eitaa logo
📖 نصوص العربية الفُصحی الحَديثَة
824 دنبال‌کننده
29 عکس
4 ویدیو
21 فایل
📖 آموزش و تمرین متن خوانی متون عربیِ روز(کتاب، رمان و..) 📑 پیش نیاز: آشنایی نسبی با صرف و نحو، دستور زبان و عربی کلاسیک. 🤝 معرفی کتاب های خوب برای ترجمه 🕌 انگلیسی با رمان: @LearnViaReading 🆔 @adyan10 دوره های آموزشی: 🌏 https://andishejadid.ir
مشاهده در ایتا
دانلود
رحلة کون تیکی.pdf
حجم: 5M
دانلود متن کامل سفرنامه. بخش هایی از سفرنامه را که خواندم نکات جالب و خواندنی در آیین های بومی داره. ادبیاتش سخت نیست. ولی سعی کنید هر صفحه ای که می خوانید حتما لغات دشوارش رو کار کنید. در انکی این لغات رو ثبت کنید و در برنامه مرور روزانه خودتان بگنجانید. از نظر محتوایی این کتاب رو تایید نمی کنیم. این کتاب مورد توصیه سوزان مبارک همسر دیکتاتور مصر بوده که طبعا ما را نسبت به محتوای آن بدبین می کند. اما از جهت ارزش ادبی و سفرنامه نویسی قابل توجه است و می توان نکات خوبی از آن آموخت. کتاب حاوی خاطرات جذاب و شیرینی است.
گزیده ای از سفرنامه «رحلة داخل الجزيرة العربية» نویسنده: یولیوس أوینتیج در سال 1896 . لیلة البارحة: دیشب رئوس الوعول: سرهای بز کوهی شکار شده. مُکومة: چیده و گنجانده شده. الرغاء: صدای شتر.
وقتی بعضی از عزیزان مترجم می خوان متن های فلسفی هایدگر و کانت و ... رو ترجمه کنند.. 😂
رسالة وصلتني من جوال[تلفن همراه] يسمي نفسه: (جوال الفكر) [فکر همراه] بعنوان: الإلحاد المموه[تار، استتار شده، پنهان، پلنگی] في دعاوى[ادعاها] نقد التراث!! مموه؟ طيب مافيه إلحاد مموج[کج و کوله در اینجا منظور موهای فرفریه] ومدرج[خط کشی شده، پله پله شده در اینجا منظور مدل موی کوتاه برای خانم هاس] وكيرلي[اشاره به مدل موی پرطرفدار کرلی که به فارسی هم به همین کرلی مشهوره] مثلاً!! مَوَّهَ: پنهان کرد. استتار کرد. اذهب و موّه نفسكَ في مكانٍ آخر: برو خودت رو یه جای دیگه مخفی کن. به معنی فریب هم استفاده می شه. مثلا لكنه تمويه اليس كذلك: ولی اون فریبنده است، مگه نه؟ به لباس های مدل پلنگی هم لباس المموه گفته می شه. برای تصور مفهوم این واژه یه موش رو تصور کنین که توی اتاق یهو عین فرفره از لای اثاثیه جا به جا می شه. حسش می کنین اما نمی تونین واضح ببینیدش. در این حال می گن موه الفأرة. یا مثلا وقتی یه شکارچی با لباس پلنگی خودش رو استتار می کنه. در این متن هم منظور نویسنده الحاد نادیدنی و تار هست. نویسنده کسی که براش متن رو نوشته مسخره می کنه و شروع می کنه از مدل های مو مثال بزنه و بنویسه: یهو بگو الحاد فرفری و کوتاه و کرلی و ... هم داریم دیگه!
استفاد علم الدين المعرفي (CSR) من نظريات مستمدة من العلوم المعرفية للبحث في سبب الانتشار الكبير للفكر والعمل الدينيين بين البشر، وللكشف عن السبب الذي أدى إلى اكتساب الظواهر الدينية للمزايا التي تتمتع بها. يتميّز هذا الحقل[رشته، عرصه] بالمنهج التجزيئي، والتفسيرية غير الحصرية، والتعددية المنهجية. ومن الموضوعات التي يدرسها: كيفية إخبار البنى المعرفية العادية عن نقل وإعاقة[جلوگیری و ممانعت] نقل الأفكار الدينية، ولماذا يؤمن الناس بالله، وما سبب اتخاذ الصلوات والطقوس الدينية[آیین های دینی، سنت های دینی] الشكل الذي تتخذه، ولماذا ينتشر الاعتقاد بالآخرة، وكيف تؤثر أنظمة الذاكرة البشرية في الجوانب السياسية - الاجتماعية للنظم الدينية. أحياناً يرتبط علم الدين المعرفي بالعلم التطوري[تکامل] والخطاب المناهض[معارض، مخالف، ضد] للدين، ولكن العلم التطوري والخطاب المناهض للدين ليسا جوهريين أو ضروريين لهذا الحقل. قبل خمسة عشر عاماً لم يكن علم الدين المعرفي (CSR) موجوداً. بل كان هناك عدد قليل من العلماء يستعملون أفكاراً من العلوم المعرفية لدراسة الدين بصورة مستقلة. أمّا في الراهن، فإن علم الدين المعرفي يفخر بوجود عشرات المجلدات المؤلفة والمحررة، وعدد من المؤسسات الأكاديمية والمراكز التي تعرض أنشطة هذا العلم بشكل ملحوظ، ورابطة علمية تضم أكثر من 100 عضو (الرابطة الدولية لعلم الدين المعرفي). وقد لفتت النتائج التي توصل إليها علم الدين المعرفي انتباه وسائل الإعلام المألوفة، كما ظهرت إنجازاته في عدد من الصحف مثل نيويورك تايمز وصنداي ماغازين Sunday Magazine وأتلانتيك منثلي Atlantic Monthly . فما هو تفسير هذا الاهتمام الكبير بهذا المجال العلمي المحدث؟ 🔅 علم الدين المعرفی: علوم شناختی یا Cognitive Science of Religion که با علامت اختصاری CSR هم در متون تخصصی بهش اشاره می کنن. علوم شناختی در کشور ما بیشتر در حوزه روانشناسی شهرت پیدا کرده ولی علوم شناختی دین رشته خیلی خیلی مهمیه که کمتر بهش پرداختیم. إعاقَة: کارشکنی، سنگ اندازی، جلوگیری. نمونه کاربردها: أعتقلك بتهمة إعاقة سير العدالة: به جرم کارشکنی در جریان عدالت، بازداشتت می کنم. مع هذه المشكلة إذا تمت إعاقة تنفسك: با این مشکل اگه نفس کشیدنت بند بیاد.. حسنٌ، لست هنا اليوم لأتحدث عن إعاقة الجريمة: خیلی خوب. امروز نیومدم اینجا درباره پیشگیری از جرم صحبت کنم. 🔅 العلم التطوري: علم تکاملی. دانشی که مبتنی بر دیدگاه های تکامل داروین است. بر همین اساس روانشناسی تکاملی (علم النفس التطوري)، نوروبیولوژی تکاملی (علم الأحياء التطوري) و ... هم داریم. کلا تکامل گراها سعی می کنند نظریات داروین رو به شاخه های جدیدی توسعه بدن و ملحدین بیشترین تلاش رو در این زمینه می کنن. به اینا می گن نئوداروینیسم. حتی دین رو هم مبتنی بر وحی نمی دونن، مبتنی بر تکامل تفسیرش می کنن.
عدم الإلمام(آگاهی، شناخت، تدبیر، روشنگری، توجه) بالأطر الإبستيميّة (اپیستمولوژی، معرفت شناختی ، Epistemology) التي تحتضن مفهوم الهرمنيوطيقا (هرمنوتیک) في من منشئه الأصل، وغياب الوعي بمرجعيّاته، ووضعه في الحقل النظريّ الدقيق؛ كلّ ذلك من شأنه أن يولِّد الالتباس والإرباك في التعامل معه؛ فهماً وممارسةً. الأطر: چارچوب اطر النوافذ مشوهة: قاب پنجره های شکسته يارجل.لا يمكنك وضع اطارات على المروحية ليس هناك اي اطارات لعينة : پسر، تو نمی تونی اون رينگارو توي هليکوپتر بذاری. اونجا هیچ رینگ لعنتی ای وجود نداره.
يتجاوز مفهوم الهرمنيوطيقا Hermeneutics ما يمكن أن نطلق عليه التفسير والتأويل، فالمصطلح يحمل كثيراً من الشحنات(باری از مفاهیم، بسته های) المعرفيّة والدلاليّة والمنهجيّة المختزنة(ذخیره شده) فيه، مع رصيد فكريّ وفلسفيّ غائر (ژرف، فرورونده، غور کننده)في التاريخ. الشحنه: بار، محموله ، الشحنة الثمينة قادمة: محموله باارزشی داره میاد. الشحنة جاهزة للانطلاق: بسته آماده انتقاله. غائر: عمیق، ژرف . مريضة أصيبت بجرح غائر في الرأس: زخم عمیقی در سر آن خانم ایجاد شده رصيد: کوله بار . رصید در محاوره بیشتر به معنی اعتبار به کار می رود. لديك رصيد صفر، يا سيدي: موجودی / حساب شما صفره قربان. لم يكن لدي رصيد: شارژ (ایرانسلم ☺️) تموم شده. ليس بها رصيد كبير، ولكنها تكفي: زیاد توش (توی حساب) نیست، ولی از هیچی بهتره / ولی هر چی هست کافیه.
وثمّة نظراتٌ طهرانيّةٌ تريدُ أن تحفظَ للنصوصِ نقاءَها ووحدة معناها، ولعلَّها نظراتٌ تَضَحّي(درخشیده) في سبيل ذلك بأيِّ تعدّدٍ للمعاني. طهرانیه: در اینجا به ضم ط نه فتح، به معنی طهرانی بودن نیست. این واژه از ریشه purisme یا پاک سازی گرفته شده. پیوریتن ها یکی از فرقه های مسیحی Puritanisme هم با این تعبیر به خودشون (پاک دین) می گویند. {طهرانية = بيوريتانية = نقائية = صفائية}. .. مُظهرين للآخرین أن طُهرانية مواقفهم(سلامت/پاکی دیدگاه هایشان) و آرائهم السياسية من طهرانية الإسلام و قرآنه الکريم..
من بين ال «ية و يا»(=ایسم‌ها. منظور اصطلاحاتی از قبیل السوسيولوجيا، السيكولوجيا، الأيديولوجيا یا اصطلاحاتی از قبیل البنيويّة، الوجوديّة و ... است که با «یة» و «یا» ختم می‌شوند) اليوم، لم يبقَ سوى الليبراليّة الاقتصاديّة التي غزت(هجمه و حمله کرده) العالم، بما في ذلك روسيا والصين الشيوعيّة(کمونیستی). وكما أوضح هانز مورجنثا(هانز مورگنتا مشهور به پدر علوم سیاسی قرن بیستم) وهانا أرنت(فیلسوف سیاسی یهودی مذهب آلمانی تبار)، انتقل الإنسان من «الإنسان العامل/ الصانع « homo faber» والمواطن المبدع(زیرک، باهوش و خلاق) الذي يقرّر مصيره(سرنوشتش را) بكثير من الحرّيّة، إلى «الحيوان العامل « animal laborans »، حيوان مُتحكَّم فيه(حیوانی که بی قاعده و به اجبار و بی اختیارِ خودش او را به کار بگیرند) لا يعي حتى ما يقوم به. تقوم القوّة الدافعة لهذه الأيديولوجيّة الرأسماليّة(نظریه سرمایه‌داری) على الاستهلاك(اصطلاح تخصصی)، وفي الواقع، تختزل(اختزال: حذف کردن، بریدن، تلخیص و تندنویسی، چیزی را از اصلش جدا کردن و برنگرداندن اما به ساده کردن کسر هم می‌گویند و در اینجا همین معنی که تقریبا معادل همان تلخیص هست مورد نظر است) الرأسماليّة كلّ ميتافيزيقاها فيها، ولا يعني هذا شيئًا آخر سوى أن أسئلة الوجود مستنفَدَة(از بین رفته) في الوقت نفسه في الاستهلاك، بناءً على شعار: «أرني ما تشتريته وسأخبرك من أنت». الاستهلاك: «جميع السلوكات التي تهدف إلى اكتساب واستخدام السلع والخدمات الاقتصاديّة». در این متن منظور این است که در الهیات معاصر، استهلاک عاملی است که معنای زندگی و جوهر اصلی انسان را تنها به خرید و فروش و سلوک تجاری و نگاه بازرگانانه تفسیر می‌کند. تختزل: الاختزال: الاختزالات الهائلة في مستويات سيروتونين: کمبود شديد ميزان سروتونين.. انا لم اطلب عاملة اختزال ماهذا الذى تتحدث عنه: من هيچ تايپيستي نخواستم، در مورد چي داريد حرف ميزنيد.. مستنفده: مستنفد از ریشه نفد. طاقتنا تنفد طاقتنا تنفد: انرژی‌مون داره تموم می‌شه.
اعترافات ملحد عراقى قصتي مع مَهْزَلَة(لودگی،‌مسخره بازی، گرایش زیاد به بذله گویی،‌ در اینجا منظور «مسخره» است = زندگی مسخره) الضياع (ضرر و زیان = تباه) والالحاد انتهت ..انا اشعر الان باني انسان حقا نعمة العقل التي كنت لااشكر الله عليها الان اقول شكرا يا الله لعقلي الذي يرفض الظلم وان وقع فيه لسنين شكرا يا الله شكرا يا الله لانك كنت معي دائما حتى وانا عاصي لأمرك شكرا لانك جعلتني ارى النور الذي كنت ابحث فيه من زمن طويل ..... في البداية : انا شاب اسمي سامر من العراق عمري 22 سنة مسيحي الديانة وبعدها تركت المسيحية لاسباب كثيرة فيه ومن بعدها قررت وبمساعدة اصدقاءي المخدوعين عقليا ان اصبح ملحدا لانهم قالوا لي ان الالحاد هو الحل .. قصتي مع الالحاد كانت غلطة(اشتباه) عمري وندمي كانت قصة اشعرتني بأني كالبهيمة لاعقل لدي عشت ايام مريرة (تلخ) وحالات نفسية(روانی) كثيرة .. كنت وبصراحة اضمر كل الحقد لاصحاب الديانات وابرزها الاسلام لانها تدعوا الى الله الذي كان بتصوري غير موجود وبعد فترة بدأت اتفكر في امر هذا الكون ونظام هذا الكون الذي لابد من وجود خالق له .. وبعد ان قرأت عن الاسلام وقرات بعض آيات القرءان وبمساعده صديقي الذي كان يفسر كل شي لي بالمنطق والحجة بدأت فكرة الاسلام تراود(آرام آرام تاثیر بگذارد بر.. جولان دهد در ..) عقلي شعرت من ذلك الوقت ان النور بدأ يدخل الى جوف قلبي المظلم وبدأ يكبر ويكبر الى ان وصل مرحلة قُمتُ ان اذهبَ الى المسجد انا وصديقي Saif Alshaary شعرت في تلك الاوقات ان المسلمون اناس متحابون(یکدیگر را دوست دارند) في مابينهم ويتمنون الخير لكل الناس والهداية للمشركين وهذا مايدل عليه قولهم وافعالهم في مساجدهم وقلوبهم الطيبة .. انا الان انسان بكل ماتحمله هذا الكلمة من معاني .. انا اوجه دعوتي لكل اخواني الملحدين ان يفكروا تفكير صحيح ومنطقي وان يتخلوا عن الشكوك والاعتقادات الواهمة الفاشلة(شکست خورده) التي تثار ضد هذا الدين .. ان قصة اسلامي اليوم لن استطيع ان اوصفها .. لكني اتمنى الخير لكل اصدقائي ..انا وبصراحة وامام الكل كنت اعلم بأن القرءان وآيات الله والله كلها اشياء موجودة لكني لااعرف لماذا كنت اتجاهل هذا الشي وافكر اشياء وهمية، جعلتني افقد صوابي ..حالات نفسية صدقوني ..انا الان اشعر بالندم على مامضى وسأحاول(سعی خواهم کرد..) ان اكون مسلم حقيقي لبقية عمري ..... ومما زاد في حبي للاسلام انه الدين الاكثر انتشارا في العالم ..والدين الوحيد الذي ايقنت انه لاشك فيه مهما حاول المشككون الذين كنت انا منهم مهما حاولوا على مدى اكثر من 1400 سنة لكن الحق يقال ليس هناك اقرب للحق من الاسلام ..والدليل انه لست اول شخص اسلم فهناك الالاف يدخلون الاسلام كل يوم ومنهم الكثير هم من علماء الغرب ..اشكر الاخ زيد الجزائري على تعاونه معي اشكر الاخ سيف واشكر الاخ خالد واشكر كل من ساعدني في الردود الموجودة في منشوري السابق ..فوالله ان حجتكم قوية دمرتم كل الشكوك واشهد ان دينكم متماسك ودين حق وعدل وحب .. احبكم في الله اخواني وهنا وامام الكل وبكل قوتي اشهد أن لا اله إلا الله ... واشهد ان محمد رسول الله.. ............... مهزله: بر وزن همان کلمه مسخره فارسی: إنّها مهزلة حقّآ!: خیلی مسخره است.. فاشل: بازنده، شکست خورده: مثل عامیانه: لأن الفاشل يظل فاشلا: براي اينکه بازنده يه بازندس. انا فشلت وانا ايضا فشلت: (با لهجه نقی معمولی بخونین😂) من شكست خوردم،‌ من باختم،‌ بدم باختم 😂.. انت فشلت يا رجل قد فشلت حقا: خراب کردی مرد.. واقعا خراب کردی.. غلطة: اشتباه. یه نرم افزار غلط یاب عربی هست به اسم غلطاوی. با همین اسم در گوگل سرچ کنید سایتش رو پیدا می کنید. لا يا صديقي هذه غلطة، غلطة رهيبة : نه دوست من اين يک اشتباهه،‌يک اشتباه وحشتناک .. غلطةٌ غبيّة: اشتباه احمقانه.. الغلطة غلطتي: این خطا،‌خطای من بود.