ناگهان میبینی ك فاصله از قدمها شروع نشد،
از لحظهای شروع شد ك دیگر نگاهت در چشمهایش،
خانه نداشت.
گاهی از سکوت ِ بلند این دوری، بیشتر درد
میکشم تا از هر فریادی، زيرا فریاد شاید
امیدی باشد به شنیدهشدن، اما این سکوت،
فقط پژواك ِ نبودن ِ توست.