eitaa logo
خلاصه کتاب📚
118 دنبال‌کننده
286 عکس
149 ویدیو
29 فایل
كتابخوانى بايد همانند كارهاى روزانه در زندگى مردم وارد شود.✨ ⁦«مقام معظم رهبری» . . ضمان شرعی کتاب ها رعایت شده است.🌱
مشاهده در ایتا
دانلود
آسمان هم خجل از چشم تو و بارانت آخری نیست بر این گریه‌ی بی‌پایانت✨ آب می‌بینی و طفل و گل و سقا و جوان🥀 بیشتر می‌شود انگار غم پنهانت✨ ◾️شهادت زین العابدین امام سجاد علیه السلام تسلیت باد
📚 8⃣8⃣ بنی صدر ومجاهدین خلق باهم مخالف بودندویکدیگر رامتهم میکردند. اما این دوجربان که هردوسردرآبشخور آمریکاداشتند،یک دشمن مشترک داشتندوآن امام وروحانیت بودند. واقعیت این بود که در آن فضانمی شدباامام جنگید،ولی نزدیک ترین شخصیت به امام ،آقای بهشتی بودوبا اومیشدجنگید. 🔺«حذف بهشتی،حذف بزرگترین محور انقلاب اسلامی بود.»🔻 دیگران خاکریز های دست یافتنی تصور می شدند،امابهشتی دژمحکم ودست نیافتنی بود؛ چراکه بهشتی: ‌❇️رئیس شورای عالی قضایی ورهبرحزب جمهوری اسلامی بود. ‌❇️یک مجتهد برجسته و فیلسوف بود. ‌❇️⁩تحصیل دانشگاهی عالی در رشته فلسفه داشت واتفاقا بهتراز بنی صدر و رجوی سخنرانی می کرد ومی نوشت. ‌❇️⁩پایه گذارحزب جمهوری اسلامی بود و تشکیلات گسترده آن رادرسراسرکشور، رهبری می کرد.‌ 🔮و ازهمه مهمتر:در زمان نیابت ریاست در مجلس خبرگان قانون اساسی، باقدرت توانست اصول مربوط به حکومت اسلامی ومهمتر ازهمه ،«اصل ولایت فقیه» رابه تصویب برساند.‌✅ @Notationbooks
📚 9⃣8⃣ _مخالفین آقای بهشتی تنهابنی صدرورجوی نبودند،همۀ جریان های مخالف امام خمینی وانقلاب اسلامی عمده فشارتبلیغاتی خودراعلیه بهشتی بسیج کرده بودند. وقتی که یکی ازدوستان آقای بهشتی ازایشان پرسید:چرا این همه سیل تهمت وافتراء به سمت شماست و شما سکوت می کنید؟ پاسخ داد :«مسأله این است که این گروها می خواهند به امام حمله کنند،دربرابرمردم وافکارعمومی نمی توانند ،اما آنچه را که نمی توانند به امام بگویند به من می گویند.» @Notationbooks
📚 0⃣9⃣ 🔺مسأله اختلاف بنی صدر وبهشتی چه بود؟؟ _بهشتی خط اصلی دشمن را فهمیده بود که عبارت بود از«جایگزینی نیروهای به ظاهر انقلابی درکار اداره انقلاب واستحاله آن ازدرون» . اونه تنها این خط را خوب شناخته بود،بلکه شجاعانه به افشاگری چهره های آنها هم پرداخت و آنها را یك یك ازصحنه مدیریت انقلاب بیرون راند و زمینه بسط اندیشه انقلاب را فراهم کرد و درواقع میدان دار اصلی عرصه مبارزه باضدانقلاب بود. ضمن اینکه نیروهای مسلمان راکه در تشکیلات منظمی سازماندهی نشده بودند،سازماندهی کرد؛یعنی تشکیلات به وجود آورد واین چیزکمی برای تثبیت انقلاب نبود. طبیعی است که دشمن ازچنین دشمنی چشم پوشی نمی کند. @Notationbooks
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
📚 1⃣9⃣ ,,فصل آخر(شانزدهم) صدای کوبه ای به خانه ب صدادرآمد. معصومه خانم که همیشه منتظرورودکسی بود، جواب داد: حسین آقا!نوه کوچکش بودکه ازپله هابالاآمد. _سلام مادر. _سلام پسرم.خوبی مادر؟ _خوبم مادر. راستی یک خبر خوب برات دارم،الآن آقامحمدرضا،پسردایی زنگ که الآن همراه زن دایی عزّت خانم می آیند خانه شما . _قربونت برم! چرا دایی محمدآقا نمی آید؟ خوب، بالاخره محمدرضاهم بوی پسرم را میدهد.تونمیدانی دایی چرانمی آید؟ _نه مادر. دایی بزرگ، مردبزرگی است. کار دارد. رئیس قاضی های کشور است.سخنرانی میکند.خارج میرود.نمیدانم هزارتاکاردیگردارد. حالاچیکارداردوکجامیرسدکه فکرکند مادربزرگ پیرماچشم به راه اوست؟ _نه پسرم. دایی بزرگ اینجورکه تومیگویی بی غیرت نیست.حتمایک حادثه ای برای پسرم اتفاق افتاده. _اتفاق؟ اتفاق دیگه چیه؟ همین دیشب تلویزیون نشان می‌داد که میخواهندبرایش اربعین بگیرند. _چی؟ اربعین؟ میدونی اربعین یعنی چه پسرم؟ حسین که فهمیده بودمثل اینکه خراب کرده و بالاخره چیزی اززیرزبانش در رفته است،گفت اربعین یعنی جشن وشادی استقبال . _نه پسرم،اربعین برای کسی میگیرن که ازدنیابرودوچهل روزازمرگش بگذرد. پیرزن این را که گفت بغضش ترکید واشکش جاری شد. _نه مادر،به خدا دایی بزرگ حالش خوب است.من خوب نفهمیدم تلویزیون چی می گفت. اصلا همین الان میروم هرطورشده تلویزیون برایت می‌آورم. نشد به مادرمیگویم بیایدتاحرف مراباورکنی که دایی بزرگ چیزیاش نشده است این را گفت وازدرحیاط خارج شد،ولی به محض خروج به دیوارتکیه داد. باخودش گفت :عجب کار بدی کردی پسر این چی بودزیرزبانت دررفت؟ کمی زبانشراگازگرفت وانگشت گزیده به سمت خانه شان به راه افتاد. پسردایی محمدرضا وزن دایی عزّت آمده بودند . همه درفکر بودندکه چگونه مادر رامطلّع کنند؟ زیراقلبش بیماربود . شنیدن خبر ودیدن صحنه های تلویزیون برایش بسیارخطرناک بود وآنهانمی خواستند مادربزرگ ویادگارآیت ا...سیدمحمدصادق خاتون آبادی رارنجیده خاطرکنندویا ازدست بدهند. معصومه خانم دیگرباورش شده بود که آقامحمدآقای اوبه شهادت رسیده است واتفاقاحرف راست رابایدازبچه شنید وآنهاعمدا اورابایکوت خبری کرده اند. دانه های اشک از چشمانش همچنان جاری بود وشانه هایش درمرگ فرزندمیلرزید. آخرمحمدآقای اوتازه پنجاه وسه چهار سالش بود. 🥺 تازه به بلوغ کامل علمی و اجتماعی رسیده بود ودر فرصتهای بسیاری می‌توانست فعال باشد، امابه یادآورد که نوه اش محمد رضا وخواهرانش ومادرشان وشاید دخترانش به نزدش می آیند. اوبایدصبوری پیشه کند، آنهابخاطراوچهل روزبه اوخبری ندادند واوبایدحرمت احترام وخیرخواهی فرزندانش رانگه دارد. 🔮اوبایدثابت کند که ،بهشتی را او تربیت کرده است و دامن پاک وقلب صبور ورئوف اوبوده است که چنین مرد صبوری را به بار آورده است.✅ اوبه نحوی درانتظارتعبیرخواب پدرش بود،چراکه اوازعلمای وارسته اصفهان بود. 🍃 * * *🍃 کوبه دربه صدا درآمد.درحیاط بازبود.محمدرضا وعزّت خانم وفرزندانش وجمعی از اقوام آمده بودند.جملگی لباس سیاه برتن داشتند‌. معصومه خانم فهمیدکه واقعاصاحب عزاشده است. به طرف فرزندانش رفت،امابرخلاف تصورفرزندانش،بی تابی نکرد. آنها رابه نشستن دعوت کردوتک تک آنها رابوسید و روبه محمدرضاکرد.. پسرم! بگوپسرم چگونه شهیدشده؟ حدود چهل روز پیش در هفتم تیرماه... وقتی که پیش حضرت امام رفتیم آنجا اولین جمله ای که گفتیم این بودکه«ربّنا تقبل هذا القربان» خدایا این قربانی را ازمابپذیر! اشک های معصومه خانم وهمگی آرام آرام جاری بود،معصومه خانم گفت:آقا! راجع به محمدآقای من چه گفت؟ آقاگفتند که:«بهشتی یک ملّت بود برای ملّت ما.» امام در آن دیدار چنین فرمودند:«آنقدری که من ازآنها(شهدای هفتم تیر) میشناسم از ابرار بوده اند، ازاشخاص متعدبوده اندکه دررأس آنها مرحوم شهید بهشتی است. ایشان رامن بیست سال بیشتر میشناختم . مراتب فضل ایشان ومراتب تفکرایشان ومراتب تعبدایشان برون معلوم بودوآنچه که من راجع به ایشان متأثرهستم،شهادت ایشان در مقابل اوناچیزایت وآن مظلومیت ایشان دراین کشور بود.مخالفین انقلاب افرادی که بیشترمتعهدند، مؤثرتردرانقلاب اند،آنهارابیشترموردهدف قرارداده اند. ایشان موردهدف اجانب ووابستگان به آنها در طول زندگی بود. تهمت‌های ناگوار به ایشان می‌زدند. از آقای بهشتی اینها می‌خواستند موجود ستمکار دیکتاتورمعرفی کنند.درصورتیکه من بیشترازبیست سال است ایشان را می‌شناختیم وبرخلاف آنچه که این بی انصاف هادرسراسرکشورتبلیغ کردندومرگ بربهشتی گفتند،من اورا یک فردمتعد،مجتهد،متدین،علاقمندبه ملت، علاقه مندبه اسلام وبه دردبخوربرای جامعه خودمان می‌دانستم ... @Notationbooks
📚 2⃣9⃣ «ادامه فصل آخر» آقای بهشتی وآن جمعی که دراین واقعه فجیع به دست عمّال آمریکا وبه دست اشخاصی که کسی[ که کتاب ] "شناخت" آنهاراخوانده باشد،می داندکه به هیچ یک از اصول اسلامی اعتقادنداشتند، به دست اینهاشهیدشدندوبه درگاه خداشتافتند و"نحن ان شاء الله بهم لاحقون..."» اشک های معصومه خانم جاری بود،اما نمی‌دانست چرا اینقدر احساس آرامش و رضایت می کند. اواحساس می کرد آن وعده ای که در آن سحر اززبان پدرش سیدمحمدصادق خاتون آبادی به او داده بودند به وقوع پیوست . آن فرزندی که وعده اش را پدرش داده بود که روزی درخطرات بزرگ باخونش اسلام را یاری خواهدکرد. واگراومادرچنین فرزندی است،چه مبارک سحری بود آن وچه فرخنده شبی بود این که دراین ظلمت وتاریکی شب به پسرآب حیات دادندوبه مادربرات. 🥺💔🥺 @Notationbooks
🔮پیام یک شهید دفاع مقدس به مادرش: در راه هدفی که خونِ بهشتی ریخته می شود، چرامن درخانه بنشینم؟!‌❣️⁩🥺 @Notationbooks برشی ازکتاب
📚 3⃣9⃣ 🍃امام خمینی«ره»🍃 «پیش ازآنکه عنان اختیارازکف شماربوده شود،خودرابسازیدواصلاح کنید. به اخلاق حسنه آراسته شوید؛ رذایل اخلاقی را از خود دورکنید:؛ در درس وبحث اخلاص داشته باشید تاشمارابه خدانزدیک سازد. اگردرکارهانیت خالص نباشد،انسان راازدرگاه ربوبی، دور می کند. مواظب باشید❗️ نکندچندین سال زحمت بکشیدوبعد،جهنّم کسب نمایید!!» @Notationbooks
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
📚 4⃣9⃣ 🍃امام خمینی«ره»🍃 🔮وقتی کمی مطرح شدید،اگرمهذّب نباشید،ازتحصیل بازمی مانید؛ مشکل است بتوانید نفس امّاره رازیرپابگذارید. تاموردتوجه مردم قرارنگرفته اید، فکری به حال خودنمایید. خدانکندانسان پیش ازآنکه خودرابسازد،جامعه به اوروی بیاوردودرمیان مردم نفوذوشخصیتی پیداکند ،چراکه خودرامی بازد؛ خودراگم می کند... @Notationbooks