خوابام پژمرده شدند
تو اگر یه باغ گل رز رو بلند بشی گلاش رو رنگ بزنی همشون پژمرده میشن
وقتی که دیوار رنگ گرفته خوابت رو لمس میکنی تا به خواب بری رنگ گرفته میشی از چشمات گرفته سرت گرفته کل بدنت گرفته تو یه رنگ گرفته هستی
تمام حرکاتت کند میشه و یه حالت چسبناک داری
احساس میکنی جلوی نفس کشیدنت رو گرفته ولی زنده هستی
مرده هم نیستی
نه میمیری نه زندهای فقط هستی
و با اون حالت توی دنیای خوابی
𝑷𝒖𝒓𝒈𝒂𝒕𝒐𝒓𝒚 𝒐𝒇𝒇𝒆𝒓𝒊𝒏𝒈
وقتی که دیوار رنگ گرفته خوابت رو لمس میکنی تا به خواب بری رنگ گرفته میشی از چشمات گرفته سرت گرفته کل
اینطور نیست که بگیم توی دنیای خواب کاملا سبزی یا قرمزی یا هر چیزی
چون اون رنگ یجوری نامرئیه، حس نمیشه، وجود نداره، ولی تو حسش میکنی
دنیایی که میدونی واقعیت نیست و خوابه
ولی خواب همیشگی نیست
این دنیاش دنیای عادی خواب نیست
با اینکه باید دنیای خواب تو باشه اما دنیای خواب تو نیست
تو صاحب اون دنیای خواب نیستی ذهن تو اون رو نساخته
اون برای توی نیست ولی تو گیر کردی توش
و بدتر از همه اینه که تمام آدمای داخل خواب رو میشناسی
ولی همه اونا هم رنگ گرفته شدند
تسلط خودشون رو ندارند و تو هم تسلط اونا رو نداری و ذهنتم نداره
اونا ربات نیستند ولی انسان هم نیستند خواب نیستند ولی توهم هم نیستند وجود دارند ولی موجودی که وجودیت داره نیستند
𝑷𝒖𝒓𝒈𝒂𝒕𝒐𝒓𝒚 𝒐𝒇𝒇𝒆𝒓𝒊𝒏𝒈
تسلط خودشون رو ندارند و تو هم تسلط اونا رو نداری و ذهنتم نداره اونا ربات نیستند ولی انسان هم نیستند
مثل این هست که فقط اومدند تا مطمئن بشند مسیر خواب رو پیش میبری و خطایی خارج از اون پیش نمیره
ترسناک نیست
کابوس نیست
رویا نیست
اما خواب هم نیست
و بدتر از همه واقعیت هم نیست