14.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📣📹 نماهنگ جدید محسن چاووشی با عنوان «چهل روز» منتشر شد.
🔸 نماهنگ «چهل روز» به مناسبت فرارسیدن ایام اربعین حسینی، با زبان حال حضرت زینب کبری علیها السلام و تصاویر هوش مصنوعی، منتشر شد.
🎧 دانلود نسخه صوتی
https://eitaa.com/joinchat/820051968C2b85dac984
❤️ پرسش از شما
پاسخ از ما (۲)
🔷 پرسشگر:
یکی از اعضای
کانال «نوشَمیم»
✅ پرسش:
با عرض سلام
معمولاً گفته میشود که دانش ویرایش، مانند هر دانش دیگری، پایانی ندارد و فرایند یادگیری همواره ادامهدار است. اما پرسش اصلی، ناظر به حرفه ویراستاری است، نه اصل یادگیری.
به نظر میرسد این حرفه نیز نقطه اوجی دارد؛ همان چیزی که میتوان از آن با تعبیر «قله ویراستاری» یاد کرد.
این پرسش مطرح است که بر اساس چه معیارهایی میتوان فردی را ویراستار حرفهای یا حتی استاد ویراستاری دانست؟ آیا صرف سالها فعالیت، ویرایش انواع متنها و نظارت بر آثار مختلف، برای اطلاق چنین عنوانی کافی است، یا دستیابی به مجموعهای از دانشها، مهارتها و توانمندیهای مشخص نیز ضرورت دارد؟
به بیان دیگر، مراحل حرفهای شدن در ویراستاری چیست و چه ویژگیهایی باید در یک ویراستار تحقق یابد تا عنوان «استاد ویراستاری» بر او صادق باشد؟ آیا تسلط بر ویرایش گونههای مختلف متن، از جمله متون علمی، ادبی، مطبوعاتی، متون دارای چکیده انگلیسی، پانوشتهای لاتین و مانند آنها، از لوازم این مرتبه به شمار میآید؟
از سوی دیگر، مقصد نهایی این مسیر حرفهای چیست؟ آیا نهایت ویراستاری آن است که ویراستار، همانند صنعتگری ماهر، بتواند هر متنی را با دقت و ظرافت ویرایش کند، یا میتوان به جایگاهی رسید که ویراستار نیز، همچون نویسندهای توانا، در شکلگیری اثری فاخر و متمایز نقشی مؤثر و تعیینکننده داشته باشد؟
خوشحال میشوم دیدگاه صاحبنظران و استادان این حوزه را درباره معیارهای حرفهای شدن و لوازم رسیدن به مرتبه استادی در ویراستاری بدانم.
🔵 پاسخگو:
استاد دکتر
سید ابوالقاسم حسینی
(ژرفا)
✅ پاسخ:
سلام و امید ...
به گمان من، میان «دانش ویرایش» و «حرفه ویراستاری» باید تفکیک کرد.
دانش ویرایش پایان ندارد؛ زیرا زبان، شیوههای نگارش، نیازهای مخاطبان و ابزارهای ویرایش همواره در حال دگرگونیاند؛ اما حرفه ویراستاری، مانند هر حرفه دیگر، سطوحی از مهارت دارد و میتوان از «پختگی» و «استادی» در آن سخن گفت.
به گمان من، قله ویراستاری آن نیست که ویراستار دیگر چیزی برای آموختن نداشته باشد؛ بلکه آن جا است که بتواند با اطمینان و آگاهی، هر متن را متناسب با هدف، مخاطب و نوع آن، به بهترین صورت ممکن ویرایش کند، بیآن که به هویت و سبک نویسنده آسیب بزند. هنر ویراستار بزرگ این نیست که اثر را شبیه نوشته خودش کند. هنر او این است که بهترین نسخه همان نویسنده را پدید آورد.
به همین دلیل، صرف سالها کار کردن، هرچند بسیار ارزشمند است، برای استادی کافی نیست. تجربه، اگر با مطالعه، تأمل، بازخوردپذیری و رشد مستمر همراه نباشد، فقط به تکرار تجربههای گذشته میانجامد، نه به استادی.
به گمان من، ویراستار حرفهای باید دستکم این ویژگیها را داشته باشد:
ـ تسلط ژرف بر زبان فارسی، نه فقط دستور زبان، بلکه ذوق زبانی، سبکشناسی و ظرایف بیان.
ـ آشنایی با انواع متن، از علمی و دانشگاهی تا ادبی، رسانهای، دینی و حقوقی و شناخت اقتضائات هر یک.
ـ توانایی تشخیص مرز میان اصلاح و دخالت تا بداند کجا باید دست ببرد و کجا نباید.
ـ شناخت منابع معتبر و توان پژوهش؛ زیرا بسیاری از تصمیمهای ویرایشی، حاصل جستوجو و تحقیق هستند، نه حافظه.
ـ آشنایی با ابزارهای روز، از جمله هوش مصنوعی، برای استفاده به عنوان ابزار، نه جایگزین تصمیم حرفهای.
ـ توانایی گفتوگو با نویسنده و دفاع علمی از پیشنهادهای ویرایشی.
ویراستار حرفهای، پیش از هر چیز، حدود تخصص خود را میشناسد. اگر امروز در بخشی احساس کمبود میکنید و برای آن از دستمزد میکاهید، این از امانتداری حرفهای شما خبر میدهد. البته اگر حوزه کاریتان اقتضا میکند، یادگیری قواعد نگارش و ویرایش متون انگلیسی، شیوهنامههای ارجاع و نکات تایپوگرافی لاتین، گام طبیعی بعدی است. اما حتی پس از فراگیری آنها نیز باز حوزههای تازهای برای آموختن وجود خواهد داشت.
و اما این که: «آخرش چیست؟ آیا فقط خیاط ماهری میشوم؟»
ویراستار بزرگ، «معمار پنهان» متن است. او اثری مستقل خلق نمیکند؛ اما در آفرینش اثر ممتاز سهم اساسی دارد، همان گونه که رهبر ارکستر نتها را ننوشته است؛ اما اجرای اثر شاهکار بدون او ممکن نیست.
البته تفاوت مهمی میان نویسنده و ویراستار باقی میماند. نویسنده، جهان تازهای میآفریند؛ اما ویراستار، جهانِ آفریده دیگری را به کاملترین صورت ممکن آشکار میکند.
پس: «استادی در ویراستاری آن نیست که دیگر چیزی برای آموختن نمانده باشد؛ بلکه آن است که ویراستار بتواند با دانش، تجربه، ذوق، امانتداری و تشخیص درست، هر متن را به بهترین نسخه ممکنِ خودش تبدیل کند، در حالی که نویسنده همچنان احساس کند این، همان نوشته او است و فقط بهتر شده است.»
@noshamim❤️
نوشَمیم:
کانال ادبی
و
آموزش تخصصیِ
«نویسندگی»
و
«ویراستاری»
@NoshamimAdmin❤️
❤️ آموزش نویسندگی
✅ چگونه
زیبا بنویسیم؟ (۱)
🔶 اگر میخواهیم
زیبا بنویسیم،
اشعار زیبا بخوانیم
و فراوان هم بخوانیم!
چشمهایی چه فریبنده و شیطان داری
قامتی سبزتر از سرو خرامان داری
عطر گیسوی تو پُر کرده هوا را، نکند
لای موهای خودت قمصر کاشان داری
چشمهایت عسل نابِ سهند و سبلان
و لبانی که به شیرینی سوهان داری
گونههایت گل من، ساوه و گلهای انار
عطر باران زدهٔ جنگل گیلان داری
شهر با آمدنت یکسره آشوب شده
لشکری پشت خودت مثل رضاخان داری
اصفهان با همهٔ جاذبهاش میداند
آن چه خوبان همه دارند، دوچندان داری
امیر نقدی لنگرودی
رســــم دلـــــ♡ـــــدادگی
@noshamim❤️
❤️ نکتههای شِعریه (۱)
✅ اشعاری بخوانید که
حرفی نو داشته باشند:
همیشه آن که دَم از عشق میزند تنهاست
نماز آن که مُکبّــِر شود جماعت نیست!
سعید صاحبعلم
رســــم دلـــــ♡ـــــدادگی
@noshamim❤️
❤️ آموزش نویسندگی
✅ چگونه
زیبا بنویسیم؟ (۲)
🔶 اگر میخواهیم
زیبا بنویسیم،
نوشتههای زیبا بخوانیم
و فراوان هم بخوانیم!
✓ دختری عاشقِ پسر همسایه میشود. مادرِ دختر، مخالف ازدواجشان بوده؛ اما دختر نمیپذیرد.
مادر چنین میگوید:
🌷 قطار عشقشون به راه افتاده بود و ما دیگه بهشون نمیرسیدیم.
@noshamim❤️
❤️ زنگ تفریح
✅ مردها
برکت زندگی
هستند:
برنج محسن،
سویا سبحان،
دوغ آبعلی،
سس بهروز،
آبلیموی مجید،
چای احمد،
پشمک حاج عبدالله،
سوهان حاج حسین...
@noshamim❤️
11.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
❤️ آموزش ویرایش
✅ «شعراء»
یا
«شعرا»؟☝️
🟨 در پایان شماری از واژههای عربیِ به کار رفته در زبان فارسی، دو حرف (اء) وجود دارد، همچون: امضاء، انشاء و شعراء.
🟥 هنگام نگارش این گونه واژهها در زبان فارسی، همزهٔ پایانی آنها حذف و چنین نوشته میشوند:
امضا، انشا و شعرا.
🟩 نیز هنگام اضافه شدن این واژهها به واژهای دیگر، از حرف یای میانجی (ی) استفاده میشود:
امضای مدیر، انشای من و شعرای کشور.
🟦 برخی نیز بر این عقیده هستند که افزون بر شیوهٔ یاد شده، میتوان از همان همزهٔ حذف شده استفاده کرد و چنین نوشت:
امضاء مدیر، انشاء من و شعراء کشور.
به نظر ما خوانش این کلمات در حالت اضافه و با یای میانجی (شیوهٔ اول) نرمتر و روانتر و آسانتر است.
🟣 نکته
شماری از استادان نگارش و ویرایش بر این نظر هستند که اگر این گونه واژهها نام معرفهٔ کسی یا جایی یا چیزی و از «اَعلام» باشند، همزهٔ پایانی آنها در نگارش حذف نمیشود، همچون:
سورهٔ نساء،
(نه سورهٔ نسا).
@noshamim❤️
نوشَمیم:
کانال ادبی
و
آموزش تخصصیِ
«نویسندگی»
و
«ویراستاری»
@NoshamimAdmin❤️
❤️ آموزش نویسندگی
🟨 نوشتن هنرمندانهٔ
«مقدمهٔ کتاب»
را جدی بگیرید!
🟦 مقدمهٔ کتاب، نخستین آشنایی خواننده با محتوای کتاب و نویسندهٔ آن است و زمان نوشتن آن، بر خلاف نامش، معمولاً پس از پایان نگارش متن کتاب است.
🟩 مقدمهٔ کتاب از نظر معنا و محتوا باید مُتقن و روشمندانه و از نظر لفظ و صورت باید جذاب و هنرمندانه باشد.
به کار گیری ذوق و جذابیت در نگارش الفاظ مقدمه لزوماً به معنای زیبا بودن الفاظ آن نیست.
🟥 گاه مقدمه چندان زیبا و دارای آرایههای ادبی نیست؛ اما مثلاً صمیمانه نوشته شده است که همین صمیمیت، برای خواننده جذاب مینماید.
🟣 زندهیاد دکتر غلامحسین یوسفی کتاب گلستان سعدی را ادیبانه و دانشورانه تصحیح کرده و مقدمهٔ آن را صمیمانه و جذابانه نوشته است:
🍊 استاد سخن
به چه کار آیدت ز گُل طبقی؟
از گـلـسـتانِ مـن ببـر ورقی
چهل و چند سال پیش بود که با گلستان سعدی آشنا شدم. در آن زمان، طفلی بودم دبستانی و این کتاب نفیس را به عنوان جایزه به من دادند. شاید اهدا کنندگان جایزه، خود، چندان توجه نداشتند که رفیقی صمیمی را به من معرفی کردهاند که از آن پس، همیشه با او محشور خواهم بود و به هر مناسبت با او گفتوگوها خواهم داشت.
اکنون همان کتاب، پیش روی من گشاده است و بـر نخستین صفحهٔ آن، به خط ناپختهٔ کودکی که از داشتن کتابی سرشار از شادمانی بوده، نوشته شده:
«این کتاب متعلق است به غلامحسین یوسفی».
دیدن صفحات این کتاب که چون یادگاری عزیز، آن را محفوظ داشتهام، سالهای خوشِ کودکی را به خاطرم میآورد:
روزهایی شاد و روشن، خالی از دغدغه و اضطراب و فارغ از تلخیهای زندگی؛ اما دیری نمیگذرد که حسرتِ آن ایام بیبازگشت فرامیرسد و این یادهای دلانگیز را از صفحهٔ ذهن فرومیشوید.
آن گاه سعدی را میبینم که در گلستان با من از واقعیتهای حیات، سخن میگوید که گاه تلخ است و گاه شیرین.
از این رو، برای من گفتوگو از گلستان، یادآوری از خاطرات خوشی است که با دوستی دیرین به روزگاران داشتهام و نکتههای گوناگونِ فراوانی که در احوال مختلف از او شنیدهام ... .
پس از چهل و چند سال اُنس با گلستان، هنوز این کتاب برای من جاذبهای خاص دارد و آن را با لذت میخوانم. نسخهای از گلستان که به من اهدا کرده بودند، دستْفرسود شده است؛ اما، مثل یارانِ کهن، گرانقدر و دوستداشتنی است.
با این همه، نمیدانم آن چه پس از مدتی دراز آشنایی با گلستان به قلم آوردهام، تا چه حد توانسته است حق این کتاب پُرمغز را ادا کند؟
آیا این توفیق نصیبم شده است که از این درختِ گُل، هدیهای برای دوستان بیاورم، یا آن که بوی گُلم چنان مست کرده که دامنم از دست رفته است؟
@noshamim❤️
نوشَمیم:
کانال ادبی
و آموزش تخصصیِ
«نویسندگی»
و
«ویراستاری»
@NoshamimAdmin❤️
2.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
❤️ آموزش نویسندگی
🟨 چگونه
جذاب بنویسیم؟
🟦 با «حس» بنویسیم! ☝️
✅ از راههای جذابیت دادن به نوشته و جذب کردن خواننده این است:
✓ با تمام حسمان بنویسیم؛
✓ با تمام احساسمان بنویسیم؛
✓ با تمام عاطفهمان بنویسیم؛
✓ با تمام قلبمان بنویسیم؛
✓ با تمام اعتقادمان بنویسیم.
🟣 به ویدیوی بالا☝️
خوب دقت کنیم که
✓ چه حسی دارد این پیرمرد روشنضمیرِ بازنشسته هنگام سخن گفتن؛
✓ چه احساسات و عواطفی دارد هنگام حرف زدن؛
✓ چه اعتقادی دارد به اعتقاداتش.
✓ خوب حس کنیم حسش را:
آن جا را که اشک میریزد؛
✓ آن جا را که میگوید:
دوسسسش دارم؛
من حسینُ دوسسست دارم؛
من بچههاشُ دوسسست دارم؛
علاقه دارم ...
@noshamim❤️
نوشَمیم:
کانال ادبی
و آموزش تخصصیِ
«نویسندگی»
و
«ویراستاری»