eitaa logo
زِنُوبــــــاٰ|𓂆
229 دنبال‌کننده
2.9هزار عکس
522 ویدیو
35 فایل
📸📜✒️ روزنوشتِ آدمیزادی که در پی زیستن و کشف کردن و تجربه کردنه|🌿✨️ مهاجرُ إلى رَبّي|🕊𓂆 ☫ https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_hn9ph2b&btn=ناشناسِ.زِنوبا🪽🌠 ☕️🪐☁️ @nasrollah403/برای شهید سید حسن نصرالله
مشاهده در ایتا
دانلود
هديه نوروزى براى امير المؤمنين(عليه‌السلام)آورده شد. حضرت فرمود:  اين چيست؟ گفتند; امروز نوروز است. حضرت فرمود: پس در اين صورت هر روز ما را نوروز سازيد. |وسائل الشيعه،ج ۱۲،ص۲۱۴
زِنُوبــــــاٰ|𓂆
ای خدا عزیزممم...🤍🌊 امیدوارم سفر خیلی خیلی خوبی برات باشه... نه اینجا هوا بهاری و دلچسبه... فقط شب و
هوا یهو سرد شد...😐🤦🏻‍♀ حسابی سر این هوا نیست لباس گرم حتما بردارید... یادمه پارسال رفتم اهواز هوا حسابی گرم بود...امسال با ژست اینکه بابا هوا اهواز شرجی و گرمه رفتم. دریغ از یک دست لباس گرم... هوا ابری و طوفانی و بارونی شد.😐🤦🏻‍♀ طوری سرد بود که میخواستم بمیرم... و اینکه دیروز کلا یادم رفت بهت بگم گلم. هر مشکلی پیش اومد حتما به آیدیم پیام بده. @zeinab_h18 تا جایی در توانم باشه کمک میکنم. البته قبل از اون سفر سرشار از اسایش و ارامش رو داشته باشی بدون از دغدغه. و اینکه من تا آخر هفته کرمان نیستم و روستام... اگر هستی تا اون زمان خیلی خوشحال میشم که ببینمت... (دیروز کلی دغدغه داشتم نشد بگم اینا رو 🥲💔)
سلام عزیزم... به قول استادم: خواندن خطبه جمعه اخر شعبان پیامبرمون پر از نکته نابه که میتونی ازش بهره ببری... خودمم با مامانم هر سال ختم قران داریم... و سعی میکنم هر موقع حال مناجات بود برم سمتش... همین... التماس دعا🌿🦋
چه وضعشه!؟ من دفتر خلاصه نوسیمو و برنامه دوران رو میخواممممممم... نکن با من این کارا روووووووووووو.... *لوکیشن فعلی: روستای اب و اجدادی🥲🦋
Photo and poetry time
گر چه از عقل گران لنگر فلاطونیم ما کار با اطفال چون افتاد مجنونیم ما سرو آزادیم، ما را حاجت پیوند نیست هر که از ما بگذرد چون آب، ممنونیم ما
نارسایی باده ما را ز دوران مانع است گر حصاری در خم تن چون فلاطونیم ما چشمه کوثر نمی سازد دل ما را خنک تشنه بوسی از آن لبهای میگونیم ما
چشمه کوثر نمی سازد دل ما را خنک تشنه بوسی از آن لبهای میگونیم ما از حجاب عشق نتوانیم بالا کرد سر در تماشاگاه لیلی بید مجنونیم ما
شکوه ما نعل وارونی است از بیداد چرخ ورنه از غمخانه افلاک بیرونیم ما در وجود خاکسار ما به چشم کم مبین کز سویدا نقطه پرگار گردونیم ما
چون صدف گر آبرو را با گهر سودا کنیم پیش طبع بی نیاز خویش مغبونیم ما روح ما از پیکر خاکی است دایم در عذاب در ضمیر خاک زندانی چو قارونیم ما