فاطمه س قنداق حسن ع را درمیان سینه میفشارد، نا آرامی هایش با صدای نفس های مادر قطع میشود.
انگشت سبابهاش را در میان انگشتان کوچک حسن هست و گاهی آن را به صورت خود میچسباند و عطرِ حسن را استشمام میکند.
با خود میگوید حالا دیگر دلم برای علی ع در زمان فراق و دوری تنگ نخواهد شد!
حسن را در میان دامنم میگیرم و در مژگانِ بلندِ چشمانش بابایش را پیدا میکنم.
هدایت شده از • تَــــࢪنّـمـــــــات • 🌿|•°
@tarannomat4_5855075734904638265-mc.mp3
زمان:
حجم:
3M
[🎧]
با هندزفری گوش بدید .. ♥️
با یاد تو قلب هایمان از هر چه غیر توست
رها میشود و آرامش ِخود را پیدا میکند ..
هدایت شده از • تَــــࢪنّـمـــــــات • 🌿|•°
@tarannomatحسن الوجود-mc.mp3
زمان:
حجم:
2.5M
#درخواستیاز گَلبَم🌿
يا مَنْ لهُ نِعَمٌ لا تُعَدُّ..
ای آن که نعمت هایی داری که
قابل شمردن نیست ..
علی ع خرمایِ نخلستونِ فدک را از ظرفِ سفالی کُنجِ خانه بر میدارد،
برای خرما آیه الکرسی زمزمه میکند،
آرام خرما را باز میکند و از دلش هستهاش را در میآورد، آن هسته را میان دو پر شالش جا میدهد و نصف خرمایی که در کفِ دستش جا داشتند را با تُک انگشتانش برمیدارد و آن را در دهان فاطمه س میگذارد.
با نگاهش صورت و حالات چهره خانمش را مرور میکند تا مطمئن شود ضعفش از بین رفته.
نصفیه دیگر خرما را هم در دهان فاطمه جا میدهد.
و با چهره بَشاش و هویدا از نور می گوید: یا بنت نبی، مادر شدنت مبارکت باد.
مثلا حصیر پهن کنی کَفِ مسجد الاقصی، درحالی که جعبه خرما و فلاسک آبجوش رو میچینی اون گوشه منتظر اذونِ مغربی برای نماز و افطار.
فقط خدا و خودت باشی و ماهِ هلال و گنبد طلائی.
هیچ چراغی هم جز ماه بهت نتابد.
هیچ صدایی هم جز صوت قران پخش نشه.
و زمان در همان لحظه بایستد.
هدایت شده از •°• ترݩمـِ حزِیـݩ •°•
@tarnnom_hazinثاري_الهجر_ذباح_سيد_سلام_الحسيني_حسينية_غريب_طوس_عليه_السلام-mc.mp3
زمان:
حجم:
8.4M
اِنَّ اللّهَ يُحِبُّ كُلَّ قَلْبٍ حَزينٍ ..
قلبی که سوزِ آه او ، بر دیوار های
شهر هم اثر میگذارد .. چه کم شده اند
شیفتگانِ سوخته ی مسیر حسین ..
حُسین در کربلا کم شد تا ما زیاد شویم ..
غریب شد تا ما آشنا شویم .. خیمه های
او سوخت تا ما از آتش سوزناک نجات یابیم ..