هدایت شده از ᴏꜰꜰ ᴛʜᴇ ᴡᴀʟʟ
https://eitaa.com/old_book/3175
بزار اینم بگم که جیانگ چنگ فکر می کرد جیانگ فنگمیان دوستش نداره ولی وقتی فهمید به مکتب حیانگ حمله شده و بانو یو داره تنها می جنگه از ووشیان خواست قول بده که مراقب جیانگ چنگ هست:)
خلاف عقربه های ساعت
https://eitaa.com/old_book/3175 بزار اینم بگم که جیانگ چنگ فکر می کرد جیانگ فنگمیان دوستش نداره ولی
آره یادمه... و همین دردناکه! نمی تونی کسی رو مقصر بودن چون در عین حال همه گناه دارن...
خلاف عقربه های ساعت
"آ-یینگ، آ-چنگ... تو باید حواست بهش باشه!"
وای نکن... دارم موسیقی فلوت ووشیان رو گوش می دم دوباره اشکم درمیاد
بازم تو شلوغی امشب، تنها دیوونه اینجا.
بلند تر بگو، کی اینجا رئیسه؟
متاسفم انقدر صدای آهنگ و پایکوبی زیاده که صدات رو نمی شنوم کوچولو! ~
آره آره آره، من اینجا غرق شدم.
زندانی؟ شوخی می کنی اینجا زمین بازی منه!
امشب انقدر پایکوبی می کنم که کسی تا حالا نظیرش رو ندیده باشه!
آره آره آره، امشب شب منه~
بلند تر فریاد بزنید، احساس درون تون رو خاموش نکنید، بذارید تمام دنیا بدونن امشب شب کیه، بذارید همه بدونن تنها ملکه امشب کیه! ~
روی این سکو، تنها ستاره اینجا ایستاده، چیزی می خوای بگی؟ متاسفم ولی از این بالا نمی تونم ببینمت!
حالا که ستاره ها دارن با خوشحالی برام چشمک می زنن ( چون ماه دیگه نمی تونه مثل شبای دیگه خودنمایی کنه ) می خوام بلندتر بگم، تنها ملکه امشب منم! ~
امشب، زیبایی هیچ کس در برابرش به چشم نمیاد... چون امشب شب یادآوری اینه که اون متولد شده تا بدرخشه، به خاطر همین نورانی تر از هر شب دیگه ای هست، مواظب چشماتون باشید!
تولدت مبارک @Jklover7
خلاف عقربه های ساعت
تو معجزه از دردهایی که لیان می کشید آدم زجه می زنه... ولی این یکی داغش یه جور دیگه س... یه جور خاصی نابودت می کنه...