eitaa logo
زِنُوبــــــاٰ|𓂆
218 دنبال‌کننده
2.7هزار عکس
503 ویدیو
34 فایل
📸📜✒️ روزنوشتِ آدمیزادی که در پی زیستن و کشف کردن و تجربه کردنه|🌿✨️ مهاجرُ إلى رَبّي|🕊𓂆 ☫ https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_hn9ph2b&btn=ناشناسِ.زِنوبا🪽🌠 ☕️🪐☁️ @nasrollah403/برای شهید سید حسن نصرالله
مشاهده در ایتا
دانلود
في ختامِ أربعينَ يومًا من السَّيرِ إلى الله... نهدي هذا الجهادَ إلى السَّماحة السيّد حسن نصرالله، عَلَمِ المقاومة و فخرِ الأمّة...🦋 من‌ومهاتی
836.6K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
انسان هایی وارد بهشت می‌شوند که قلب هایشان اندازه گنجیشکه...
هدایت شده از |Namira|
16.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شما چند لحظه به این کلیپ نگاه کنید من این خانم رو نمی‌شناسم اما میزان حیای این خانم عفت و حجب و شخصیتش خیلی من رو خوشحال کرد خیلی بهم احساس خوبی داد به نظر من یک دختر مسلمون شیعه ی واقعی باید همچین حیا غرور عزت نفس و همچین احساسی رو از خودش تراوش کنه به جای انجام دادن اعمال سخیف توی عموم جامعه که چهره هر زن مسلمان شیعه رو زیر سوال می‌بره!!!!
زِنُوبــــــاٰ|𓂆
شما چند لحظه به این کلیپ نگاه کنید من این خانم رو نمی‌شناسم اما میزان حیای این خانم عفت و حجب و شخصی
این اصالت و عزت و اقتدار نصیب انسان هایی میشه که از حدود خودشان همان گونه که خداوند می‌خواهد، حفاظت کردند.✨🪴🤍
أنا وقع فؤادي بالغرام و أُحاولُ في ليلي أنْ أنام دلِ من افتاده در دامِ عشق... و شب‌ها—با هزاران فکر و اشتیاق—دارم تقلّا می‌کنم که بخوابم، اما عشق وقتی وارد قلبت می‌شه، خواب تبدیل می‌شه به بی‌تابی، به بیداری کش‌دار... فبدأتُ رواياتي الأولى بالحبّ، عيوني مشغولة پس آغاز کردم قصه‌های ناتمامم را با عشق... چشم‌هایم هنوز غرق در خیال اویند— نه می‌بینند، نه می‌خوابند، فقط خیال می‌سازند... هل سبق وأن عشقَ أحدٌ صُوراً بدموعٍ مَجبولة؟ آیا هرگز کسی، عاشقِ تصویر کسی شده؟ تصویری که با اشک‌های خودش ساخته شده باشد؟ نه از حضورش، بلکه از فُقدانش تصویر بسته باشد؟ یعنی، آیا می‌شود کسی را فقط از غم، از اشک، از خیال، دوست داشت؟ --- فقضيتُ ليالٍ من هواه وما زال فؤادي ما ارتوى و من... شب‌ها را در حسرت او سوزاندم، اما هنوز، هنوز دلِ من سیراب نیست— عشقش مثل آب شور بود؛ هرچه بیشتر نوشیدم، بیشتر تشنه شدم... ما زلتُ أَراك و لستُ أرى فبماذا سأبدأ يا تُرى؟ هنوز تو را می‌بینم، اما دیگر نمی‌بینم... تو در چشمم هستی، اما در واقعیت نه؛ حضورت خیالی شده… و این غیابِ پُرحضور، درد دارد اصلاً از کجا باید آغاز کنم؟ وقتی هیچ آغازگرِ شایسته‌ای برای این درد پیدا نمی‌کنم؟ هل سبق وأن هام أحدٌ بِحبيبٍ دمه قد جرى؟ آیا تا حالا شده کسی عاشق کسی باشد که خونش، از تن رفته باشد؟ یعنی... عاشق شهیدی باشد؟ عاشق کسی که رفته، اما هنوز زنده‌تر از تمام زنده‌هاست؟ عاشق خاطره، عاشق حضور بی‌جسم، عاشق عشق... این، پرسشی‌ست برای قلب‌هایی که عشق را تا سر حد مرگ زندگی کرده‌اند فأجبني بربك أنقذني تسمعني و لست تكلمني يا روحة ما هكذا كنتي! تشتاقك أروقة البيت هل سبق و أن شاق أحدهم لملاك قاب و لن يأتي؟! به حرمت پروردگارت، پاسخ بده... نجاتم بده، مرا بشنو... صدایم را حس می‌کنی، اما جوابی نمی‌دهی. تو این‌گونه نبودی، ای روح نازنین... خانه هنوز بوی تو را دارد، راهروها هنوز صدای قدمت را می‌خواهند. آیا هیچ‌کس تا به حال عاشق فرشته‌ای شده که در قابِ عکس مانده و دیگر هرگز برنمی‌گردد؟... أنا آهوي شهيداً في السماء و شهيدي يهوى فاطمة فحسين هو نور الزهراء و أخوه جواد و البشرى حسنٌ زهراءٌ و عليٌ يروون جهاد و النصره من دل‌باختهٔ شهیدی‌ام در آسمان، و آن شهید، عاشقِ فاطمه است... حسین، پرتوی از نور زهراست .... و حسن، زهرا، و علی— راویان جهادند و نگهبانان پیروزی...
اگر خواستید تلگرام قدم بر چشم...