eitaa logo
رختکن
9 دنبال‌کننده
11 عکس
0 ویدیو
0 فایل
کانال اصلی: https://eitaa.com/Nummer_ett
مشاهده در ایتا
دانلود
https://eitaa.com/Nummer_ett/21998 اوه . پسر ..! چرا من این پیامت و ندیده بودم ؟... پس اینه نظرت ؟ حس خوبی به خودم نمیده . ~~~ آرههه نمیدونم به نظر من خیلی قشنکه ولی اگه خودت اینجوری فکر می‌کنی پس هر کاری که به نظرت درسته انجام بده
https://eitaa.com/Nummer_ett/22082 《من دیگه هاکی بازی نمی‌کنم.》 چرا؟ حتی اسمتم به هاکی میخوره. ~~~ یه چیزی آرزوهاشو ازش گرفته
«و خدا می‌داند که می‌توانست این کار را با خنده‌هایش کند.» حس می‌کنم اینا بتونن دوستای قشنگی شن. ~~~ خیلی:)
«چیزی که هاک دوسال بدون آن می‌زیست، چیزی که باعث شد النا و هربرت پس از دو سال با تمام وجود شادی کنند. هاکی هیچوقت فقط یک هاکی نبود.» ویدار انصاف نیست. واقعا انصاف نیست. من بقیشو می‌خوام. الان منو انداختی تو تله. ~~~ صبر کن بعد پسران خیابان میارمش
امیلی ادای او را درآورد وصورتش را کج و کوله کرد:《من گیتار نمی‌زنم. تو غلط می‌کنی.》 امیلی خیلی خوبههههه. ~~~ خیلییییی ثپکسچسنسپ دخترمم
امیلی گیتار را از گوشه اتاق برداشت:《اوه چرا فرشته‌ی زال من. تو گیتار می‌زنی، با همین قیافه، همین حالا و دقیقا تو اینجا.》 امیلی و تراویس رو شیپ کنم؟ ~~~ ن_
امیلی آه کشید:《و نخوابیدی. چند شبه؟ حالش چطوره؟》 حال نیکی بد شده؟ ~~~ اوم نه دقیقا
امیلی همیشه پیروز می‌شد. هممون به یه امیلی تو زندگی نیاز داریم. ~~~
تراویس پوزخند زد:《هاکی می‌کنه یا جنگ؟》 هاک به سردی به پسر زال رو به رویش خیره شد، موهایش را دم اسبی بسته بود اما چون کمی کوتاه بودند روی هوا معلق مانده بود. هاک آرام گفت:《اگه لازم باشه خون هم روی یخ می‌ریزم.》 احساس میکنم تیم تراویس و هاک قراره خیلی خفن بشه. ~~~ عاشقشونم پسنسپسنسپ
ویدار قبل پسران خیابان گزینه دادی یکیشون یه دختره بود که زیر دست سه نفر بزرگ شده بود این همون امیلیه که از اون داستان انداختیش اینور؟ ~~~ آره آره آرهه
کوین دستانش را به زیر عینکش سر داد و چشمانش را از خستگی مالید:《حداقل تنها نرو.》 احساس می‌کنم کوین خیلی بیش از حد احساس مسئولیت میکنه. ~~~ درست احساس می‌کنی خیلی خسته‌ست...