هدایت شده از آشپزی مجلل
این منم؛😔😂💔
🤍 @FunTikTok
همان روز که
در دالان حیاطشان شمعدونی ها پر گل شده بودند و موی شانه زده اش را دم ایوان به نسیم بهاری سپارد.
همان روز که صبحش با چای و نبات و چلچله ها گپ و گفتی راه انداخته بود.
یادم هست آن روز، او رسید.
تاریخ چلچله ها و شمعدونی ها و عطر چای بیدمشکی دارد تداعی میشود، و منتظر که امسال هم تو میآیی؟
دل ما که از اولش خل و چل و دیوونه نبود. رام و آرام همچون اسبی نجیب، یکه میتاخت و هم و غمی نداشت. طُو را که دید افسار گسیخته، شیهه کشید و صحرا و سبلان فتح کرد.
میگویند او دیگر هیچ کس، حتی مرید خودش را نمیشناسد. او جز طو کسی را نمیشناسد.