eitaa logo
رختکن
9 دنبال‌کننده
11 عکس
0 ویدیو
0 فایل
کانال اصلی: https://eitaa.com/Nummer_ett
مشاهده در ایتا
دانلود
https://eitaa.com/Nummer_ett/22380 به راج خیره شد و پاسخ داد:《آره... برادر جدیدته.》 راج می‌دونست بچه کیه؟ ~~~ وقتی اسمشو دید فهمید
«چشمانش به جای دهان بسته‌اش جیغ می‌کشید.» لعنت بهشون. ~~~ لعنت
کوین بچه را بو کرد:《منم حموم می‌خوام》 گوگولی مگولی مرحوم😔😭 ~~~ خیلی ناز بودد
داگلاس دست از نوشتن در دفترش برداشت:《تازه رفتی.》 نمی‌دونم چرا ولی دلم برای داگلاس اون موقع که حتی نمی‌شناختمش تنگ شد. ~~~ منم همینطور😭😭😭
اسپایک یقه الایجا را گرفت:《از اینجا برو، من پشت سرتم》 این جمله بوی بدبختی میده. ~~~
«مردی که چاد پیشش بود با دست آسیب دیده، او را با خودش این طرف و آن طرف می‌برد و از دست دو پلیس فرار می‌کرد.» لعنتی بچه رو ول کن. خواهش می‌کنم. ~~~ سچمسچسنسچسنسچ
اشک‌های لارنس روانه شد و فریاد زد:《اون دیگه وجود نداره، داگلاس کشتش.》 داگلاس با اینکه دلم برات می‌سوزه ازت متنفرم. به‌خاطر بلایی که سر اسپایک و خانوادش اومد، بلایی که سر راج و کلاغ و کلی جوون آوردی و بلایی که قراره الان سر یه نفر بیاد. ~~~ ++++ 💔💔
《من برای خودم می‌جنگم.》 و چند نفرو قربانی می‌کنی. ~~~ متاسعانه
«در همان لحظه درد خودش را به آنها رساند.» نه نه نه نه نه. ~~~ کاش زمان متوقف می‌شد
به سمت لارنس نشونه* رفت فکر کنم اینجا یکم زیادی رفتی تو حس👈🏻👉🏻 ~~~ 🤣😭 درستش می‌کنم مرسییی
گلوله سه تن را شکافته بود، درد سه نفر را از پا درآورده بود نه نه نه. ~~~