eitaa logo
نشریه گریپ واین AA Grapevin
4.2هزار دنبال‌کننده
17.6هزار عکس
1.4هزار ویدیو
945 فایل
برنامه روحانی ساده و غیرمذهبی برای رهایی از هرگونه وابستگی برگرفته از گامهای دوازده گانه الکلی های گمنام پیام ما امید ❤ وعده ما آزادی🕊 لینک کانال ایتا 🆔️@oftadegan لینک کانال تلگرام 🆔@oftadegan1937 ارتباط با ادمین 🆔️@Reza27929
مشاهده در ایتا
دانلود
4_513997818852018097.mp3
زمان: حجم: 2.3M
🔶 بازتاب های روزانه 📆 20 اسفند ماه 🔸 بهترین مسیر وقتی سعی می كنيم اراده مان با اراده خداوند در يک راستا قرار گيرد، ميتوانيم از آن درست استفاده كنيم. برای همه ما اين جالب ترين الهام است. تمام مشكلات ما به دليل استفاده نادرست از قدرت اراده مان بوده است. به جای اينكه تلاش كنيم اراده خود را با آنچه خدا برايمان خواسته است هماهنگ كنيم، سعی ميكرديم با آن به مشكلات حمله كنيم. هدف برنامه دوازده گام انجمن رسيدن به اين مهم است و گام سوم راه گشاست. [ دوازده گام و دوازده سنت ] تنها كاری كه می توانم انجام دهم اين است كه به گذشته ام نگاه كنم و ببينم كه قدرت اراده ام مرا به كجا رسانده است. فقط نمی دانم كه چه چيز برايم از همه بهتر است و معتقدم كه قدرت برتر من اين را ميداند.  خداوند هرگز نمی گذارد زمين بخورم، اما خودم هستم كه باعث ميشوم اغلب زمين بخورم. استفاده از قدرت اراده خودم در يک موقعيت مثل اين است كه بخواهی قطعه ای از پازل را به زور در جای نامناسبی قرار دهی. گام سوم در را به روی بقيه برنامه باز ميكند. وقتی از خداوند خواستم مرا راهنمايی كند، ميدانستم كه هرچه اتفاق بيفتد بهترين اتفاق ممكن است، همه چيز همانطور است كه بايد باشد، حتی اگر آن چيزی نباشد كه من ميخواستم يا انتظار داشتم. اگر بگذارم،  خدا كارهايی را كه از پسش برنمی آيم، برايم انجام ميدهد. 🆔@oftadegan
☃️☃️☃️☃️☃️ 💢 ۲۰ اسفند 👇👇👇 👌 در این لحظه؛ از نیروی برترم درخواست می‌کنم به من تمایلی دهد تا جبران خسارت کنم. 🔹 گاهی اوقات آمادگی جبران خسارت را ندارم. 🔸 یاد گرفته‌ام که صبر کردن برای جبران خسارت سودمند نیست. 🔹 ترس از شکست، علت طفره رفتن از انجام این کار است. 🔸از خودم می‌پرسم: «شکست از چه؟» 🔹 مگر برای جبران خسارت شکست معنا دارد؟ 🔸 فردی به این صورت سوال مرا پاسخ داد: «من شکست را، شکست در جبران خسارت می‌دانم. احساس می‌کنم که تمایل ندارم و از نیروی برترم تقاضای کمک می‌کنم، از خداوند درخواست تمایل و شهامت می‌کنم تا در این مسیر قدم بردارم و این کار را انجام دهم.» 🔹 زمانی که شاهد تحقق وعده‌های CoDA هستم حس بهتری دارم. 📖 صفحۀ ۳۵۶ 🆔@oftadegan
4_5927117965844548883.mp3
زمان: حجم: 2M
☃️ ✅ فایل صوتی در اين لحظه 👈 ۲۰ اسفند 🆔@oftadegan
☃️☃️☃️☃️☃️ ✳️ به‌نام او : 🗓 امروز ۲۰ اسفندماه 🌵اما و اگرها🌵 تا زمانی که از اما و اگرها بترسی ثابت و بدون پیشرفت باقی خواهی ماند راز پیشرفت گذر اما و اگرهایی هست که هر روز به اون‌ها جون میدی و قدرتمندشون میکنی باور کن آن‌قدر که با اما و اگر فرصت از دست میدی با نادیده گرفتن ترس‌هات از دست نخواهی داد این‌که هم ‌اکنون گوگل صاحب یوتیوب و برنامه‌‌های تحت وب کاربردی دیگری است که هر روز میلیون‌‌ها کاربر از آن‌ها استفاده می‌کنند اصلاً تصادفی نیست. رهبران شرکت‌‌های موفق و پیشرو از این‌که از منطقه امنیت و آسایش خود خارج شوند و از پولی که دارند برای تولید ثروت بیشتر استفاده کنند هرگز نمی‌‌ترسند ...! ‼️هیچ چیز مانع تکامل من نخواهد شد‼️ https://eitaa.com/oftadegan
☃️☃️☃️☃️☃️ 🖐🖐 ... ✳️ دست‌هایم را دوست دارم، خیلی مهربان است !!! برایم چای می‌ریزد. اجازه می‌دهد چانه‌ام را رویش بگذارم و کنار پنجره به بارش باران نگاه کنم. اشک‌هایم را نرم از صورتم پاک می‌کند. فنجان چای را برایم نگه می‌دارد تا جرعه‌جرعه آن را بنوشم. فکرهای آزار دهنده‌ام را برایم در دفترم می‌نویسد تا ذهنم سبک شود. انگشت‌های پاهایم را وقتی از دویدن‌های بسیار زوق زوق می‌کند برایم می‌مالد. کمی که خسته می‌شود روی پایم آرام چون گربه‌ی ملوسی استراحت می‌کند. می‌دانم مرا دوست دارد. وقتی سردم می‌شود پتو را آرام رویم می‌کشد. بالش را زیر سرم مرتب می‌کند تا راحت‌تر بخوابم. کتابی را که می‌خوانم برایم آرام ورق می‌زند. خاک گلدان‌هایم را عوض می‌کند. اتاقم را مرتب می‌کند با مهارت لباس‌هایم را تا می‌کند و در کشوها می‌گذارد. برایم غذا می‌پزد و ظرف‌ها را می‌شوید. شب‌ها کنار صورتم روی بالش دراز می‌کشد تا احساس تنهایی نکنم. صبح‌ها زنگ ساعت را خاموش می‌کند. بدون اینکه از چشم‌هایم کمک بگیرد تا کمی بیشتر بخوابم. وقتی بیدار می‌شوم پرده را کنار می‌زند تا نور خورشید را حس کنم ... خوشحالم که دست‌هایم را دارم ...! ‼️گاهی "دست‌بوسِ خودمون" باشیم‼️ https://eitaa.com/oftadegan
✍حکایتی بسیار زیبا و خواندنی سالها پیش پسربچه ی فقیری از جلوی یه مغازه ی میوه فروشی رد میشد که بطور اتفاقی چشمش به میوه های داخل مغازه افتاد، صاحب مغازه که پسرک را تو اون حال دید دلش سوخت و رفت یه سیب از روی میوه ها برداشت و داد به پسربچه.پسربچه با ولع زیاد سیب را به دهانش برد و خواست یه گاز محکم به سیب بزند که یه فکری به ذهنش خطور کرد، اون باخودش گفت بهتره این سیب را ببرم دم یه مغازه ی دیگه و با دوتا سیب کوچکتر عوض کنم و این کارا انجام داد و بعد یکی از سیبها را خورد و اون یکی را هم به یه نفر فروخت و با پولش دوباره دوتا سیب خرید و این کار را اینقدر انجام داد تا اینکه تونست یه مقدارپول جمع کنه و بعدش با این پول ها دیگه برای خرید سیب سراغ میوه فروش نمیرفت و مستقیمأ از جایی که میوه فروش میوه تهیه میکرد میوه میخرید.چندسال گذشت و حالا دیگه اون پسرک بزرگتر شده بود و با این کارش موفق شده بود مغازه ای دست و پا کنه و کم.کم با این مغازه اوضاع مالیش خوب شده بود. اون جوان دیگه به این پول ها راضی نمیشد و سعی کرد برای خودش یه کار دیگه ای دست و پا کنه و با همین هدف یه شرکت کوچیک تولید قطعات الکترونیک دست و پا کرد و چند نفر را هم سرکار گذاشت چندسالی گذشت و اون شرکتش را گسترش داد و بجای چند نفر، چندین هزار نفر رو استخدام کرد و بجای تولید قطعات شروع به ساخت موبایل و لب تاپ کرد و موفق به تولید بزرگترین و باکیفیت ترین موبایلهای دنیا شد، اون شخص کسی نبود بجز "استیوجابز" مالک معتبرترین برند موبایل و لب تاپ دنیا "اپل" اون توی یه مصاحبه گفته علت اینکه شکل مارک جنسهای من عکسه سیبه، به این دلیله که یادم نره کی بودم و هرگاه خواستم مغرور بشم گذشته م رو بادیدن این سیب به یاد بیارم....... 🆔@oftadegan
📘مطالعه برای امروز ممکن است مرتکب جنایتی شده باشیم که در صورت بر ملا شدن ما را به زندان بیندازند ممکن است در مورد حساب های خود کم و کسر داشته باشیم و قادر به باز پس دادن آن نباشیم البته ما قبلاً تمام این مطالب را به طور محرمانه در مقابل یک شخص دیگر اعتراف کرده ایم اما اطمینان داریم که در صورت بر ملا شدن آن یا به زندان می رویم و یا شغلمان را از دست خواهیم داد. ممکن است فقط مرتکب خطاهای جزیی شده باشیم مانند دستکاری در صورت حساب هزینه ها که بیشتر ما این گونه کارها را انجام داده ایم شاید طلاق گرفته ایم و ازدواج مجددی کرده ایم و نفقه ی همسر اول را نپرداخته ایم و او نیز از این عمل خشمگین شده و حکم جلب ما را گرفته است. این هم یک نمونه از گرفتاری های متداول ماست. 🆔@oftadegan
اِما می‌گفت: چند روز پس از مرگ آنی دکتر باب به من گفت: باید برویم برایش سنگ قبر بگیریم. با من می‌آیی؟ ما به قبرستان‌ها و جاهای مختلف رفتیم و سنگ‌های زیادی دیدیم وقتی در قبرستان کوهستان آرامش یکی را انتخاب کردیم گفتم: حتماً می‌خواهید روی آن چیزی درباره انجمن بنویسید. گفت: نه،!! پناه بر خدا این اتفاق درست زمانی بود اعضای انجمن به فکر ساختن بنای یادبودی برای آنی و باب افتاده بودند. در واقع از قبل جمع آوری پول برای این کار شروع شده بود. دکتر باب با شنیدن این موضوع فوراً خواست که پول‌ها را برگردانند و مخالفتش را در برپا کردن هر نوع بنای یادبود یا یادگاری برای خودش و آنی به انجمن اعلام کرد. به بیل گفت: بیا اعلام کنیم من و تو هم باید مثل دیگران دفن شویم. دکتر باب و پیشکسوتان 🆔@oftadegan