من و توتو...
قبل افطار،
بهتره بگم قبل از اینکه بچه ها کافه گفتمان جمع شن، زهرا توی مطبخ خونه پیداش کرد.
مریض بود و پرواز نمیتونست بکنه.
بهش آب دادیم و یکم برنج های افطار رو براش ریختیم.
خواهر زاده زهرا هم بهش میگفت توتو، ماهم گفتیم توتو.^_^
عکس: فاطمه محمدی جانم✨🤍
هدایت شده از زِنُوبــــــاٰ|𓂆
فاطمه س قنداق حسن ع را درمیان سینه میفشارد، نا آرامی هایش با صدای نفس های مادر قطع میشود.
انگشت سبابهاش را در میان انگشتان کوچک حسن هست و گاهی آن را به صورت خود میچسباند و عطرِ حسن را استشمام میکند.
هدایت شده از زِنُوبــــــاٰ|𓂆
با خود میگوید حالا دیگر دلم برای علی ع در زمان فراق و دوری تنگ نخواهد شد!
حسن را در میان دامنم میگیرم و در مژگانِ بلندِ چشمانش بابایش را پیدا میکنم.
هدایت شده از زِنُوبــــــاٰ|𓂆
علی ع خرمایِ نخلستونِ فدک را از ظرفِ سفالی کُنجِ خانه بر میدارد،
برای خرما آیه الکرسی زمزمه میکند،
آرام خرما را باز میکند و از دلش هستهاش را در میآورد، آن هسته را میان دو پر شالش جا میدهد و نصف خرمایی که در کفِ دستش جا داشتند را با تُک انگشتانش برمیدارد و آن را در دهان فاطمه س میگذارد.
با نگاهش صورت و حالات چهره خانمش را مرور میکند تا مطمئن شود ضعفش از بین رفته.
نصفیه دیگر خرما را هم در دهان فاطمه جا میدهد.
و با چهره بَشاش و هویدا از نور می گوید: یا بنت نبی، مادر شدنت مبارکت باد.
هدایت شده از • تَــــࢪنّـمـــــــات • 🌿|•°
@tarannomatحسن الوجود-mc.mp3
زمان:
حجم:
2.5M
#درخواستیاز گَلبَم🌿
يا مَنْ لهُ نِعَمٌ لا تُعَدُّ..
ای آن که نعمت هایی داری که
قابل شمردن نیست ..
هدایت شده از [غوغای ستارگان]
خداوند را آیه ای است،
که نازل شد به آغوش پیامبر:
حاء. سین. نون
ذِکرُ رحمَتِ رَبکَ عَبدَه مُجتبی...
-سید علی شجاعی-
@ocean_h مدارصفردرجه.mp3
زمان:
حجم:
2.2M
#صدای_من
بدور از تمامی اصولِ پادکست ساختن...
در یک شبِ سکوت زیر آسمونِ شهر
بیش از اندازه دوستم داری،
به حدی که از سمت هر چیزی که به من صدمه میزنه داری عذرخواهی میکنی...:)✨🤍
https://eitaa.com/Sunray_Seeker/1746
خانم آفتابگردون رفته بودند محفل، استودیو آزادی.
[بغض/ زجه/ جیغ/ فریااااد/ گریه شُر شُر]
حتی داوود کیم از کره جنوبی اونجا بود...
[زجه های پی در پی]
وَ أُخْرى تُحِبُّونَها نَصْرٌ مِنَ اللَّـهِ وَ فَتْحٌ قَرِيبٌ وَ بَشِّرِ الْمُؤْمِنِينَ
صف/۱۳