علی اکبر و قاسم با عبدالله بازی میکردند و صدای خندشون عرش خدا رو نور و نوار میبست.
مثلا شنیدی صدای هل من ناصر بابا رو.
صدای گریه ات از صدای رجز خوانی عباس ع در میدون بالاتر رفت.
مثل وقتی که مادرت دستانش رو به شکل دعا در اسمان تکان میدهد تا دمی در رویایش تو را تکان دهد که بخوابی.
زِنُوبــــــاٰ|𓂆
مثل وقتی که مادرت دستانش رو به شکل دعا در اسمان تکان میدهد تا دمی در رویایش تو را تکان دهد که بخوابی
Mer.aat | مرآتMina Deris • Arabic Lullaby • Female Voice of Iran_2.mp3
زمان:
حجم:
8.1M
رباب را تصور کنید...
چشمی که تار است.
دستانی که خشک و سوخته هست.
صدایی که میلرزد.
چادر که خاکی شد.
قلبی از تپش افتاد.
علی اصغری که همراه شهدای کربلا در آن بالا در حالی که قامتش به عباس رسیده،
دارد مادر را نظاره میکند.
@zenoba_hasani Haj Mahmoud Karimi - Ey Mahe Tabanam.mp3
زمان:
حجم:
4M
خرامان خرامان میروی سوی میدان...
توصیف حاج محمود از رفتن حضرت علی اکبر به میدان ...
من عاشق این جزئیاتِ روضه ام🖤
زِنُوبــــــاٰ|𓂆
خرامان خرامان میروی سوی میدان... توصیف حاج محمود از رفتن حضرت علی اکبر به میدان ... من عاشق این ج
خیمه پریشان شد
ای گیسو پریشانم....