eitaa logo
باشگاه کارآفرینی
1.1هزار دنبال‌کننده
338 عکس
157 ویدیو
8 فایل
🇮🇷در این باشگاه برای شکوفایی فرزندان ایران زمین تلاش می کنیم. 🌴کمک در جهت پرورش کارآفرین های آینده کشور 🌾اینجا به مردم کمک می کنیم تا #جهش_تولید محقق شود. @Mahdi_Bagherpoor
مشاهده در ایتا
دانلود
@notrino زندگی نامه کارآفرینان 📜 داستان مهندس حسین سلطانی کارآفرین موفق ایرانی- قسمت آخر ☝️من همواره از خدا کمک گرفته ام، هرگز نشد جلو بروم و بگویم نشد. به لطف خدا همه چیز جور در می آمد. من امیدوار جلو رفتم و به کاری که می کردم ایمان و اعتقاد داشتم. 🌱🌱🌱🌱🌱واقعاً اعتقاد دارم که کودکان مانند یک مزرعه پاک و دوست داشتنی هستند که میتوان بذر صمیمیت، عشق و شادی را در آن ها کاشت و بهترین دستاورد را برداشت کرد. 🎠🎢🎡 آن ها حق دارند که از آرامش روحی و روانی، فضای مناسب و بازی و سرگرمی بهره‌مند باشند و من بخشی از این وظیفه را به دوش خودم می بینم. ✴️ ➡️🧗‍♂ شاید اگر بخواهم به بعضی مسائل فکر کنم بگویم که من باید جایگاه بالاتر و بهتری را بدست می آوردم اما ... یک ضرب المثل تهرانی هست که می گوید « تا فشار کک نباشه روباه🦊شنا یاد نمی‌گیره» از شکست ها و ضرر ها و همین فشار و سختی ها و تلاش ها بود که مرا در جایی گذاشته که امروز هستم. 🏋‍♂ من می‌توانستم مثل خیلی های دیگر از امکانات پدرم استفاده کنم و خودم را خسته نکنم و در حد معقول و منطقی کار کنم اما ترجیح دادم روی توانایی، تجربه و توان مدیریتی ام تکیه کنم. 👴 پدرم اولین الگوی من بود و به حق ایشان انسان بسیار توانایی بودند. بسیار باتجربه و دانا، اداره کردن چند رستوران و تالار 🏯 و امور مربوطه کار ساده ای نبود. 😲در همایش ها و کلاس های آموزشی و جلسات خاص مشاوره ای که شرکت می کنم تا بیشتر بیاموزم و بدانم، وقتی می بینم پدرم بدون اینکه این ها را جایی آموزش دیده باشد به کار می برد، شگفت زده می شوم. 🤔 انسان وقتی جوان است چندان متوجه توانایی های پدر و مادرش نیست و بیشتر در مقام قضاوت اشتباهات آن ها است. اما زمانی که کمی پا به سن می گذارد ... متوجه می شود که چه تاثیری از آن ها گرفته است و چقدر راه گشای زندگی بوده اند. 📚📙📘📗📕📒 توصیه ام به جوانان این است که کتاب زیاد بخوانید، زندگی نامه افراد موفق و بزرگ را بخوانید ... روی چیزهایی که باعث عقب ماندن شما می شود کار کنید. 😃...🗣➡️🤐خودم به دلایلی در ابتدا گفتم خجالتی بودم و صحبت کردن در جمع برایم راحت نبود، ارتباطم با افراد خوب بود اما در جمع راحت نبودم، خودم را به چالش کشیدم ... آگاهانه خودم را در فضایی قرار دادم که صحبت کنم. 🌐 در همایش ها، سخنرانی ها، در برنامه های 📻 و 📺 سعی کردم به ضعفم غلبه کنم چون من نه لاک پشت بودم و نه بد قدم. https://eitaa.com/joinchat/1652490253C2998a9cc9e 🍃..🌱..🌿..🌾..🌴..🌴🌴
لطفا در ایتا مطلب را دنبال کنید
مشاهده در پیام رسان ایتا
@notrino داستان صوتی 🔊 🔊قسمتی از داستان برادران مک دونالد 👥جوان بودیم و گرسنه ... 👨‍🎤👨‍💼می خواستیم وارد کار فیلم و کارمندی بشویم ... 🚎 🚌 یک کار در حوزه حمل و نقل پیدا کردیم ... 📽🎞 یک سینمای کوچک خریدیم اما ... در زمان رکود اقتصادی ... 🌭🍊🥤فروش هات داگ و آب پرتقال در یک شهر کوچک در یک کیوسک ... 🚛 انتقال کیوسک به یک شهر بزرگتر و ادامه کار ... 🥘🍱🍛🍲🍜🍝🍨🍿🍺🥤🍵🥗🍔🌮🥙🥪🌯🍟🍳🥞🍤🍙🍣🍨راه اندازی رستوران گذری با ۲۷ نوع غذا ... 〽️ نرخ فروش بعد از مدتی کم شد و مشکلات خاص خودش را نشون داد ... دیر رسیدن غذا به دست مشتری و حتی اشتباه رسیدن و ... 🍟🍔🥤تمرکز روی سه محصول پر فروش ... 💓توجه به علاقمندی های واقعی در کسب و کار 👈 می خواستیم بهتر باشه و مال خودمون باشه ... 💡جمع بندی علاقمندی های درونی و پیدا کردن مزیت رقابتی 👈 کاهش زمان انتظار مشتری و فروش بیشتر ... ♻️⚠️ تعطیل کردن موقت کسب و کار برای تغییرات اساسی و فکر کردن در مورد روش های جدید ... ✍ مهارت ترسیم آینده 👈 ترسیم محل تجهیزات آشپزخانه باگچ روی زمین و شبیه سازی سرعت کار افراد هنگام تهیه 🍔 و 🍟 👌 هدف پیدا کردن بهترین نوع چینش برای سرعت بیشتر 🌾 ابداع اولین سیستم تحویل غذای سریع در دنیا ... 🤚 مشخص شدن ایرادهای دیگر کسب و کار هنگام راه اندازی ... 🔆 کار روی روال افتاد و اولین شعبه با شیوه ی طبخ سریع فعال شد ... را در 🌱 🌿 🌴 یاد بگیرید ... https://eitaa.com/joinchat/1652490253C2998a9cc9e 🍃..🌱..🌿..🌾..🌴..🌴🌴
@notrino خرابکاری👦👶 معمولا کودکان برای کنجکاوی خود ارزش قائل هستند و برای رسیدن به پاسخ سوالات خودشان دنبال ایجاد تغییرات هستند ... در نتیجه هرج و مرج و بی نظمی زیادی پیرامون خود به وجود می آورند و برای گرفتن پاسخ سوال خودشان صبر ندارند و خرابکاری می کنند و باعث نگرانی والدین می شوند. 🧠 ذهن کودک درگیر موانع نیست و فرصت های زیادی را پیش روی خودش می بیند، از طرفی او را مجبور می کنیم که از والدین حرف شنوی داشته باشد ... 🚧 معمولا والدین مانعی هستند برای آنکه کودک رشد طبیعی داشته باشد. مشکل این است که چگونه به کودک اجازه دهیم در جهت گرایش های طبیعی خودش حرکت کند، بدون اینکه دچار دردسر شویم؟ یک راه این است 👈 بسته به میزان درآمدتان، برای رشد طبیعی کودک یک بودجه خرابکاری ماهانه در نظر بگیرید ... مثلا صد هزارتومن در ماه 😃 به کودک اجازه دهید کنجکاوی خودش را داشته باشد و اگر خرابکاری کرد، با صبر و حوصله برخورد کنید 😬 به صورتی که کودک از کنجکاوی خودش پشیمان نشود 😅 به خودتان بگویید " هنوز که صد هزار تومن نشده ..." 😇 این دیدگاه را داشته باشید که هر خرابکاری، یک فرصت کنجکاوی جدید تولید می کند ... 🌱 با کودک همراه شوید و داخل وسیله ای که خراب شده را ببینید. 🌱🌱بررسی کنید ببینید چطور کار می کند؟ 🌱🌱🌱ببینید چطور می توانید تعمیرش کنید؟ اگر کودک در مورد کنجکاوی های خودش آزاد باشد 👌 در سنین نوجوانی و جوانی کمتر درگیر موانع ذهنی نامرئی است و می تواند خیلی بیشتر از بقیه خلاقیت داشته باشد ...
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
@notrino مهارت ترسیم آینده🎞 ✍ ترسیم فضای آینده و شبیه سازی کار ♻️ اصلاح دوباره و چندباره ✅ پیدا کردن بهترین حالت ممکن 😇 دقت بفرمایید که مهارت ترسیم آینده شاید کمی عجیب به نظر برسه ... 📶 واقعیت این است که کارآفرین ها هم رتبه بندی دارند ... آنها که در ترسیم آینده مهارت بیشتری دارند، بسیار موفق تر عمل می کنند. @notrino
🎉🎉 پیروزیمون مبارک 🇮🇷🇮🇷🎉🎉 إن شاء الله برد در مسابقات بعدی ...
@notrino خلاقیت🔅🔆 🌾خلاقیت رامان عبدالوند ۶ ساله 🇮🇷از استان لرستان
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
@notrino شکوفایی 🌾 ✋سلام، بنده مهدی باقرپور هستم. این ویدئو مربوط به اوایل کرونا هست 😷اون زمانی که 📺 پر بود از گزارش ها راجع به رعایت دستورعمل های بهداشتی ... 🎤 وقتی دیدم دخترم فقط با دیدن گزارش های تلویزیونی تبدیل به یک گزارشگر کوچولو شده 🌱 این قضیه برام خیلی جالب بود ✅ شروع کردم به تحقیق و مطالعه که ببینم فرآیند شکوفایی استعدادها چطور اتفاق می افته؟ 🕯چیزی از شروع مطالعاتم نگذشته بود که متوجه شدم موضوع کارآفرینی خیلی به بحث شکوفایی نزدیک هست ... 🌾 کارآفرینان افرادی هستند که توانسته اند تا حدی به خود شکوفایی برسند و متوجه شدم کارآفرینی شامل مجموعه مهارت هایی است که هر فردی می تونه یاد بگیره ... 📚 شروع کردم به تحقیق و مطالعه جدی کتاب های کارآفرینی تا بدانم انسان چطور می تواند در مسیر خودشکوفایی قرار بگیره؟ چند ماه بعد با یک استاد کارآفرینی آشنا شدم و از آموزش های رایگان ایشان استفاده می کردم تا اینکه فرصت یک دوره کارآفرینی یکساله پیش آمد ... توانستم به صورت منظم و پیوسته از استادم کسب علم کنم ... هزینه دوره خیلی زیاد بود ولی ارزش داشت ... با یک استاد متخصص و متعهد همراه بودیم که هر چه می دانست با کمال میل به ما آموزش داد ... از آنجا که به کودکان علاقه زیادی دارم، همزمان در چند دوره دیگر مرتبط با کودک هم شرکت کردم ... به تدریج روال شکوفایی استعدادها در تمامی دوره های سنی برایم روشن تر شد و حالا اینجا یک باشگاه داریم و کمک می کنیم به شکوفایی استعدادها ... https://eitaa.com/joinchat/1652490253C2998a9cc9e 🍃..🌱..🌿..🌾..🌴..🌴🌴
@notrino 👦🧒⬅️ برای شروع کردن یک تجربه جدید اجازه دهید بچه ها شروع کنند ... ( کارهای بدون خطر) ❤️ مخصوصا در مورد کارهایی که بچه ها دوست دارند و با نشاط انجام می دهند، میدان بدهید که بچه ها گام اول را بردارند ... 👨‍👦‍👦👩‍👧‍👧 در کارهای روزمره هم تا هر وقت با نشاط و شادی خودشان خواستند کمک کنند ... 👆این ها ظاهرا کارهای بی اهمیتی هستند 👈 ولی در واقع تمرین های خوبی برای آینده هستند ... تمرین هایی برای شجاعت هنگام شروع کردن کار و وارد عمل شدن ... 🆕 کارآفرینی یک روال از پیش تعیین شده نیست ... یک فرآیند لازم است تا ایده های مفید یا بی ثمر شناخته شوند ... 🏃‍♂ به همین خاطر کارآفرین معمولا به صورت روزمره کارهای زیر را انجام می دهد ... ☝️ شروع کردن ایده های جدید ✌️ در مقیاس کوچک وارد عمل شدن و دیدن نتیجه کار 👈 نتیجه گیری برای ادامه دادن 🌾 یا توقف کار 🍂 🌴 اگر ایده نتیجه مفیدی داشت، تبدیل به یک روال اصلی در کسب و کار می شود و کار با قوت بیشتر ادامه پیدا می کند ... را در 🌱 🌿 🌴 یاد بگیرید ... https://eitaa.com/joinchat/1652490253C2998a9cc9e 🍃..🌱..🌿..🌾..🌴..🌴🌴
@notrino تشخیص صحیح🔍 🔎🔍با بزرگ نمایی این تصاویر متوجه می شوید که در واقع هیچ رنگ قرمزی وجود نداره ... ❌ رنگ قرمز ساخته و پرداخته مغز ما هست ... 🌴 کارآفرین برای تصمیم گیری همیشه مسائل را از زوایای مختلف مورد بررسی قرار می دهد 👈 تصمیم صحیح نتیجه تشخیص درست هست ... https://eitaa.com/joinchat/1652490253C2998a9cc9e 🍃...🌱... 🌿...🌾...🌾🌾
🎉🎊 به مناسبت میلاد با سعادت حضرت زینب سلام الله علیها ✅ تخفیف استثنایی کتاب باشگاه کارآفرینی ⏳⏳⏳ فقط سه روز 🎁 ۱۵ درصد تخفیف 👩‍👧‍👧👨‍👦۱۵ درصد تخفیف بیشتر برای خانواده های دارای بیش از ۲ فرزند یک شکل کتاب 📖 ارسال بفرمایید و تخفیف کتاب را دریافت کنید 👇👇 🆔@Mahdi_Bagherpoor فرصت استفاده از تخفیف 👈 تنها تا جمعه ...
🎉🎊 یک هدیه دیگر هم داریم ... 💪مخصوص خانواده هایی که شجاعت داشته باشند و شروع کنند ... 🎁 دوستان تمرین دوم خلاقیت را انجام دهید و ارسال بفرمایید 👈 ۲۰ دقیقه مشاوره رایگان هدیه بگیرید 🌾 این تمرینی هست که بر اساس تجربیات اساتید مختلف طراحی شده و اگر انجام دهید ان شاء الله برکات زیادی خواهد داشت ... 👨‍👦‍👦👩‍👧‍👧بصورت خانوادگی با برکت بیشتر ... 🌱بصورت فردی هم امکانش هست ...
@notrino مبتکر یا 🌴کارآفرین🌾 ۱)خلاقیت: خلق فکری، ایده نو در ذهن ۲)توسعه: تولد ایده در دنیای واقعی و اجرا در مقیاس کوچک ۳) نوآوری: توانایی معرفی موفقیت آمیز ایده به بازار 🌾 یک فرد مبتکر دو مرحله اول را انجام می دهد ... 🌴 اگر فرد با تلاش زیاد و مداومت، کار مرحله سوم را هم انجام داد، لقب کارآفرین را کسب می کند. @notrino
⁉️ آیا در فرهنگ اسلامی جایز است برطرف شدن نیازمان را از دیگران بخواهیم؟ 🤛🤜 همه می دانیم که انسان ها در زندگی روزمره، نیازمندی های مختلفی دارند. 👌در برخی از آن ها ناچار به کمک گرفتن از دیگران هستیم، اما در بسیاری از آن ها باید بر توان مندی های خودمان تکیه کنیم ... 👳‍♂یکی از صحابه رسول اکرم که مرد فقیری بود، به گذشته پر زحمت خودش می اندیشید، یادش آمد که چه روزهای تلخی را پشت سر گذاشته است، روزهایی که حتی قادر نبود آذوقه روزانه زن و کودکانش را فراهم کند ... 🤔 با خود فکر می کرد چگونه فقط یک جمله کوتاه که سه بار شنیده👂بود، به روحش نیرو داد ... چگونه توانست بر نقطه قوت خودش تکیه کند و خود و خانواده اش را از فقر و نکبتی که گرفتار آن بودند، نجات دهد ... فقر و تنگدستی بر او چیره شده بود. روزی حس کرد که دیگر کارد 🔪به استخوانش رسیده ... 🗣 با مشورت و پیشنهاد همسرش تصمیم گرفت برود و روزگارش را برای رسول اکرم شرح دهد و از آن حضرت درخواست مالی کند ... 👣 با همین نیت رفت، ولی قبل از آنکه حاجت خود را بگوید، این جمله از زبان مبارک حضرت رسول به گوشش خورد: 👂هر کس از ما کمکی بخواهد، به او کمک می کنیم ولی اگر کسی بی نیازی بورزد و دست حاجت پیش مخلوقی دراز نکند، خداوند او را بی نیاز می کند. آن روز چیزی نگفت و به خانه خویش بازگشت. روز دیگر باز با هیولای مهیب فقر که همچنان بر خانه اش سایه افکنده بود، روبه رو شد. ناچار به همان نیت به مجلس رسول اکرم حاضر شد. آن روز هم همان جمله را از رسول الله شنید: 👂👂هر کس از ما کمکی بخواهد، به او کمک می کنیم ولی اگر کسی بی نیازی بورزد، خداوند او را بی نیاز می کند. این دفعه هم بدون اینکه حاجت خود را بگوید، به خانه برگشت ... اما همچنان خود را در چنگال فقر ضعیف و بیچاره و ناتوان می دید، برای سومین بار به همان نیت به مجلس رسول مهربانی ها رفت ... باز هم لب های حضرت به حرکت آمد و با همان آهنگ که به دل قوت و به روح اطمینان می بخشید، همان جمله را تکرار کردند ... 👂👂👂هر کس از ما کمکی بخواهد، به او کمک می کنیم ولی اگر کسی بی نیازی بورزد، خداوند او را بی نیاز می کند. 💪این بار اطمینان بیشتری در قلب خود احساس کرد ... حس کرد کلید 🔐 مشکل خویش را در همین جمله یافته است ... وقتی خارج شد با قدم های مطمئن تری راه می رفت ... با خود فکر می کرد که دیگر هرگز از بندگان کمک و دستگیری نمی خواهم ... به خدا تکیه می کنم و به از نیرو و توان مندی که به وجود خودم سپرده است، استفاده می کنم ... از او می خواهم که مرا در کاری که پیش می گیرم موفق کند و بی نیازم سازد ... با خودش فکر کرد که از من چه کاری ساخته است؟ به نظرش رسید فعلا این قدر از او ساخته است که به صحرا برود و هیزمی جمع کند و بیاورد و بفروشد ... تیشه ای امانت گرفت و به صحرا رفت، آن روز هیزمی جمع کرد و فروخت ... لذت دسترنج خویش را چشید. روزهای دیگر به این کار ادامه داد تا رفته رفته توانست برای خود تیشه و حیوان و سایر لوازم کار را بخرد ... باز هم به کار خود ادامه داد تا صاحب سرمایه و اموالی شد. روزی با حضرت رسول روبرو شد، حضرت تبسم کنان فرمودند: 💎 نگفتم هر کس از ما کمکی بخواهد، به او کمک می دهیم ولی اگر بی نیازی بورزد خداوند او را بی نیاز می کند. [اصول کافی، ج۲،ص۱۳۹]
@notrino خیال خام🤔 درون ذهنتان صدای کسی را می شنوید که می گوید: 🤔 من که بیشتر از همه به کار مسلط هستم ... 🤨 اگر من نبودم، او به اینجا نمی رسید. 😠 اصلا چرا باید برای دیگران کار کنم؟ 💘هیجان مستقل شدن و راه اندازی یک کسب و کار وجودتان را تسخیر می کند ... یک وسوسه جذاب و دوست داشتنی ... 🤵آقای مایکل گربر در کتاب افسانه کارآفرینی برای این نوع اراده انسان برای مستقل شدن، یک نام جالب انتخاب کرده است 👈 شوک کارآفرینی 🗯 اغلب کسانی که امروز یک کسب و کار جدید راه می اندازند، در گیرودار شوک کارآفرینی قربانی یک خیال فاجعه آمیز و خام می شوند 👇 برای موفقیت در کسب و کارم فقط تخصص من کافی است ... با داشتن یک تخصص، شرایط لازم برای راه اندازی یک کسب و کار فراهم است. 👆 این اشتباه است. در واقع علت اصلی متوقف ماندن کسب و کارها و کاهش فروش و درآمد همین است. یک نکته مهم در این بین فراموش شده 👇 چگونگی هدایت و پیشبرد کسب و کار مهمتر از داشتن یک تخصص فنی است. را در 🌱 🌿 🌴 یاد بگیرید ... https://eitaa.com/joinchat/1652490253C2998a9cc9e 🍃..🌱..🌿..🌾..🌴..🌴🌴
@notrino داستان سارا🌿1⃣ داستان کسب و کار سارا از آقای مایکل گربر- قسمت اول 👩‍💼 🤵روزی که ما همدیگر را ملاقات کردیم، از کسب و کار سارا سه سال می گذشت ... به من گفت این سه سال طولانی ترین سال های زندگی من بود. او اسم کسب و کارش را 👈 همه چیز در مورد پیراشکی گذاشته بود ... 🍩 در واقع کسب و کار سارا به پختن پیراشکی که آنرا از همه کارها بیشتر دوست داشت خلاصه نمی شد، علاوه بر آن مجبور بود کارهایی که هرگز در زندگی اش انجام نداده بود و هیچ تمایلی هم به انجام دادن آنها نداشت را انجام دهد ... 🙍‍♀در حالیکه سارا دستانش را باز کرده بود و به مغازه کوچکی که در آن ایستاده بودیم اشاره می کرد به من گفت، در واقع نه تنها از انجام دادن همه این کارها، بلکه از پختن پیراشکی هم متنفر شده ام ... 😪 حتی دیگر نمی خواهم به پیراشکی فکر کنم ... تحمل بویش را هم ندارم ... دوست ندارم چشمم به آن بیفتد ... شروع کرد به گریه کردن 😭 🕖 ساعت ۷ صبح بود، بوی خوش پیراشکی فضا را پر کرده بود و مغازه او ۳۰ دقیقه دیگر باید باز می شد ... اما فکر سارا جای دیگری بود ... 🕑 در حالیکه اشکهایش را با پیش بند خود تمیز می کرد گفت، از ساعت ۳ صبح اینجا هستم و ساعت ۲ بیدار شده ام تا به اینجا برسم، درک می کنی؟ 🍩باید پیراشکی ها را آماده کنم، مغازه را باز کنم، جواب مشتریان 🗣 را بدهم، به بانک بروم، جمع و جور کنم، فاکتورها را باصندوق فروشگاه مطابقت بدهم، مواد پیراشکی را برای روز بعد آماده کنم، مغازه را ببندم ... 🕙 تا خرید کنم و شام بخورم ساعت ساعت ده شب می شود و تازه با آن همه خستگی مجبورم بنشینم و شروع به حساب کتاب کنم که اجاره ماه آینده را چطور پرداخت کنم ... 😞 دوباره با صدای لرزان گفت همه این ها به خاطر آن است که همیشه دوستان صمیمی ام به من می گفتند اگر یک مغازه پیراشکی فروشی باز نکنم دیوانه ام ... چون در پختن پیراشکی مهارت داشتم و بدتر از همه اینکه حرف آن ها را باور کردم ... 🤧 دنبال این بودم که از شغل وحشتناک قبلی ام فرار کنم و آزاد باشم و هر کاری دوست داشتم برای خودم انجام دهم ... 😠نزدیک بود دوباره گریه کند با لگد به اجاق بزرگی که پیش پایش بود کوبید و در حالی که داشت منفجر می شد گفت 😡 لعنتی! لعنتی! لعنتی! لعنتی! از شدت عصبانیت دوباره به اجاق لگد زد ... آه عمیقی کشید و مدتی ساکت بود ... کمی خود را جمع کرد ... آرام با خودش گفت حالا چکار کنم؟ ... سارا خیلی خرج مغازه کرده بود ... کف مغازه از بهترین چوب های بلوط پوشیده شده بود ... اجاق ها از بهترین جنس بودند ... ویترین مغازه جذاب بود ... سارا تمام وجودش را وقف مغازه کرده بود و حالا هم به شدت بدهکار بود ... 🍩 او از بچگی عاشق پختن پیراشکی بود ... این کار را از خاله اش که با خانواده آنها زندگی می کرد آموخته بود ... 🌐ادامه دارد ... https://eitaa.com/joinchat/1652490253C2998a9cc9e 🍃..🌱..🌿..🌾..🌴..🌴🌴