eitaa logo
زِنُوبــــــاٰ|𓂆
218 دنبال‌کننده
2.7هزار عکس
503 ویدیو
34 فایل
📸📜✒️ روزنوشتِ آدمیزادی که در پی زیستن و کشف کردن و تجربه کردنه|🌿✨️ مهاجرُ إلى رَبّي|🕊𓂆 ☫ https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_hn9ph2b&btn=ناشناسِ.زِنوبا🪽🌠 ☕️🪐☁️ @nasrollah403/برای شهید سید حسن نصرالله
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از قصه فروش؛
برگشتن به شبی که در کافه عمارتِ دل نشسته بودیم و تو شربتِ گل زعفرانت را هم میزدی و از پیشنهاد شغلی جدیدت میگفتی و من محوِ لحنِ چشمهایت بودم که برق میزد و زودتر از زبانت ماجرا را میگفت.. برگشتن به ساعتی که حواست پرتِ صحبت بود و جمعِ من. و با سر انگشتِ سبابه‌ات کف دستم نقش میکشیدی و نوازشم میکردی. بعد زل زل خیره میشدی در مردمک چشمهایم و با اخمی تصنعی میگفتی: به چه حقی انقدر زیبایی؟! برگشتن به لحظه ای که سرم را خم کردم تا تکه‌ی بزرگ کیکِ سیب دارچین را در دهانم بگذارم و تو فرز و تند پیشانی‌ام را بوسیدی.. برگشتن به هیچ‌کدامشان دیگر ممکن نیست ! بیا و مرا برگردان به چهار راه ولیعصر و تماشا کردنِ دست‌فروش‌ها ، به انتخابِ سارافون‌های رنگیِ ارزان قیمت. به خریدنِ ذرت میکزیکیِ داغ و آهسته و نرم پیاده روی کردن تا انقلاب.. بیا آستینم را بکش و بگو که آیا تمام شعرهای فروغ را خوانده ای؟ بعد بی آنکه منتظر جوابم بمانی، مَرا به کتاب فروشی ببر و دیوان اشعارش را برایم بِخر. بیا و مَرا برگردان به روزهای پیش از خودت.. @ghesehforush 🥀🕊
زِنُوبــــــاٰ|𓂆
برگشتن به شبی که در کافه عمارتِ دل نشسته بودیم و تو شربتِ گل زعفرانت را هم میزدی و از پیشنهاد شغلی ج
استادِ من.... استادِ نویسندگی... خانم هاشمی... از خوبی و لطافت نوشته های ایشون هر چی بگم کمه... حتما خیلی از شما ایشون رو میشناسید... اینم کانال اصلی ایشون در ایتا... حمایت کنید...🌸🌧
ما فرزندان مدرسه‌ای هستیم که در آنجا یاد گرفتیم آزاد زندگی کنیم، ما امنیت را از دشمن التماس و گدایی نمی‌کنیم؛ ما حق خود را با خونهایمان که برای سربلندی نذر شده و بر آزادگی ایستاده است، باز پس می‌گیریم. ما یاد گرفتیم که اگر سلاحت را در جنگ خونین بیرون نیاوری، برده‌ای خواهی شد در بازار برده فروشان که رحم و مروتی دیگر در آنجا نیست. @zenoba_hasani
ما امروز اینجا آمدیم تا بگوییم ما در مسیر شما گام برمی داریم؛ مسیر عشق و جهاد، مسیر تصمیم برای پیروزی. ای شیخ راغب، ای سید عباس و ای حاج عماد شما چراغهایی بودید که راه را روشن ساختید و چراغها در پی شما و در راه شما روشن شدند؛ ما برای تمامی جهانیان خواهیم گفت که چگونه آزادی بدست می آید و چگونه با خون پیروزی محقق می‌گردد. @zenoba_hasani
هجدهم January سال 2015 مصادف با بیست و هشتم دی ماه سال ۱۳۹۳ یادم هست که رفسنجان دقیقا مثل امروز غرق برف بود... و خبر شهادت جهاد و فرماندهان مقاومت از جمله الله دادی (یکی از فرمانده های لشکر کرمان) در بلندای جولان... در مرز جنونِ اسرائیل... با بمب افکن ها و موشک ها.... حالمان را منقلب کرد. خطاب به غاصبان: اندکی دلیری در خون شما نمیدَوَد و نطفه تان با ترسِ دورانِ بدبختیتان در حیفا و تلاویو و اورشلیم عجین است. اندکی جرئت ندارید که در مصاف با فرماندهان ما در تنگا تنگی جولان به پا خیزید و جنگی ترتیب دهید. و تا ابد در جهنمِ محصور تلاویو و حیفا و اورشلیم بسوزید و با مرگ که همنشین ابدیتان است ، بر خود بلرزید. @zenoba_hasani
بیایید میخوام ببینم تو ناشناس چیا گفتید و بخونم و جواب بدم.... *مشغله امتحانات واقعا کسل اور بود که الحمدالله تمام شد
و در آخر گذرنامه های ما : رفتن به تمامی کشور ها به جز فلسطین اشغالی مجاز می باشد...:))))💔 و کتاب! یادمه دقیقا همون روزا که حاجی رو شهید کردند یه کتاب خوندم که سرش قلبم درد گرفت... تو فضای اون موقع با اشک و اه میخوندمش... به نام زخم داوود... و یک کتاب دیگدم خوندم که احتمالا پیداش نکنی ولی اسمشو میگم جِنین...درباره وقایع خوفناک جنین...وای حتی نمیتونم بهش فکر کنم....
پیجتون رفتم و مطالب رو خوندم...❤️ بچه ها روزمرگی های یه مامان با بادووم دوست داشتنی‌شونه... خواستید عضو شید... @A_moment_with_lili
باید یوتیوپم وصل شه بتونم براتون پیداش کنم🌸🌿
این عکس جهاد و حاجی>>>>>>