📖 نصوص العربية الفُصحی الحَديثَة
🔅 تفوّق: پیروزی، غالب شدن در رقابت با دیگران. لقد تفوق عليَّ جيداً: خوب منو گیر انداخت.. إنّها تفوق الوصف: خیلی خیلی خوبه.
فی حوش بیتنا: در اطراف خانه مان، حیاط.
🔅 مناکف: حاضر جوابی و جواب حرف کسی رو دادن. ناکَفَ الکلام: مقابله به مثل کرد و حرفش را به خودش برگرداند. به درگیری و مجادله لفظی هم گفته می شه.
🔅 تنتفض: از جا می پرد.. انتفاضه به معنی قیام هست ولی اینجا به معنی یهویی از جا پریدن معنا می ده.
🔅 ارتطم:تصادف و برخورد کرد. با معنی منفی. مثلا ارتطم فی الامر: یعنی در کار گرفتار شد. إرتطم بالنافذه، وكُسِرت رقبته: خورد پنجره و گردنش شکست. هل إرتطم رأسه بالرصيف: سرش به آسفالت خورد؟
🔅 دویّ: طنین. تردد دویه فی الشارع: طنینش در خیابان پیچید. به صورت کنایی هم معنی خالی می دهد. مثلا ما في الدار دُوِيٌّ: در خانه كسى نيست. به آدم احمق هم از این جهت که چیزی در چنته نداره، دَوی گفته می شه.
🔅 تتسمَّر: تتسمر امام التلفزیون لساعات..: میخ می شود جلوی تلویزیون. شب زنده داری و بیداری برای مدتی طولانی.
🔅 تترقَّب: دنبال می کند.. المدينة باكملها تترقب علی الليلة: همه شهر امشب علی را می بینن. جميع الكائنات الشريرة سواء بالجحيم أو على الأرض تترقّب ظهوري: همه شياطين جهنم و زمين دنبالِ من هستن.
🔅 تقضم: جویدن. با دندان شکستن و خوردن، کندن و کوتاه کردن ناخن با دندان. بينجامين، لا تقضم أضافرك: بنيامين ناخن هاتو نجو. قضمة واحدة فقط، قضمة واحدة: یه گاز فقط، یه گاز. إذا كنت تشك في ذلك , اقضم قضمة: اگه شک داري يه گاز ازش بزن.
🔅 تغَمغَمَ: وقتی کسی زیر آب می رود و آب درون حلقش می رود ، غلغل می کند، طوری که حالت خفگی به او دست می رود، این واژه برایش به کار می رود. كف عن الغمغمة: من و من نکن. حسناً اعني احيانا انت تغمغم: آره. منظورم اینه که گاهی تو مرددی.
🔅 ترملت: بیوه شده. لقد ترمّلت في (مانشيستر): در منچستر بیوه شده.
〰️〰️〰️ .. اقتباس ونبذة عن الكتاب 〰️
ان المكتبة متاهة[پیچ در پیچ]، وهذه ليست اول مرة اتوه في واحدة من المكتبات ،فأنا وابي نشترك في هذا الأمر واظن ان هذا ما وقع له . لقد تاه[گم شد] في وسط الحروف والعناوين وضاع وسط الكلمات .
اليأس بونفين[اسم شخص] الصبي ذات الثانية عشرة ربيعا يبحث عن والده فيفالدو بونفين بعد ان اخبرته جدته ان الكتب التهمت[قورت داده] ابيك ليختفي من هذا العالم في طيات[درون، داخل، زوایا] الكتب وحروفها فقد كان موظفا حكوميا يعيش حياة روتينية ومملة في مكتبه في دائرة الضرائب[اداره مالیات] لذلك كان ياخذ معه الكتب والروايات بيقراها خلسة[دزدکی، یواشکی، پنهانی] أثناء عمله وذات يوم وهو يقرأ اختفى داخل الكتب ... لتبدأ من هنا قصة الياس بالبحث عن أبيه من خلال روايات الأدب الكلاسيكي لرواية الجريمة والعقاب ورواية جزيرة الدكتور مورو ورواية فهرنهايت وغيرها ..
الكتاب 〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️〰️
رواية جميلة وخفيفة عدد صفحاتها قليلة .خيالية تستطیعون قرائتها في جلسة واحدة.. ربما تجعلك تفهم ماهو شغف القراءة والتعلق بها .. لتعيشها مواقع .
🔅 طیات: زوایا، میان. أحب المحافظة على طيات ملابسي: دوست دارم چروک های لباسم رو بپوشونم. اتركي السكّين الصغيرة بين طيّات ثيابك: اون چاقوی کوچیک رو لای لباست نگهش دار. حتى يفقد بين طيات التاريخ: تا این که لا به لای تاریخ گم می شود.
الکتب التی التهمت والدی.pdf
حجم:
1.2M
اسم الكتاب: الكتب التي التهمت والدي .
اسم الكاتب ✏️افونسو كروش .
عدد الصفحات (137)صفحة .
دار النشر /مسكيليان للنشر والتوزيع .
ترجمها عن اللغة البرتغالية /سعيد بنعبد الواحد سنة ٢٠١٨ م
#رمان
غلط ننویسیم..pdf
حجم:
15.1M
کتاب غلط ننویسیم، کتابی است که مطالعه آن برای تمام کسانی که می خواهند به فارسی بنویسند، لازمه. اعم از مترجم و ویراستار و ... . متن کامل کتاب رو تقدیمتون می کنیم. اگر شما هم می خواهین در کار ترجمه مخصوصا در نوشتن به فارسی حرفه ای عمل کنین، حتما فرصتی رو برای مطالعه این کتاب کنار بگذارین و برای مطالعه اش برنامه ریزی کنین.
وأطلق [آغاز کرد، پرتاب کرد، اينجا میگوييم: تويت کردند]
رُوّادُ [جمع رائد يعنی: پيشتاز، اما اينجا يعنی: کاربران]
مواقعِ التواصلِ الاجتماعيِّ في السعودية هاشتاغ [همان هشتگ خودمان] #ديسكو_في_جده
الذي تُصدِّرُ [در صدر]
قائمةَ [فهرست] أكثرِ الهاشتاغاتِ انتشاراً في المملكة [منتشرشدهترين هشتگ در کشور]
حاصداً [درو کرده است]
أكثر من 37 ألف تغريدة [توئيت. اين "ة" در آخر کلمه، علامت مَرّة است. توضيح آنکه در صرف خواندهايم: مصدر مرّة در ثلاثی مجرد بر وزن "فَعْلَة" است و در ثلاثی مزيد با افزودن "ة" به آخر مصدر. اينجا اين مسأله را میبينيم. البته در عربی معاصر يک کار ديگر هم میکنند: به آخر کلمه "يّة" میافزايند و اين کار را هم برای ساختن مصدر مرّه و هم از عموميت درآورن کلمه انجام میدهند. مثلاً احتفاليّة؛ يعنی: يک جشن و "احتفال" يعنی: مطلق جشن. جالب است که کاربست "ية" برای نشان دادن عدم عموميت، به نوعی ديگر در اسم بکار میرود. در اسم جنس برای تبديل آن به اسم مفرد، از "ة" استفاده میکنند. ]
سوال: حال شما بگویید: تفاوت ترجمه ی أکلتُ تَمْرَيْنِ با أکلتُ تمرَتَينِ چیست؟
🔅 رافد: شاخه، انشعاب، پشتیبان، حامی. رافد اساسي: حامی اصلی. البته در اینجا پشتوانه اصلی بیشتر مفهوم است. أنا أعرف كل شبر من هذا رافد النهر: من وجب به وجب این شاخه نهر / مرداب رو بلدم. ونحن ماضون في طريقنا لرافد النهر: به سمت مرداب می ریم.
🔅 تمویل: سرمایه گذاری، تامین بودجه، تامین سرمایه. نعم، لكننا قمنا بزيادة تمويل المدارس العامة بزيادة قدرها 10 %: بله. ولی ما سرمایه مدارس دولتی رو ده درصد افزایش دادیم.
تسير الآراء حيال[در قبال/ به ازای] الدور الذي يلعبه الميثاق في إبداع وتقدير الأعمال الفنية[امور هنری] في اتجاهين متناقضين. فهناك رأي يقول بإمكان إدراك وتقدير الأعمال الفنية بالإضافة إلى إبداعها من دون الرجوع إلى ميثاق. بينما يزعم الرأي الآخر بأن المواثيق هي التي تحدد كيفية إدراك الأعمال الفنية، وبالتالي تكون شروطاً ضرورية لإبداع أعمال فنية وهي أساسية للتقدير.
الرأي الأول بمثابة نسخة عن النظرة الرومنطيقية للفن بوصفه عملاً يتحكم[کنترل می کند] عَفَوياً[سر خود/خودکار/خودجوش/خود به خود] لأعمق المشاعر الإنسانية، ولطبيعة الإنسان الحسية ، من دون استخدام أو احتياج إلى مواثيق توسطية. وينفي الرأي الميثاقي إمكان الاستجابة العفوية للفن. فإبداع الأعمال الفنية وتقديرها كلاهما مبنيان على المواثيق، ولا يستطيع القارئ / المستمع أن يتجاوز هذه المواثيق لأنها تشكل تجربة العمل الفني. وقد حاولنا في هذه المقالة أن نفسر كيفية فهم هذه الرؤى الأساسية.
🔅 عفَويا: ربما يقوم بكل هذا عَفَوياً: شایدم حتی این کار رو غیر عمدی می کنه. هل كان عفوياً: خود به خود بود؟ تلفظت بالسر عفويًا: از دهنم پرید.
🔅 یتحکم: کنترل می کند. لأنّ أيًّا يكن من يتحكّم في المعلومات فسوف يتحكّم في المستقبل: چون هر کی می خواد باشه، هر کس که اطلاعات رو کنترل کنه، اینده رو کنترل می کنه. إذاً هناك من يتحكم به: پس یه نفر داره کنترلش می کنه. إذاً من يتحكم بها: پس کار کیه؟
كانت أشعة شمس یونیو تخترق النوافذ العریضة للشقة التی تطل علی میدان سفنكس بالمهندسین فتزید من بهاء أثاثها الأبیض المتراص[متراکم] بأناقة متناهیة .
هی شقة رجل الأعمال الثلاثینی محمود إبراهیم صاحب شركة ماردینز للإستیراد و التصدیر و زوجته الشابه الجمیله لیلی عادل المهدي ابنه عادل المهدي صاحب شركة المهدي موتورز و واحد من أكبر تجار السیارات فی القاهرة، زوجه من عائلة مرموقة تعمل مترجمه للغة الألمانیة فی إحدي الشركات الكبري و تقف علی أعتاب الثلاثین.
زوجان شابان یحسدهما الجمیع علی قصه حبهما الرابعة و علی حیاتهم الزوجیة الناجحة و لكن مثل كل شیئ هناك ما ینقصهما و فی حالتهم كانوا لم ینجبوا أطفال بعد..
#کتاب
الدجاجه التی حلمت الطیران.pdf
حجم:
2.2M
یه کتاب خواندنی معرفی می کنم برای عزیزانی که در پیام خصوصی درخواست دادن کتابی ساده و اعراب گذاری شده رو برای ترجمه قرار بدیم. این کتاب از پرفروش ترین کتاب های دنیاست که به زبان های مختلف و از جمله فارسی هم ترجمه شده. فروش میلیونی داشته و داستان قشنگی داره. آسون و عالی و جذاب.