هدایت شده از 🌱 تشکیلات توحیدی 🌱
⚠️ اگر شیطان، دفتردارِ حافظهٔ انسان شود، ورودیهای ذهن را خودش گزینش میکند!!!
🔰 حضرت آیتالله حائری شیرازی (ره):
✂️ [شیطان وقتی که می خواهد کسی را در گرداب تهمتی بیندازد، یکی دو سال یا بیشتر روی او کار میکند؛ به این ترتیب که همواره به او تلقین و تزریق میکند که حدس تو قوی است.
تو میتوانی با نگاه و از روی قیافه، خائن را از خادم تشخیص دهی. میتوانی از وضع ظاهر بفهمی که چه کسی راست میگوید و چه کسی دروغ؟ ممکن است که چند مورد از این حدسها نیز برای اطمینان شما درست دربیاید.
✂️ شیطان از این چند مورد، فیلم تهیه میکند و بطور مرتب در حافظه شما به نمایش میگذارد.
اشکال بزرگ کار زمانی است که شیطان، دفتردار و مسئول حافظهٔ انسان شود. آن وقت به گونهای در درون انسان نفوذ میکند که انسان به او اعتماد کند. پس از آن هر عملی هم که انسان انجام دهد آیا دیگر میداند که از فکر شیطان است یا نه؟
✂️ باید دانست که اگر شیطان در درون انسان رخنه کند، مثل آن است که دفتردارِ انسان، شیطان باشد. شیطان هرکدام از پروندهها را که بخواهد جلو میآورد و هرکدام را که نخواهد عقب میبرد. ممکن است بعضی از اوراقِ درون پروندهها را نیز سرقت کند یا به برخی از پروندهها کلماتی را بیفزاید. خلاصه او کارگردان میشود و انسان هنرپیشه. ببینید که شیطان چقدر به انسان صدمه میزند.]
#شیطانشناسی
#مهار_پرندهٔ_خیال
📲کانال تشکیلات توحیدی
🆔 @tashkilat_ir
▫️▫️▫️▫️
🌙دعای روزبیست وچهارم:
؛
اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ فِيْهِ ما يُرْضِيكَ،
وَأَعُوذُ بِكَ مِمّا يُؤْذِيكَ،
وَأَسْأَلُكَ التَّوْفِيقَ فِيْهِ لاَنْ اُطِيعَكَ
وَلا أَعْصِيكَ، يا جَوادَ السَّائِلِينَ.
؛
«خدایا در این روز از تو درخواست میکنم آنچه را که رضای تو در اوست،
و به تو پناه میبرم از آنچه تو را ناپسند است،
و از تو توفیق میخواهم که در این روز به فرمان تو باشم
و هیچ نافرمانی نکنم،
ای عطا بخش سؤال کنندگان.»
#ماه_رمضان
@Notationbooks
خلاصه کتاب📚
🌙دعای روزبیست وچهارم: ؛ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ فِيْهِ ما يُرْضِيكَ، وَأَعُوذُ بِكَ مِمّا يُؤْ
🌙شرح فرازی ازدعای امروز:
؛
اگر میخواهید بدانید که خدا از شما راضی هست یا نه،
ببینید خودتان در ته دل از خدا راضی هستید؟
اگر راضی باشید، خدا هم از شما راضی است.
🔹حدیث داریم که شما مانند بیمار هستید و خدا مانند دکتر و طبیب.
همانطور که دکتر هر چه بگوید،
بیمار میپذیرد،
خدا هر چه به ما داد،
ما هم باید رضایت داشته باشیم.
#ماه_رمضان
@Notationbooks
خلاصه کتاب📚
🌙شرح فرازی ازدعای امروز: ؛ اگر میخواهید بدانید که خدا از شما راضی هست یا نه، ببینید خودتان در ته د
🌙شرح فرازی ازدعا:
؛
اگر در مصیبتها و نداریها از خدا گله نکنیم و تسلیم خدا باشیم،
یعنی اینکه ما از خدا راضی هستیم و خدا هم از ما رضایت دارد.
؛
🔹اما خیلی سخت است که انسان ذرهای گله از خدا نداشته باشد.
به عنوان مثال: انفاق کردن، اقامه نماز، پرداخت زکات موجبات رضایت الهی از بندگان و دروغ و تهمت و غیبت، موجبات خشم و غضب پروردگار عالمیان میباشد،
🔹 که ما در این روز از خداوند خواستاریم ما را جزو کسانی قرار دهد که به دنبال جلب رضایت او باشیم نه خشم و غضب او که همانا خداوند سخت عذاب است.
؛
#ماه_رمضان
@Notationbooks
🌙دعای روزبیست وپنجم :
؛
اللَّهُمَّ اجْعَلْنِي فِيْهِ مُحِبّا لاَوْلِيآئِكَ، وَمُعادِيا لاَعْدائِكَ،
مُسْتَنّا بِسُنَّةِ خاتَمِ أَنْبِيائِكَ،
يا عاصِمَ قُلُوبِ النَّبِيِّينَ.
؛
خدایا قرار بده در این روز مرا دوست دوستانت و دشمن دشمنانت،
و پیرو راه و روش خاتم پیغمبرانت؛
ای نگهدار دلهای پیامبران.
#ماه_رمضان
@Notationbooks
هدایت شده از زندگی با آیهها
11.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مشورت ، نشانی پیروزی 💌
وَأَمْرُهُمْ شُورَىٰ بَيْنَهُمْ 🌱
📜(آنچه نزد خداست از خوشیهای زودگذر دنیا بهتر است، اما مخصوص کسانی است که) کارهایشان را با مشورت پیش میبرند.
آیه ۳۸ سوره مبارکه شوری 📖
🎬 با نگاهی به فیلمهای سینمای ایران
📽 منصور - سیاوش سرمدی
🔹️ابعاد : عمودی
#زندگی_با_آیه_ها
#آیه_روز_بیست_و_پنجم
#رمضان_۱۴۰۳
#موشن_فیلم
🔰به زندگی با آیه ها بپیوندید 👇
https://eitaa.com/joinchat/2527134304Ccdba67771f
#معرفی_کتاب
📚مجیدبَربَری
[زندگی داستانی حرّمدافعان حرم
شهیدمجیدقربان خانی]
؛
کتاب «مجید بربری»،
روایتگر زندگی شهید مجید قربانخانی است که به حُرّمدافعان حرم شهرت پیا کرد؛
چون تا یک سال قبل از شهادتش، مسیر زندگی کاملا متفاوتی داشت.
؛
🔹مجید قربانخانی جوانی 28 ساله و اصطلاحا دهه هفتادی بود که در سفر اربعین سال 1393، دچار تحول شد و از مسیر قبلی خود توبه کرد.
کسی که لاتِ محل و همیشه در جیبش چاقو بود! کسی که روی دستش خالکوبی داشت!
کسی که قهوه خانه داشت و قهوه خانه اش پاتوق لاتهای محل بود برای صرف قلیان!
اما زمانی که نام حضرت زینب«س» را شنید، توبه کرد و حُرّ زمان خود شد؛
حرّ مدافعان حَرَم.
#کتابخوانی
@Notationbooks
خلاصه کتاب📚
📚 #مجیدبَربَری
[زندگی داستانی حرّمدافعان حرم
شهیدمجیدقربان خانی]
2⃣5⃣7⃣
چند ماه قبل از شهادت مجید؛
استخر یافت آباد_مجید و چند نفر از دوستانش؛
🔹 مجید و دوستانش وسط آب با یکدیگر ادا بازی یا به قول خودشان لال بازی درمی آوردند. یک نفر وسط می آمد و یک سری اداهایی را درمی آورد وبقیه باید می گفتن منظورش چی بوده.
وسط این بازی و حدس زدنشان بودن که چشم های مجید، تا چند دقیقه خیره ماند.
رفت نزدیک دوستش.
ـ حامد این چیه زدی روکتف و کمرت بدجوری چشمم رو گرفته.
ـ خالکوبی رو میگی؟
ـ آره عجب چیز قشنگی زدی پسر!
ـ من چندتایی خالکوبی زده بودم و شکل زشتی روی بدنم افتاده بود،هر قسمتش یه چیزی بود، منم این عنکبوت رو با تارهاش زدم، تا همه روبخوره و بره.
ـ منم می خوام خالکوبی کنم. خیلی چیز قشنگ و جالبی از آب دراومده.
ـ مجید جون! یه وقت این کار رو نکنی ها! به قرآن من پشیمونم.
ـ چی پشیمونم، به این قشنگی، اصلا یه زیبایی خاصی بهت داده.
ـ نه مجید اگه می شد و راه داشت این ها رو هم پاک می کردم.
ـ پیش کی رفتی زدی؟
ـ من می گم پشیمونم،تو هم پشیمون می شی داداش.
ـ جون مجید بگو پیش کی زدی؟
ـ خودت که می دونی نمی گم بهت. برا خودت دردسر درست نکن.
ـ چه دردسری! من حتما یه خالکوبی قشنگ می زنم. جون مجید بگو کی این رو برات زده؟
ـ خالکوبی منو دیدی به قول خودت جوگیر شدی.
ـ نه بابا جو چیه داداش. بدجوری این عنکبوت و تارش چشم من رو گرفته خیلی چیزتمیز و باحالیه.
مجید چند مرتبه دیگر هم سراغ دوستش رفت و پا پی اش شد تا ببیند این خالکوبی را کی برایش زده است و دوستش هر بار او را به قول خودش می پیچاند.
مجید دست بردار نبود. دلش برای خالکوبی دوستش رفته بود. یکی دو هفته بعد، دوست مجید او را دید آستینش را بالا زده بود و نشسته بود پای قلیان. جمع دورش هر کدام پکی به قلیان می زدند و با دودی که از دهانشان بیرون می دادند بازی می کردند.
می گفتند و می خندیدند.
دوست مجید او را که دید، تا ته خط را خواند.مجید از مچ دست آرنجش را خالکوبی کرده بود.
ـ سلام به همگی. جای منم باز کنید.
مجید کنار رفت و برای رفیقش جا باز کرد. پک عمیقی به قلیان زد.صدای قل قل قلیان بلند شد و بعد هم دودی که از دهانش داد بیرون
ـ مجید! این چه کاریه که کردی؟
ـ خالکوبی رو می گی ؟می بینی چقدر قشنگه!
و باز پکی به قلیان زد.
ـ حالا تو بیا بریم پیش رفقای من، تا برات بزنن.
ـ قشنگیش که خیلی قشنگه، ولی من گفتم نزن. پشیمان می شی، اصلا خالکوبی چیز خوبی نیست.
بوی تنباکوی میوه ای بلند شده بود و صدای قلیان و دودی که به نوبت از دهان بچه ها در می آمد و صدای خنده شان سر حرف های پیش پا افتاده بلند بود.
ـ دیگه جوگیر شدم. برا تنوع هم بد نیست.
#کتابخوانی
@Notationbooks
خلاصه کتاب📚
📚 #نهجالبلاغه #حکمت۱ ؛ 🔹برخوردبافتنه ها: ؛ درزمان فتنه(شبیه شدن حق وباطل) مانندبچه شتر نر که دوسا
📚 #نهجالبلاغه
#حکمت۲
؛
🔹ضدّارزش ها:
؛
+کسی که طمع راروش خودقراردهد،خویش رادرمعرض ذلّت قرارداده است.
+کسی که گرفتاری وپریشانی خودرانزد مردم بازگوکند،راضی به ذلّت خویش شده است.
+کسی که زبانش حاکم اوشد
(بدون تأمّل واندیشه سخن بگوید) مقام ومنزلت خودرانادیده گرفته است.
؛
#کلامِامیر
#گوهرهایِنایاب
#نهجالبلاغهخوانی
@Notationbooks
🌙دعای روزبیست وششم:
؛
اللَّهُمَّ اجْعَلْ سَعْيِي فِيْهِ مَشْكُوراً،
وَذَنْبِي فِيْهِ مَغْفُوراً،
وَعَمَلِي فِيْهِ مَقْبُولاً،
وَعَيْبِي فِيْهِ مَسْتُوراً،
يا أسْمَعَ السَّامِعِينَ.
؛
«خدایا قرار بده کوشش مرا در این ماه قدردانـی شده،
و گناه مرا در این ماه آمرزیده،
کردارم را در آن مورد قبول،
و عیب مرا در آن پوشیده،
ای شنواترین شنوایان.
#ماه_رمضان
@Notationbooks
هدایت شده از 🌱 تشکیلات توحیدی 🌱
🪔 چراغی که به انگلستان روا بود!!!
📝 اسدالله عَلَم در مورد کمکهای شاه به انگلیس در خاطراتش مینویسد:
[شاه در سال ۱۳۵۳ مبلغ ۵۰۰ میلیون لیره استرلینگ به انگلیس کمک مالی کرد تا شاید صنایع غذایی انگلیس از ورشکستگی نجات پیدا کند.]
این بذل و بخششها در حالی است که اسدالله عَلَم در جایی دیگر از خاطراتش میگوید:
[در همان سالی که این مبلغ هنگفت به عنوان کمک به انگلیس داده شد، تنها ۱٪ از روستاهای کشور آب آشامیدنی و تنها ۴٪ برق داشتند.]
📖 یادداشتهای عَلَم، ج ۴، ص ۱۹۳
➖➖➖➖➖
✍ پ.ن: طرفداران پهلوی که دائما کمکهای مردمی به فلسطین و لبنان رو در رسانهها تخریب میکنن و میگن "چراغی که به خانه رواست، به مسجد حرام است."، ماجرای کمک مالی شخص شاه به صنایع غذایی انگلیس رو توضیح بدن؟!
چرا فقط ما تبیین کنیم، یه بار هم شما بیاید برامون تبیین کنید!!!😊
#بصیرتی
#انقلاب_اسلامی
#جهاد_تبیین
📲کانال تشکیلات توحیدی
🆔 @tashkilat_ir
▫️▫️▫️▫️