زِنُوبــــــاٰ|𓂆
💞 ❖ ⓩⓞⓗⓐ ❖ ♡ بــســم الـلـــه الـــرحـــمـــن الـــرحـــیــم ♡ روی ایوان ایستاده ام و نگاهم میخ
سادات جان خبر داری با متنت قلبم نارگیلی شد!؟
وقتی شفق در گلوگاهت مانند سنگ گیر میکند و در طلب نوری...
او میرود...
خورشید میرود...
ظلمت در آغوش شب حکمفرمایی میکند...
و تو حالا که رفتی...
در این تاریککده
من...
بی تو...
کر و لالم...
من...
بی تو...
گمشدهام...
نه نای داد زدن دارم و نه کور سوی نوری میبینم...
و نه ندای کسی میشنوم...
گمشدهام...
این شفق جز طلیعه بی کسی برای ما عایدی نداشت...
مرا ببوس و به دست این لیلِ ظالم بسپار...
آخر این شب به سحر خواهد رسید...
آخر ما به آغوش نور خواهیم رسید...
تو برو...
بی تو ، صعب و سخت...
این شب تمام خواهد شد...
تو برو...:)))
#زینب_حسنی
زنوبا