برایش از موکب بچه های ندا گفتم...
از حرف سید میثم (استاد میرتاجالدینی که با این لقب مشهورند) درباره بچه ها که گفتند:
شما قرار بود انسان مقاومت را روایت کنید، اما به گمانم خودتان انسان مقاومت شدید.
از مدل روایت و حال و هوای بچه ها...
از سیر محتوایی مون که چه شب ها به بچه ها گذشت که در آخر خود حاجی دستمون رو گذاشت تو حنا و سخرانی روز قدسشون در دهه هشتاد، نجاتنجاتمون داد.
از حال مردم روز پنجشنبه،بعد حادثه، که می آمدند و روایت فلسطین رو میشنیدند.
در آخر کلی تشویق و تحسین کرد ما رو بخاطر کارمون و دعای خیر....
و بهم گفت که کاش برای دیدن موکب و سالگرد کرمان میآمدم...
زِنُوبــــــاٰ|𓂆
برایش از موکب بچه های ندا گفتم... از حرف سید میثم (استاد میرتاجالدینی که با این لقب مشهورند) درباره
تو دلم گفتم خداروشکر نیومدی والا شهادت برای تو حتمی بود ولی گویا به قول خودت قرار است چلونده شیم تو این مسیر که رسالت ما جز این نیست.
بعد برایش از سختی و فشار کار های کرده و نکرده گفتم، که مثل ترکش هر روز به تنم میشینه.
بهم گفت: راه ما مستقیم و آسفالت نیست جانم!
کلی پستی بلندی و سنگ و گدار داره، تا دلت بخواد..اگر تو این حال رو حس نکنی باید به خودت شک کنی.
پس نترس،
پیش برو...
توقف نکن...
من بهت ایمان دارم...
(قیافه من اون لحظه🥹✨)
گفت برای آرامش دل و جانت سفارش بهت میکنم که بخونی جامعه کبیره. از عمق جانت با توجه به معانی و مضامین...
زِنُوبــــــاٰ|𓂆
گفت برای آرامش دل و جانت سفارش بهت میکنم که بخونی جامعه کبیره. از عمق جانت با توجه به معانی و مضامین
بهتون گفتم تا شما هم عملی کنید...
بچه ها حتما بخوانید ...
این حرف ها قلبم رو آروم و مطمئن کرد...
و اگر میدونید کسی غصه این روز ها رو داره برایش بفرستید..
https://eitaa.com/ghoghayesetaregann/165 جا داره از همین تریبون اعلام کنم، بیا منم با خودت ببررررررر