خلاف عقربه های ساعت
برادری این دوتا از قشنگ ترین های ناول بود:))) و خواهربرادری سه تاییشون از اونم قشنگ تر
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
هدایت شده از ᴏꜰꜰ ᴛʜᴇ ᴡᴀʟʟ
https://eitaa.com/old_book/3175
بزار اینم بگم که جیانگ چنگ فکر می کرد جیانگ فنگمیان دوستش نداره ولی وقتی فهمید به مکتب حیانگ حمله شده و بانو یو داره تنها می جنگه از ووشیان خواست قول بده که مراقب جیانگ چنگ هست:)
خلاف عقربه های ساعت
https://eitaa.com/old_book/3175 بزار اینم بگم که جیانگ چنگ فکر می کرد جیانگ فنگمیان دوستش نداره ولی
آره یادمه... و همین دردناکه! نمی تونی کسی رو مقصر بودن چون در عین حال همه گناه دارن...
خلاف عقربه های ساعت
"آ-یینگ، آ-چنگ... تو باید حواست بهش باشه!"
وای نکن... دارم موسیقی فلوت ووشیان رو گوش می دم دوباره اشکم درمیاد