رختکن
گلوله سه تن را شکافته بود، درد سه نفر را از پا درآورده بود نه نه نه. #کرم_کتاب ~~~
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
«پسری که بزرگ میشد و جز مشت و هاکی هیچ نمییافت. پسری که اسم کاملش مانند پدرش هاوارد بود اما هیچکس او را اینگونه صدا نمیکرد، پسری که او نیز یک پسر خیابان بود.»
ویدار الان یهو این وسط این مثل یه باریکه امید بود تا به سرگذشت این بچه امیدوار بشم.
#کرم_کتاب
~~~
خیلی ناگهانی دلم خواست فردریک بکمن بازی در بیادم و اشاره کنمم
«بِخَز درد، خشم بیاور تا یکبار دیگر مرگ را با خون سیرآب کنیم. بخز درد، هنوز یک نفر زنده است که نباید.»
ویدار فقط واقعا همه اینا گناه دارن. ولی این چیزیه که باید اتفاق بیفته درسته؟ فقط امیدوارم هرکدوم که قراره بره قبل از رفتنش هیچ حسرتی نداشته باشه. که اینم غیر ممکنه. چون نویسنده خیلی بی رحمتره.
#کرم_کتاب
~~~
همه همیشه یه حسرتایی دارن