eitaa logo
نگارشگاه و ویرایشگاه شمیم (نوشَمیم)
810 دنبال‌کننده
2.4هزار عکس
2.2هزار ویدیو
5 فایل
❤ «نوشَمیم» (کوتاه شدهٔ نگارشگاه و ویرایشگاه شمیم) کانالی ادبی (و هنری) است که هدف آن، بالندگی و شکوهندگیِ فرهنگ و ادب و هنرِ ایران‌ و ایرانیان و به ویژه در قلمرو قلم و نویسندگی و ویراستاری است.
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از سلامت شو
24.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
من دلم برا کاشی های خونمون تنگ میشه.... ‌‌┅┄ ❥❥ @panaaheman
بهتر نیست به جای «عدم کشیدن سیگار» بگوییم: «نکشیدن سیگار» یا «سیگار نکشیدن» در این محل نشانه‌ی شخصیت شماست! @noshamim🌹
🟨 یک نکتهٔ نگارشی-ویرایشی همزادپنداری یا همذات‌پنداری؟ هنگامی که با شخصی «همذات‌پنداری» می‌کنید، به این معناست که احساس می‌کنید افکار، گفتار، رفتار، عواطف و احساساتش خیلی شبیهِ شما هستند و انگار «ذات» و سرشتتان با آن شخص یکی است. بنابراین، املای این واژهٔ مرکّب به صورت «همزادپنداری» نادرست و به صورت «همذات‌پنداری» درست است: ⛔️ من با شخصیت این داستان همزادپنداری می‌کنم. (نادرست) ✅ من با شخصیت این داستان همذات‌پنداری می‌کنم. (درست) @noshamim🌹
هدایت شده از هنردوست
10.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کاش بیش‌تر قدر بدانیم ادب و هنرمان را! @noshamim🌹
این تابلو☝️ در تهران نصب شده است؛ نه در لندن! اشتباه نفرمایید!
🟨 چگونه جذاب بنویسیم؟ دردمندانه نوشتن اگر دردمند و دغدغه‌مند نیستیم، بهتر است از نویسنده شدن و قدم نهادن در قلمرو قلم بپرهیزیم و عطایش را به لقایش ببخشیم و به کار خیر دیگری بپردازیم: رفتگر محله‌مان، زیر آفتاب داغ، جارو می‌کرد. از او پرسیدم: مگر شما، به دلیل گرمای شدید، تعطیل نیستید؟ گفت: نه! فقط کارمندهایی که زیر کولر می‌نشینند و برق مصرف می‌کنند، تعطیل می‌شوند! ما که برق مصرف نمی‌کنیم! @noshamim🌹
🟩با اهدای سلام و آرزوی سلامت مُدام احترام می‌کنیم و به استحضار می‌رسانیم که اگر جسارت و زحمت نباشد و این کانال سودمند و سزامند به نظر آید، محبت فرمایید با دعوت از دوستان خود به کانال ادبی (و هنریِ) نگارشگاه و ویرایشگاه شمیم (نوشَمیم) گامی در راهِ بالندگی و شکوهندگیِ فرهنگ و ادب و هنرِ ایران و ایرانیان برداریم. کانال ما در ایتا👇: @noshamim
کاش دور و بر ما این همه دلبند نبود و دلم پیش کسی غیر خداوند نبود آتشی بودی و هر وقت تو را می‌دیدم مثل اسپند دلم جای خودش بند نبود مثل یک غنچه که از چیده شدن می‌ترسید خیره بودم به تو و جرأت لبخند نبود هر چه من نقشه کشیدم به تو نزدیک شوم کم نشد فاصله، تقصیر تو هر چند نبود! شدم از درس گریزان و به عشقت مشغول بین این دو چه کنم، نقطهٔ پیوند نبود مدرسه جای کسی بود که یک دغدغه داشت جای آن‌ها که به دنبال تو بودند نبود بعد از آن هر که تو را دید رقیبم شد و بعد اتفاقی که رقم خورد خوشایند نبود آه ای تابلوی تازه به سرقت رفته! کاش نقاش تو این قدر هنرمند نبود... رســــم دلـــــ♡ـــــدادگی
🟩 ترانهٔ حضور هر صبح به شوق عبورت نم‌نم باران عشق کوچه باغ دلم را لبریز می‌کند از ترانهٔ حضور چترهای مهربانی نیلوفران پرواز و یک سبد تبسم نور ارمغانی است از وسعت نگاهت که اینچنین تو را بر دل می‌رویاند در طلوع عاشقانه‌های احساس (؟) سلام صبح به خیر آدینه‌تان به سان آیینه باد...