🔮ما امروز امنیت کشورمان و دوری از جنگ های داعش را مدیون فداکاری مدافعین حرم در سوریه هستیم.
آن ها از خانواده و جان و مال خود گذشتند تا اجازه ندهند دشمن در منطقه خاورمیانه جولان دهد و به مرزهای ایران نزدیک شود
🔹«خدای متعال بر شهدا سلام می فرستد. آنها کسانی هستند که با خدا معامله کردند و هستی خودشان را یعنی مهم ترین سرمایه انسان را که حیات است، در راه خدا و برای رضای خدا تقدیم کردند.»
«مقام معظم رهبری»
🍃گرامیداشت 18مرداد،سالروزشهادت پاسدارمدافع حرم،شهیدمحسن حججی،
روز شهدای مدافع حرم 🍃
@Notationbooks
#مدیون_شهدا_هستیم
📚#حجت_خدا 9⃣7⃣
🍃همسرشهید🌱
قرار بود صبح اعزام شود سوریه. شب قبلش با هم رفتیم گلزار شهدا. تا بخواهیم برسیم گلزار توی ماشین فقط گریه میکردم و اشک میریختم.
دیگر نفسم بالا نمیآمد. بهم میگفت:« صبور باش زهرا. صبور باش خانم. میگفتم نمیتونم محسن نمیتونم.
به گلزار که رسیدیم رفتیم سر مزار «علیرضا نوری» و «روح الله کافیزاده»
بعد از مقداری،محسن پا شد و رفت طرف سنگ شهدای جاوید الاثر.
گفت:«میخوام ازشون اجازه رفتن بگیرم»
دنبالش میرفتم و برای خودم گریه میکردم و زار میزدم. برگشت بازویم را گرفت و
گفت:« زهرا تو روخدا گریه نکن، دارم میمیرم.
گفتم:«چیکار کنم محسن ناآرومم؟
تو که نباشی انگار من هم نیستم. انگار هیچ و پوچم. نمیتونم بهت بگم نرو اما بهم بگو با عشقت چیکار کنم؟؟
*
رفتیم خانه. تا رسیدیم، کاغذ و خودکاری را برداشت و رفت توی اتاق.
بهم گفت:«میخوام تنها باشم.»
فهمیدم میخواهد وصیت نامهاش را بنویسد. مقداری بعد از اتاق آمد بیرون. نگاه کردم به چشمانش سرخ بود و پف کرده، معلوم بود حسابی گریه کرده.
هنوز چند ساعتی مانده بود به پرواز سوریه. موبایلش را برداشت و صدایش را ضبط کرد. شروع کرد با علی کوچولیش حرف زدن:
سلام علی آقا!
سلام بابا جان.
سلام پسر گلم...
@Notationbooks
#کتابخوانی
#مدیون_شهدا_هستیم
«ادامه درصوت پایین⬇️»
📚 #حجت_خدا 1⃣8⃣
اول صبح، وقتی که نیروها توی چادرهایشان بودند، سه ماشین انتحاری حمله کرده بودند به پایگاه چهارم.
یکی از نیروها که آنها را دیده بود از چادرش خارج شده بود و فریاد کشیده بود: داعشیها داعشیها...
محسن آمده بود پشت خاکریز و دوتایی شروع کرده بودند به سمت آنها شلیک کردند.
ماشین اول ۳۰۰ متر مانده به پایگاه منفجر شد ماشین دوم لبه خاک ریز،
و ماشین سوم هم آمده بود داخل خود پایگاه و آنجا منفجر شد. ضربه بسیار سنگینی بود.
تعداد زیادی از نیروها شهید شدند. محسن هم مجروح و زخمی افتاد روی زمین و بیهوش شد
از پهلو و دستش داشت همینجور خون میآمد.
یک دفعه تعدادی تویوتا که پر از داعشی بود به پایگاه حمله کردند، درگیری شدیدی شد آن از سه ماشین انتحاری و این هم از حمله ناگهانی داعشیها.
فشار لحظه به لحظه بر نیروها بیشتر میشد. عدهای عقب نشینی کرده بودند، تعدادی هم ایستاده بودند توی میدان و با داعشیها درگیر شده بودند.
باران گلوله از دو طرف در حال باریدن بود. محسن به هوش آمد چشمانش را باز کرد،
اسلحهاش را برداشت با هر سختی که بود از جایش بلند شد و دوباره شروع به تیر انداختن سمت داعشیها کرد.
نفسهایش به سختی بالا میآمد کمترین جانی در بدن داشت.
داعشیها قدم به قدم جلو میآمدند. نیروها هم چون تعدادشان بسیار کم بود دیگر تا ب مقاومت نداشتند.
راه چارهای نبود همه عقب نشستند.
داعش جلو و جلوتر آمد. بالاخره پایگاه را گرفت و به آتش کشید. خشابهای محسن تمام شده بود. نفسهایش هم به شماره افتاده بود
تشنه و بیجان و بیتاب پشت خاکریز افتاد.
به حالت نیمه بیهوش داعشیها او را دیدند،به طرفش رفتن، رسیدن بالای سرش، دستهایش را از پشت با بند پوتینهایش بستند،
او را بلند کردند و به طرف ماشین بردند.
خون هنوز داشت از پهلویش خارج میشد. تشنگی فشارش را لحظه به لحظه بیشتر میکرد.
محسن را سوار ماشین کردند و با خود بردند. چادرها و خیمههای پایگاه چهارم داشت در آتش میسوخت و آسمانش مانند غروب عاشورا شده بود...🖤
@Notationbooks
#کتابخوانی
#مدیون_شهدا_هستیم
📚 #حجت_خدا 2⃣8⃣
[110داستان ازشهیدحججی]
محسن را بردند طرف شهر القائم عراق.
تا برسند آنجا، مدام توی ماشین به سر و صورتش میزدند و فحشش میدادند.
به شهر القائم که رسیدند محسن را بردند توی اتاقی و با او مصاحبه کردند. محسن نگاه به دوربین کرد و محکم و قرص
گفت:«محسن حججی هستم، اعزامی از اصفهان. شهرستان نجف آباد.فرمانده تانک هستم و یک فرزند دارم.»
اول او را از گردن آویزان کردند و بعد شکنجهها شروع شد شکنجههایی که دیدنش مو را بر تن انسان سیخ میکرد...
خوب که زجر کشش کردن او را پایین آوردند سرش را بریدند و دستهایش را جدا کردند.
بعد هم پاهایش را به عقب یک ماشین بستند
و توی شهر چرخاندند تا،مردم سنگبارانش کنند.💔
«شادی ارواح طیبه شهدا : اللّهم صلّ علی محمّدوآل محمّد وعجّل فرجهم»
@Notationbooks
#کتابخوانی
#مدیون_شهدا_هستیم
📚#قله_ها_و_دره_ها 3⃣8⃣
همه مردم در کار و زندگی فراز و نشیبهایی دارند
قلهها و درهها به هم متصلند اشتباهات امروز فرداهای بد را به وجود میآورند و کارهای خوب لحظههای بد امروز
لحظههای خوب فردا را ایجاد میکند
کسانی که فراز و نشیب را میفهمند با تمرکز کردن کارها را بهتر انجام میدهند
کسانی که در اداره کردن لحظات خوب شکست میخورند برای روزهای آتی خود لحظات بدی را خلق میکنند و به خاطر همین انرژی زیادی را هدر میدهند و لحظات بد را میسازند
معنای فراز درک صحیح ارزش لحظهها و معنای نشیب حسرت لحظههای بر باد رفته است.
@Notationbooks
#کتابخوانی
#کتاب_خوب_بخوانیم
📚#قطره_هایی_که_دریا_شدند 4⃣8⃣
🍃«گالیله»🍃
گالیلئو گالیله دانشمند و مخترع سرشناس ایتالیایی است که در سال ۱۵۶۴
میلادی به دنیا آمد وی در ۷ سالگی پدر خود را از دست داد.
بخشی از شهرت گالیله به خاطر تایید نظریه کوپرنیک مبنی بر مرکزیت نداشتن زمین در جهان است
که منجر به محاکمهاش در دادگاه تفتیش عقاید شد.
اختراع دماسنج و تلسکوپ به وی منتسب است.
گالیله در حالی که گوشه اتاق کوچک و نمناک نشسته بود آفتاب کمرنگ غروب زمستان را در لبه بام خانه روبرو نگاه میکرد،
هرچه شعاع آفتاب کوچکتر و کمرنگتر میشد بر چهره باریک و ظریف گالیله غم بیشتری سایه میزد
گویی تاریکی که کم کم اتاق را پر میکرد با خودش غم و غصه میآورد و بر چهره او میپاشید
تاریکی مانند غول ترسناکی که افسانهاش را بارها از مادرش شنیده بود بر سر او فرود میآمد
سرش را به دیوار تکیه داد و چشمانش را بست شب که میشد همه ناراحتیها و گرفتاریهایش به یادش میآمد
اکنون سه سال بود که پدرش مرده بود و او با اینکه ۱۰ سال بیشتر نداشت مجبور بود در کنار درسهایش کار هم بکند
مادرش هم صبح تا شب در خانهها و مغازهها کارهای گوناگون انجام میداد اما باز هم زندگیشان نمیچرخید
گالیله مجبور بود در گذران زندگی به مادر رنجورش کمک کند به نظرش بهترین کار تدریس ریاضی به رفقایش بود ؛چون توی ریاضی از تمام آنها یک سر گردن بالاتر بود
از این فرصت استفاده کرده بود و به صورت خصوصی ریاضی تدریس میکرد چند ماهی درس داده بود اما دستمزدی نگرفته بود رفقایش با او قرار گذاشته بودند وقتی دستمزدش را پرداخت کنند که در امتحان ریاضی با نمره خوبی قبول شوند
یک هفته دیگر امتحان آخر سال بود و گالیله امید داشت با موفقیت یکی از شاگردانش گذشته از دستمزد،
پاداش خوبی هم از پدر او که یکی از تاجران
ثروتمند شهربوددریافت کند.
@Notationbooks
#کتابخوانی
#کتاب_خوب_بخوانیم
📚#قطره_هایی_ک_دریا_شدند 5⃣8⃣
«گالیله»
در حال درس دادن به دوستش بود که ناگهان نگاهش به ستارهای افتاد که با آغاز شب در آسمان شروع به نورافشانی میکرد باز مثل همیشه محو ستارهها شد
ناگهان به نظرش رسید که ستارهها با او حرف میزنند
چشمانش را تنگ کرد و به پهنه آسمان خیره شد ستارهها لحظه به لحظه پرنورتر میشدند
در همین موقع نگاهش به ستاره کوچک اما پرنوری در شرق آسمان افتاد فوری از جا پرید و به پنجره نزدیکتر شد
با خودش گفت عجب باز پیدا شد همان ستارهای که سال گذشته هم در همین فصل نورافشانی میکرد
معلوم است این ستاره فقط در فصل بهار خودش را نشان میدهد شاگرد او سرش را بلند کرد و با تعجب به هیکل استخوانی و چهره لاغر آموزگارش خیره ماند
گالیله سرش را برگرداند و همین که تعجب شاگردش را دید تند تند گفت عزیزم تو کارت را ادامه بده من یک لحظه به پشت بام میروم و برمیگردم
و در برابر حیرت شاگردش از اتاق بیرون دوید
از حیات سنگی خانه گذشت و وارد باغ شد صدای مادر و خواهر شاگردش را از آلاچیق گوشه باغ میشنید سعی کرد دیده نشود به همین خاطر از حاشیه کنار باغ
ساختمان را دور زد و به پشت ساختمان رسید و از پلههای نردبان چوبی بالا رفت و به پشت بام رسید
میان بام ایستاد و
با تعجب از میان شاخهها و برگهای درختان که تا روی بام میرسید به ستاره بهاری خیره شد
لحظهها با سرعت میگذشتند اما گالیله محو تماشای ستاره بود و سعی داشت اندازه ظاهری شکل موقعیت مکانی و میزان نور آن را در مقایسه با ستارههای دیگر بسنجد
خودش هم نمیدانست چرا اینقدر به این ستاره علاقه دارد
متوجه سپری شدن وقت نبود ستاره لحظه به لحظه نورانیتر میشد گالیله حس میکرد ستاره فقط به او نگاه میکند
ناگهان صدایی او را از جا پراند و خلوتش را بر هم زد آقای گالیله روی پشت بام چه کار میکنید مگر شما نیامدهاید به پسرم درس بدهید
گالیله از جا پرید و سرش را برگرداند فدریکو پدر پابلو بازرگان معروف را روی آخرین پله نردبان دید
از شرم داغ شد و میخواست حرفی بزند اما دستپاچه شده بود و زبانش هم بند آمده بود.
.
.
.
بعدهاااا
.
.
گالیله، پدر اخترشناسی رصدی،
پدر روش علمی،و پدر علم مدرن لقب یافت.
شهرت گالیله، بیشتر به دفاع علمیاش از مدل کوپرنیک برمیگردد. کوپرنیک، پیشاز گالیله گفتهبود که خورشید به گرد زمین نمیچرخد. رد مدل زمینمرکزی کلیسا، که صدها سال همچون سخنی آسمانی تلقی میشد، به محکومشدن گالیله در دادگاه تفتیش عقاید انجامید؛ و اگر توبه نکردهبود، چهبسا زنده در آتش سوزانده میشد. گالیله با تلسکوپی که خود ساخته بود به رصد آسمانها میپرداخت و جزئیات سطح
ماه را میدید و بررسی میکرد. در زمانه او چنین میپنداشتند که برای ادامه حرکت جسم، نیرو لازم نیست. اما او با آزمایشی نشان داد که چنین نیست، که بعدها به قانون اول نیوتن انجامید.
@Notationbooks
#کتابخوانی
#کتاب_خوب_بخوانیم
3.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
لبخند شهدای مدافع حرم 🙂
🇮🇷#شادی_روحشان_صلوات
#مدیون_شهدا_هستیم
@Notationbooks
🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺
📚 #سرچشمه 6⃣8⃣
(داستانی دربارۀ زندگی شهید بهشتی)
🔮ازمانی که در حیات بود،موردتهمت های بسیارزشت وتلخ دوستان ودشمنان بود.تهمت هایی که بعضی ها حتی خودشان هم
نمی فهمیدند که معنی آن چیست؟
،،،،،🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃،،،،،،،
▪️مثلاً مجله «پیام شهید» آن موقع به ایشان لقب «راسپوتین» را داده بود. چراکه فکرمیکردند آقای بهشتی آدم مغروری است؛
اما نمی دانستند که راسپوتین یک کشیش مسیحی بیمارعصرتزاربود.
،،،،،،🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃،،،،،،،
▪️دشمنان داخلی هم که همیشه فحش آمریکایی بودن رابه اومیدادند؛چون آدم قوی بودوآخوند هانمی توانندقوی باشند وفقط آمریکایی هاهستندکه قوی هستندوقدرت مدیریت دارند.
پس، بهشتی آمریکایی است.
،،،،،🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃،،،،،،،
▪️متدینین ماهم که فکرمیکردندهرکس چندروزی رادراروپابماند،ولوامام جماعت مسجد هامبورگ هم باشد حتمادرگیربی دینی شده است ولو اینکه درآلمان،مسجدبسازد و در سالهای فعالیت کمونیست ها،انجمن اسلامی دانشجویان ایرانی در آلمان وسپس اتحادیه انجمن های اسلامی را تأسیس نماید.حتی اگرنماینده آیة العظمی بروجردی هم باشد،بازچون آب اروپا به صورتش زده است حتماً یه جورش شده است.
،،،،،،،🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃،،،،،،،،
▪️آمریکایی ها هم که ازدست اوعصبانی بودند در درون خودشان می گفتند این مردمثل سنگ می ماند،اصلاقابل نفوذنیست.
بابا مابه «ابوالحسن خان بنی صدر»،رئیس جمهوراین مملکت وفرمانده کل قوا،ماهی مثلاهزاردلارحقوق میدهیم وبطور رسمی،نماینده مانیست وباماهمکاری می کند. بانماینده ماملاقات های محرمانه بسیاردارد. وزیرخارجه شان «قطب زاده»،برای ملاقات با نماینده ما،قیافه اش راتغییرمی دهدوتاپاریس می آید .
اما این آدم اصلاقابل نفوذنیست که هیچ،
هرتله ای که برایش بگذارید،نرسیده دست آدم را میخواند وآنرادرحنامیگذارد!
بعد هم به ریش مامی خندد و می گوید:
«آمریکا ازماعصبانی باش وازاین عصبانیت بمیر!»🙂
❇️هفتم تیر1360موج عظیمی از جوانان را برای دفاع مهیاکردوتردیدهاوابهامات وتهمت هارایکجاباخودشست وبرد وزلالی حیات عقیده وجهادرابه نمایش گذاشت.
ودرهای آسمان رابه روی اهل زمین بازکرد .👌
@Notationbooks
#بهشتی_مظلوم_بود
#کتابخوانی