوز از کلهٔ قلمش پرید!
✓ ۱۰. هیچ گاه خود را علامهٔ دهر ندانید و از یادگیری نویسندگی و فُوت و فن و راه و رسم آن بینیاز نپندارید، حتی اگر نویسندهٔ برجستهای یا فراتر از آن، استاد نویسندگی برجستهای شده باشید!
@noshamim❤️
❤️ رفت تا روشن شود در بند دنیا بود یا نه؟
از گلیم سادهاش پیداست با ما بود یا نه؟
نقشۀ آینده با هر واژهاش ترسیم میشد
خطبههایش داد میزد فکر فردا بود یا نه؟
هرگز از زخم زبانها خم به ابرویش نیاورد
آسمان! حالا بگو این مرد، دریا بود یا نه؟
کربلا تکرار شد! یک بار دیگر دید دنیا
ابن حیدر با یزید اهل مدارا بود یا نه؟
آیۀ و الفجر را میخواند نفس مطمئنه
خانهاش آن روز آیا عرش اعلا بود یا نه؟
از شکوه لحظۀ پروازِ آن روح مطهر
زینب کبری خبر دارد که زیبا بود یا نه؟
غرق خواهد کرد نیلِ خون او فرعونیان را
آخر قصه قضاوت کن که موسی بود یا نه؟
بشری صاحبی
@noshamim❤️
❤️ تحفهٔ نه طنز!
در نوجوانی با خواندن"بوف کور" معتقد بودم که هیچ قلمی قلم "صادق هدایت" نمیشود.
در جوانی با خواندن "بیگانه" میگفتم که هیچ قلمی قلم"آلبرکامو" نمیشود.
در میانسالی با خواندن "دستهای آلوده" گمان میکردم که هیچ قلمی قلم "ژان پل سارتر" نمیشود؛
اما امروز که در آستانهٔ پیری قرار گرفتهام
و دیگر زانوهایم توان بالا رفتن از پلهها را ندارد
و دربهدر به دنبال درمانی برای زانودرد میگردم،
معتقدم:
هیچ قلمی قلم "گوساله" نمیشود!
@noshamim❤️
3.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
❤️ کمی
شعر بنوشیم!
✅ دکتر
رشید کاکاوند
@noshamim❤️
4.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📍سرودهی میلاد عرفانپور را بشنویم از گفتههایی که دید...
🆔 @roubesh
❤️️ کاکتوس قلم (۳)
«شمیم»
نه هر که چهره برافروخت دلبری داند
نه هر که آینه سازد سِکندری داند ...
هزار نکتهٔ باریکتر ز مو اینجاست
نه هر که سر بتراشد قَلَندری داند
عنوان نوشته «کاکتوس قلم» است. کاکتوس تیغ دارد و نیش؛ خار دارد و درد! اگر قرار است با خواندن این نوشته ناراحت شوید و به شما بَربخورد، ما خودمان به شما میگوییم که آن را نخوانید و وقتتان را تلف نکنید و عطایش را به لقایش ببخشید! از حالا گفته باشیم؛ بعداً نگویید چرا به ما نگفتید؟! باز هم تکرار میکنیم کاکتوس است؛ کاکتوس قلم!
✓ ۱۱. واقعاً برای شما کسر شأن میشود که غلط تایپی را جدی بگیرید و خودتان وقت بگذارید و آنها را در نوشتهتان بیابید و بیینید؟! دیدید غلط تایپی در همین «ببینید» را هم ندیدید؟! مؤلفی کتابی با عنوان «روش "دستهبندی" مطالب» نوشته بود. در جایی این کتاب را چنین تایپ و به دیگران معرفی کرده بودند: «روش "بستهبندی" مطالب!»
✓ ۱۲. مانند معماران بساز و بفروش، مؤلفان بچاپ و بفروش نباشید! مسأله این است: چاپیدن به چه قیمتی؟!
✓ ۱۳. محض رضای خدا زیراب نویسندگان رقیبِ خود را نزنید! خانمهای نویسنده! منظورمان آقایان نویسنده بودند؛ نه شما!
✓ ۱۴. چرا هنگام نقد دیگران، سخن و نظر آنان را تقطیع میکنید؛ از اول و آخرش میزنید؛ طبق پسند و دلخواه خودتان دیگرگون میسازید و به خوردِ خواننده میدهید و سرِ او را «کلاه علمی» میگذارید؟! بزرگوار، امانت و صداقت علمی چیز خوبی است و دَغَلبازی و فریبکاری چیز خوبی نیست!
✓ ۱۵. نخستین رویارویی خواننده با نوشتهٔ شما از طریق عنوان آن است. چرا عنوان نوشتهٔ خود را جذاب انتخاب نمیکنید و از آن سرسری میگذرید و برایش وقت نمیگذارید و حتی با اهل فکر و نظر، مشورت نمیکنید؟! لطفاً میشود به ما بفرمایید چرا؟!
این عنوان نو و موزون و آهنگینِ کتابِ زندهیاد محمدعلی بهمنی را ببینید:
گاهی دلم برای خودم تنگ میشود
@noshamim❤️