eitaa logo
زِنُوبــــــاٰ|𓂆
229 دنبال‌کننده
2.9هزار عکس
522 ویدیو
35 فایل
📸📜✒️ روزنوشتِ آدمیزادی که در پی زیستن و کشف کردن و تجربه کردنه|🌿✨️ مهاجرُ إلى رَبّي|🕊𓂆 ☫ https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_hn9ph2b&btn=ناشناسِ.زِنوبا🪽🌠 ☕️🪐☁️ @nasrollah403/برای شهید سید حسن نصرالله
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از زِنُوبــــــاٰ|𓂆
قمر غفى _ محمد جعفر غندور(MP3_320K).mp3
زمان: حجم: 10.5M
این آهنگ رو که داشتم ترجمه میکردم و کامنت های یوتیوپش رو میخوندم، حس کردم از زبان همسر مجاهدِ فلسطینیه که مجبوره دوری و مجهول بودن هویت همسرش رو به خاطر مبارزه و آزادی تحمل کنه...:)🪐🦋🌙
هدایت شده از زِنُوبــــــاٰ|𓂆
قمرٌ غفا و الشوق فينا الانيام و دموعنا في الليل تسمه السلام ماهِ پنهان شده از نظر ها و شوقی که در ما خُفت و اشک های ما در شب، که آن را آرامشِ می‌نامیم و الحزن غلف في كل قلب عاشق و العاشق المحرم حتما لايلام حزن، دلِ هر عاشقی را فرا گرفت (در همان حال)که معشوقِ محروم(از نظر ها) بی اندوه است هنا ألف ذكرى و درون عشقٍ لم تزل ترجو لقاك اینجا هزاران خاطره از آنِ توست و بدون عشق، هنوز هم به دیدار امیدواری هنا ألف عبرة ترجوات تأتي أيها المطر الملاك اینجا هزاران تحذیر و انذار است (من را ملامت و سرزنش میکنند) ای سروشِ باران ها خواهشا بیا و علي الثري... دموع جري... و من الذي ياقاسم يحنو سواك و بر خاک نمناک، اشک هایمان جاری ست و چه کسی سوگند می خورد که با تو همدردی کند!؟(هیچ کس تو را درک نخواهد کرد:)) فقلوبنا... و دروبنا ذبلت فعُدْ وازرع حياه في خطاك قلب های ما... و راه های ما پژمرده، برگرد و زندگی را در خطای خود بکار (جبران کن) عميتْ عيون العاشقين من الفراق و القلب ذاب علي روابي الاشتياق چه چشم ها که بر فراقت گریستند و چه قلب ها که از حسرت ندیدنت آب شدند و هناك أمك با سراج فعدلها فتحت لك الاحضان فاض للعناق و مادرت با روشنایی هم پیمان بود، پس تو را التیام بخشید پس آغوشش باز شد تا تو را در بر گیرد فؤادٌ تمنى... و أبوك يحيا في فلان الذكرات و دل آرزویت را دارد و پدرت در وادی خاطره ها زندگی میکند. أتغيب عنا؟ العمر بعدك يا حبيب القلب القلب مات مگر میشود دلتنگ ما نشده باشی؟:)💔 ای عزیز دلم زندگی بعد از تو مرده و بی جانه و بك ارتوى... ظمأً الهوى و ابتل من فيض المحبة و الحنان و با تو عطش عشق سیراب شد. و (این عطش)زنده شد با سرریزی از عشق و محبت يا قائداً و مجاهداً نِل ما إردت فكم تليق بك الحبان رهبر و مجاهد آنچه را که عشق بر آن حاکم است به دست آورید، و چه بسیار جنگیدن در راه عشق، به شما می‌آید. ترجمه: زنوبا
زِنُوبــــــاٰ|𓂆
°•قمر•°
یا قائداً و مجاهداً نِل ما إرادت فكم تليق بك الحبان •🪐✨🤍•
اين بوی نم باران از کجا میاد که بعد از هر سلام به ماه، با نسیم بهاری بر چشمانم می‌خورد!؟ مرا به مبارزه می‌طلبد...؟!
هدایت شده از «نـاٰمــیراٰ»
مثلا اینجوری که زینب زنگ میزنه از من یه سوال بپرسه و یا برعکس من زنگ میزنم یه سوال بپرسم یهو میبینیم رسیدیم به اینکه چطوری باید با توجه به شرایط آخر الزمانی بودن جهان آرمان ها و اهدافمون رو توی زمینه ی ظهور آقا به اجرا در بیاریم؟! و تهش به این میرسیم که باید متواضع و حرف گوش کن باشیم جالبیش اینه نزدیک به یک ساعت حرف میزنیم، خسته نمیشیم که هیچ تازه چیز های جدیدی هم کشف میکنیمــ ^_^
هدایت شده از «نـاٰمــیراٰ»
وقتی عربی و دوستت عربی قربون صدقت میره :> ✨🌧 پ.ن: البته منم عربی صداش میکنم و بهش میگم زنوبا مخفف اسم «زینب» و خب اسم کانالشم به افتخار من گذاشته / زین نگی نه که کلاهمون میره توهم... :/
الرفیق ثم الطریق
13.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
قسمت خانوما🥺😍 طبقه بالای حرم امام حسین (ع) رو بخاطر ایام امتحانات برای درس خواندن قرار دادن اینجا باشی و درس بخونی و بفهمی..
مثلا طو برای خداحافظی برای رفتن به جنگ بیای جلو دانشگاه. بعد یک ساندویچ و نوشابه شیشه ای مهمونم کنی و بریم میدون آزادی. روی صندلی چوبی های قدیمی که پشت میز پلاستیکی اند بشینیم و منتظر باشیم تا سفارشمون رو تحویل بدهند... بعد شروع کنی حرف زدن... لا به لای حرف ها و شوخی هات، نصیحت و توصیه و... بهتر است بگویم میان وصیت ‌هایت، با چشم های پر اشکم به خط پلکت که وقتی میخندی دو شاخه میشود تا روی شقیقت، نگاه می‌کنم. پی.نوشت:این چه حسی هست که فکر میکنم مال این دوره نیستم. اینجا آدماش خیلی باهام فرق دارند...
📜 به بهشت قانع نباش ▫️محروميت‌هاى ما نتيجه محدوديت‌هاى ماست. يك عمر از اين ديوارها و از اين حدود پاسدارى كرده‌ايم كه نكند بريزد، ولى همه همّ و غمّ او اين بوده كه همانها را بريزد و به هم بزند. ▫️ همين محدوديت.هاست كه ما را محروم مى‌كند. بايد اين حدودرا شكست. چقدر قانعيم! چقدر كم مى‌خواهيم! ▫️وقتى آن ساربان خدمت رسول اللَّه (ص) آمد و گفت من همان كسى هستم كه در سفرى كه از مكه بيرون آمده بوديد، به شما كمك كردم، حضرت گفتند چه مى‌خواهى؟ و او فكرى كرده بود و گفته بود يك صد شتر با ساربانش! ايشان تعجّب كردند و سرشان را پايين انداختند و فرمودند: «حاجتش را برآورده كنيد.» بعد فرمودند: «چرا اين ساربان از آن پيرزن بنى اسراييل كمتر است؟!» صد شتر مى‌خواهد! ▫️بسوزد ريشه كسانى كه مى‌گويند مذهب آمده تا به انسان قناعت بدهد، در حالى كه همه انبياء آمده‌اند تا به انسان بگويند كه به دنيا كه هيچ، حتى به بهشت هم قانع نشود! ▫️حضرت از خواسته اين مسلمان تأسّف مى‌خورد و ناراحت مى‌شود و به داستان برادر خود موسى (ع) با آن پيرزن بنى‏اسراييلى اشاره مى‌كنند، كه زمانى كه برادرم موسى (ع) مى‌خواست از مصر بيرون بيايد، مأمور شد تا جنازه يوسف (ع) را نيز با خود حمل كند و به سرزمين مقدس ببرد. از محل جنازه فقط يك پيرزن از بنى اسرائيل خبر داشت. وقتى موسى (ع) آن پيرزن را مى‌يابد و از جنازه يوسف (ع) سؤال مى‌كند، او مى‌گويد چه مى‌خواهى؟موسى (ع) از محل جنازه مى‏پرسد، اما پيرزن شرطى دارد و موسى (ع) تعجّب مى‌كند. ▫️در روايت آمده است: به موسى خطاب شد كه هر شرطى دارد بپذير، زيرا تو نمى‌دهى، بلكه اين ما هستيم كه مى‌دهيم. موسى هم مى‌پذيرد.پيرزن از موسى مى‌خواهد كه در بهشت، در درجه و در رتبه او باشد. ▫️ما در زندگى خود به كم‌ها قانع شده‌ايم. تمام زندگى ما به يك امكان بانكى و دو تا خانه و يك ماشين و يك زن و چند بچه و ... ختم شده است. ❛❛ عین‌صاد 📚 | ص ۹۲ #⃣ 📨 پاسخ به سوالات: 👇🏻 👤 : @ad_einsad 🛒 ثبت سفارش: 👇🏻 🤳🏻 : @einsadshop_ad